<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579</id><updated>2012-01-31T18:48:57.585+03:30</updated><category term='مقاله'/><category term='خواندنی'/><category term='ترجمه'/><category term='خبری'/><category term='مولتی مدیا'/><category term='بیانیه'/><title type='text'>عنوان</title><subtitle type='html'>وبلاگ شخصی مجید اشرف نژاد</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>35</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-7741559176490456777</id><published>2011-02-20T05:43:00.000+03:30</published><updated>2011-02-20T05:43:47.121+03:30</updated><title type='text'>‫برنامه کمونارهای بلانکيست فراری‬ (‫فریدریش انگلس‬)</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/7/7b/Engels_1856.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; float: right; margin-bottom: 1em; margin-left: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/7/7b/Engels_1856.jpg" width="162" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بعد از شکست هر انقلاب یا ضدانقلاب، در ميان فراریانی که به خارج از کشور ‫گریخته اند فعاليت های تب آلودی آغاز می شود. گروه های حزبی گوناگونی تشکيل می شوند و یکدیگر را متقابلا متهم می سازند که موجب به لجن فرو رفتن ارابه (انقلاب. مترجم) گشته و بدین ترتيب خيانت و تمام انواع ممکنه از گناهان کبيره را‬ ‫به یکدیگر نسبت می دهند. آنها با وطن خود فعالانه در ارتباط باقی می مانند،‬ ‫تشکيلاتی برپا می کنند، توطئه می چينند، اعلاميه ها و روزنامه هائی منتشر‬ ‫می سازند و سوگند می خوردند که تا بيست و چهار ساعت دیگر، مجددا حمله آغاز ‫شده و این بار پيروزی حتمی است و در این رابطه حتی مشاغل دولتی را تقسيم‬ می کنند. طبيعی است که این حساب ها غلط از آب در می آید و به دنبال خود‬ ‫سرخوردگی پشت سرخوردگی به همراه می آورد. از آنجا که آنها این نتایج را مولود‬ ‫مناسبات اجتناب ناپذیر تاریخی- که مایل به درک آن نيستند- ندانسته، بلکه در نتيجه خطاهای تصادفی افراد تلقی می کنند، لذا بر اتهامات متقابل آنها افزوده می شود و‬ ‫بدینگونه تمام جریانات به دعوا و مرافعه عمومی منتهی می گردد. در سير تاریخی تمامی گروه های مختلف فراری از مهاجرین سلطنت طلب سال 1792 (فرانسه.‬ ‫مترجم) گرفته تا به امروز، این نکته پيوسته به چشم می خورد. و هرکس که در ميان‬ ‫فراریان از فهم و بصيرت برخوردار باشد، خود را از این جار وجنجال های بی ثمر- ‫تا آنجا که بتواند آبرومندانه انجام شود- کنار کشيده و به کار بهتری می پردازد.‬&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;‫مهاجرین فرانسوی بعد از کمون نيز از این سرنوشت اجتناب ناپذیر مصون نمانده اند. بر اثر تبليغات افترا آميزی که در اروپا به راه افتاد، و همه آنها را بطور‬ ‫یکسان مورد حمله قرار داد و بویژه در لندن، آنها بخاطر نقطه مرکزی مشترکی که در شورای عمومی انترناسيونال بدست آوردند، مجبور بودند که در ابتدا مدتی اختلافات درونی خود را حداقل در مقابل انظار جهانيان مخفی دارند، تا اینکه بالاخره مشاجرات علنی در همه جا بروز کرد. در دو سال اخير دیگر آنها نتوانستند روند تجزیه ای را که در بين آنها سریعا صورت می گرفت و افزایش می یافت، مخفی نگهدارند. در سوئيس بخشی از آنها به باکونيست ها پيوستند که عمدتا تحت نفوذ ‫شخصی بنام "مالون" قرار داشتند که وی خود یکی از بنيانگذاران اتحاد سری بود.‬ ‫سپس در لندن به اصطلاح بلانکيست ها از انترناسيونال کنارگيری کرده و برای خود گروهی بنام کمون انقلابی تشکيل دادند. بعدا در کنار این گروه، تعدادی گروه های دیگر بوجود آمدند که البته دستخوش تغيير و دگرگونی دائمی هستند و در ‫بيانيه هایشان مطلب در خور توجهی ارائه نداده اند. در حاليکه بلانکيست ها اخيرا طی اعلاميه ای خطاب به "کمون ها" برنامه خود را به اطلاع جهانيان رسانده اند.‬&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;‫اینها نه به این جهت بلانکيست ناميده می شوند که گویا متعلق به گروهی که بلانکی مؤسس آن بود می باشند- فقط چند تن از تعداد 33 نفری که امضاء کنندگان این برنامه هستند با بلانکی صحبت هائی داشته اند- بلکه از آن جهت که می خواهند ‫به پيروی از منویات و سنت های او فعاليت کنند. بلانکی عمدتا یک فرد انقلابی سياسی است و سوسياليست بودنش فقط از روی احساس است و بدین خاطر از خلق‬ ‫هواداری می کند، ولی نه دارای تئوری سوسياليستی است و نه پيشنهادات پراتيک‬ ‫مشخصی که محتوای یک راه حل اجتماعی باشد ارائه می دهد. او در فعاليت های‬ ‫سياسی خود عمدتا "مرد عمل" بود و اعتقاد داشت اقليت کوچکی که بخوبی متشکل باشد و در لحظه مناسبی دست به عمل زند، با چند موفقيت اوليه، توده های خلق را ‫به دنبال خود می کشد و بدین ترتيب می تواند انقلاب پيروزمندی را بوجود بيآورد.‬&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;‫البته او توانسته بود در زمان حکومت لوئی فيليپ، این هسته مرکزی را تنها به عنوان یک انجمن مخفی سازماندهی کند. اما اتفاقی رخ داد که معمولا به هنگام‬ ‫توطئه ها بوقوع می پيوندد، یعنی آنکه مردم که سرشان با وعده های تو خالی گرم‬ ‫می شد و آنها را با قول و قرارهای پوچ دلخوش می داشتند، سرانجام کاسه صبرشان لبریز شده و دست به شورش زدند. به این ترتيب فقط یکی از این دو راه باقی می ماند که یا از خير توطئه بگذرند و یا آنکه بدون هيچ سبب و علت خارجی دست‬ ‫به کار شوند. روی این اصل دست بکار شدند (21 مه 1893) و در یک چشم بر هم‬ ‫زدن به زانو در آمدند.‬&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;‫ضمنا باید یادآور شد که این توطئه بلانکيستی تنها توطئه ای بود که پليس اصلا‬ ‫نتوانسته بود رد پائی از آن بدست آورد و این ضربه برای آن کاملآ غيرمترقبه‬ ‫بود.‬ ‫از آنجا که بلانکی هر انقلابی را به مثابه اقدام ناگهانی یک اقليت کوچک انقلابی‬ ‫تلقی می کند، الزاما پس از موفقيت خواه ناخواه دیکتاتوری جایگزین آن خواهد شد.‬&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;‫البته نه دیکتاتوری تمام طبقه انقلابی پرولتاریا، بلکه دیکتاتوری تعداد معدودی از‬ ‫افراد است که دست به این اقدام زده اند و خودشان نيز به نوبه خود از قبل تحت‬ ‫دیکتاتوری یک یا چند نفر معدود متشکل شده اند. آشکار است که بلانکی انقلابی است‬ ‫متعلق به نسل گذشته. این تصورات از جریان حوادث انقلابی لااقل برای حزب کارگر‬ ‫آلمان از مدت ها قبل کهنه شده است و در فرانسه نيز می تواند مورد استقبال‬ ‫کارگرانی که از بلوغ کمتری برخوردار هستند و یا کارگران ناشکيبا قرار گيرد.‬&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همچنين در می یابيم که آنها در برنامه ارائه شده با دایره عمل و محدودیت های‬ ‫مشخصی روبرو می شوند. برای بلانکيست های لندنی ما، اساس بر این است که‬ ‫انقلاب ها اصولا خودشان بوجود نمی آیند، بلکه بوجود آورده می شوند و به وسيله‬ ‫یک اقليت نسبتا ناچيز و براساس طرحی که از قبل تنظيم شده است پدید می آیند و‬ ‫بالاخره اینکه هر لحظه (انقلاب مترجم) "بزودی براه می افتد". طبيعی است که این‬ ‫چنين اصول به نحو نجات ناپذیری فراریان را با خود فریبی ها روبرو می کند و باید ‫ناچارا از دامن یک جنون به جنون دیگری سقوط کرد.‬&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اینها می خواهند بيش از هر چيز نقش بلانکی یعنی "مرد عمل" را بازی کنند. اما‬ ‫فقط حسن نيت کافی نيست و از این گذشته هر کس غریزه انقلابی و عزم سریع و‬ ‫راسخ بلانکی را دارا نيست. و هاملت هم هر قدر از انرژی و توان صحبت کند، باز‬ ‫همان هاملت باقی می ماند و در نتيجه وقتی هيچ یک از این سی و سه "مرد عمل"‬ ‫ما در زمينه ای که آنها نامش را عمل می گذارند، مطلقا کاری برای عمل نمی گذارند،‬ ‫مطلقا کاری برای انجام دادن ندارند، آنوقت این سی و سه تن بروتوس ما )اشاره به‬‫ ‫مارکوس بروتوس رجل سياسی روم قدیم، یکی از عاملان توطئه قتل سزاز. مترجم( ‫با خود در تضادی که بيش تر کمدی است تا تراژدی روبرو می گردند. تضادی که‬ ‫غم انگيز بودن آن به هيچوجه در اثر وجهه تاریکی که آنها برای خود درست‬ ‫کرده اند، بيشتر نمی شود. وجهه ای که گوئی آنها تعداد زیادی "موروهائی که خنجر‬ در زیر لباس خود دارند می باشند )مورو قهرمان اثری از شيللر شاعر آلمان است.‬ ‫مترجم( و این چيزی است که اصلا به فکر آنها نمی رسد. آنها چه می توانند بکنند؟‬ ‫آنها ليست بعدی "دست بکار شدن" را آماده می کنند. ليستی که در آن نام افراد‬ ‫اخراجی و تبعيدی را به اطلاع عموم می رسانند تا بدینوسيله کسانی که در کمون‬ ‫شرکت داشته اند تصفيه شوند. و به همين جهت هم هست که آنها در بين سایر‬ ‫فراریان به عنوان خالص ها محسوب می شوند. اینکه آیا خود آنها نيز چنين عنوانی‬ ‫را برای خود قائل هستند یا نه، چيزی است که من از آن اطلاع ندارم و این با وضع عده ای از آنها جور در نمی آید.‬ جلسات آنها باید در بسته بوده و تصميمات شان باید محرمانه باشند. اما این مانع‬ ‫از آن نيست که فردای همان روز این خبر در تمام محله فرانسوی نشين نپيچيد.‬&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;‫همانطور که مثل هميشه به این چنين مردان جدی عمل که کاری برای انجام دادن‬ ندارند، می گذرد، البته آنها به جدال های شخصی و بعد به مشاجرات ادبی پرداختند‬ آن هم با یک مخالف محترم، با یکی از افراد مشکوک روزنامه های کوچک پاریس،‬ ‫شخصی بنام فر ِرش که در زمان کمون روزنامه ای را بنام "پرده دوشن" کاریکاتور‬ ‫مبتذلی از نشریه هبرت در سال 1793 منتشر ساخت. این وجود نجيب نيز در پاسخ‬ ‫بی نزاکتی های اخلاقی آنها تمام ایشان را در جزوه ای بنام "جاسوس یا همدست جاسوس" معرفی می کند که هر کلمه آن: لگنی است پر از کثافت و تعفن و نه خالی.‬ با این چنين مریضی بروتوس های ما لازم می بينند که در برابر دیدگان توده مردم‬ دست و پنجه نرم کنند. اگر چيزی مسلم باشد، مطمئنا این است که پرولتاریای پاریس‬ ‫بعد از آن نبرد جانفرسا و بعد از گرسنگی کشيدن پاریس و بویژه بعد از خونریزی‬ وحشتناک ماه مه 1871، مدتی وقت برای استراحت لازم دارد تا بار دیگر نيرویش‬ را جمع آوری کند. بعلاوه هر تلاش زودرس و نابهنگام برای قيام می تواند شکست‬ جدید و شاید شکست وحشتناک تری را بدنبال آورد. بلانکيست های ما عقيده دیگری دارند و از هم پاشيدن اکثریت سلطنت طلبان در ورسای به آنان بشارت می دهد:‬ ‫سرنگونی ورسای قصاصی است برای کمون. زیرا ما به آن لحظه بزرگ تاریخی و‬ ‫به آن بحران بزرگ می رسيم که به نظر می رسد خلق در حاليکه در فقر فرو رفته و‬ ‫با مرگ روبروست، مع الوصف با نيروی تازه ای یورش انقلابی خود را دوباره از‬ ‫سر می گيرد".‬&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بنابراین دوباره و در واقع در آینده ای بسيار نزدیک چرخ براه می افتد. اميد به‬ فوریت "انتقام کمون" توهمی نيست که خاص فراریان باشد، بلکه اساس عقيدتی‬ ضرور افرادی است که بزور در مغز خود می گنجانند که در زمانی که بگمان آنها که‬ ‫همان گمان وارد آوردن ضربه انقلابی است، مطلقا هيچ کاری نمی توان کرد، باید نقش "مردان عمل" را بازی کنند. وقتی ماجرا شروع شد، لحظه آن فرا رسيده است‬ که هر جنبنده ای در صفوف فراریان، آمادگی خود را اعلام نماید. و به این ترتيب این‬ 33 نفر به ما اعلام می دارند که آنها 1- آته ایست ها، 2- کمونيست ها، 3- انقلابيون هستند.‬&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بلانکيست های ما این وجه مشترک را باکونيست ها دارند که می خواهند نماینده‬ افراطی ترین و تندترین مشی باشند. ضمنا ناگفته نماند که به همين جهت نيز آنها، اگر‬ ‫چه هدف های متکاملتری دارند، مع ذالک اغلب وسایل کارشان یکی است. بنابراین‬ موضوع بر سر آن است که در رابطه با انکار وجود خدا افراطی تر از دیگران عمل‬ کنند. خوشبختانه امروزه آته ایست بودن دیگر هنری نيست. آته ایسم برای احزاب‬ کارگری اروپا، امری تقریبا بدیهی است، اگر چه در برخی از کشورها اغلب به اندازه‬ کافی تعبير دیگری از آن می شود. مثلا در مورد آن باکونيست اسپانيائی که اظهار ‫داشته است: "اعتقاد به خدا با هر سوسياليزمی مغایرت دارد اما در مورد مریم باکره، این مطلب کاملا فرق می کند و آن اینکه یک سوسياليست معمولی بایستی به‬ آن اعتقاد داشته باشد. "در مورد کارگران سوسيال دموکرات آلمان حتی می توان گفت که آته ایسم از نظر آنها موضوعی کهنه شده تلقی می گردد و این کلمه صرفا‬ ‫منفی، برای آنها بی معنی است، زیرا آنها دیگر با مخالفت تئوریک سر و کاری ندارند‬ ‫بلکه فقط بطور پراتيک با اعتقاد به خدا مخالف هستند. آنها دیگر کاری با خدا نداشته‬ ‫و در دنيای واقعی زندگی و فکر می کنند و به این جهت ماتریاليست هستند. این نکته‬ در فرانسه نيز صادق خواهد بود و اگر چنين نباشد، کاری ساده تر از این نيست که‬ کوشش شود تا آثار ادبی درخشان ماتریاليستی قرن گذشته فرانسه بطور وسيعی در‬ ميان کارگران اشاعه داده شود. آثاری که در آنها شعور فرانسوی بر حسب شکل و‬ ‫محتوا تا به حال به عالی ترین مدارج خود رسيده- با توجه به سطح دانش آن زمان-‬ ‫و هنوز هم از نظر محتوا در سطح بی نهایت بالائی قرار دارد و از لحاظ شکل هرگز‬ نظير آن بوجود نيامده است. اما این مطابق ميل ما بلانکيست ها نيست و اینها برای‬ ‫آنکه ثابت کنند که افراطی ترین افرادند، خداوند به مانند سال 1793، طی حکم و‬ ‫فرمانی ساقط می شود:‬ ‫"کمون قادر است هميشه بشریت را از شبح بدبختی گذشته "(خدا)" از این سبب‬ ‫"(خدائی که وجود ندارد به عنوان یک علت!)" بدبختی کنونيش نجات دهد.- در‬ کمون جائی برای کشيش ها وجود ندارد و هر نوع تجمعات مذهبی و هرگونه‬ تشکيلات دینی باید ممنوع گردد."‬ ‫این حکم که بمانند فرمان مفتی و برحسب دستور از بالا صادر شده و خواستار‬ مبدل ساختن مردم به آته ایست هاست، بوسيله دو نفر از اعضای کمون امضاء شده‬ است که واقعا به اندازه کافی فرصت داشتند تا تجربه آموزند که: اولا می توان روی کاغذ دستورات زیادی مطرح کرد و بدون آنکه واقعا احتياجی به اجرای آنها باشد و‬ دوما اینکه پيگردها وسيله ای برای آن هستند، تا بدگمانی ها و نارضایتی ها را باعث‫ شده و موجب تشدید آن شوند! همين قدر مسلم است که، تنها خدمتی که امروزه‬ می توان در حق خدا انجام داد، این است که خدانشناسی را به عنوان مسئله عقيدتی‬ اجباری اعلام کرد و قوانين مبارزه با فرهنگ کليسائی بيسمارک را بوسيله، ممنوع ساختن مذهب بکلی بر چيده ساخت.‬&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نکته دوم در برنامه (فراریان بلانکيست کمون، مترجم) کمونيزم است. در اینجا‬ موضوع خيلی خودمانی تر می شود. زیرا قایقی که ما در آن بادبان کشيده ایم‬ ‫"مانيفست حزب کمونيست" ناميده می شود که در فوریه 1848 منتشر گردیده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;‫در پائيز 1872، پنج بلانکيستی که از انترناسيونال استعفاء داده بودند برنامه‬ سوسياليستی ارائه دادند که تمام نکات عمده آن همان برنامه کمونيزم آلمانی کمون‬ بود. استعفای آنها با این استدلال همراه بود که انترناسيونال زیر بار آن نرفته است‬ که مطابق دلخواه این پنج نفر دست به انقلاب زند و حالا شورای این سی و سه نفر،‬ این برنامه را با تمام بينش ماتریاليزم تاریخی آن پذیرفته است، گرچه در انتقال و‬ ‫ترجمه آن به فرانسوی بلانکيستی، به استثنای مواردی که تقریبا به نقل مانيفست‬ پرداخته اند، نقص هائی به چشم می خورد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به عنوان مثال در جمله زیر:‬ "بورژوازی به مثابه آخرین مظهر تمام اشکال بندگی، بهره کشی از کار را با‬ وضوح کامل عریان نموده و پرده ای را که در گذشته آن را مستور ساخته بود، از هم‬ دریده است. حکومت ها، ادیان، خانواده ها، قوانين و سازمان ها چه در گذشته و چه‬ در حال چهره خود را به علت تضادی که در جامعه ميان سرمایه داران و کارگران‬ مزدور وجود دارد، نمایان می سازند. اینها ابزار ستمی هستند که به کمک آنها ‫بورژوازی سلطه خود را حفظ کرده و پرولتاریا را در خاری و مذلت نگه می دارد."‬ این مطلب را با بخش اول "مانيفست حزب کمونيست" مقایسه کنيد:‬ "بورژوازی در یک کلمه، بجای استثماری که در پرده پندارهای مذهبی و سياسی‬ پيچيده و مستور بود، استثمار آشکار، خالی از شرم، مستقيم و سنگدلانه ای را رایج‬ گردانيد.‬ بورژوازی انواع فعاليت هائی را که تا این هنگام حرمتی داشتند و به آنها با خوفی‬ زاهدانه می نگریستند، از هاله مقدس خویش محروم کرد. پزشک و دادرس و کشيش‬ و شاعر و دانشمند را به مزدوران جيره خوار مبدل ساخت. بورژوازی پوشش‬ عاطفه آميز و احساساتی مناسبات خانوادگی را از هم درید و آن را به مناسبات صرفا‬ پولی تبدیل نمود" و قس عليهذا.‬&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;‫البته هر قدر از تئوری به پراتيک نزدیکتر می شویم ویژگی این سی و سه نفر‬ بيشتر مشخص می شود:‬ "ما کمونيست هستيم زیرا می خواهيم بدون توقف در مراحل بينابينی و بدون‬ مصالحه هائی که فقط پيروزی را به تاخير می اندازد و بردگی را طولانی تر‬ می سازند، به هدف خود نائل آنيم." کمونيست های آلمانی، کمونيست هستند زیرا‬ آنها در تمام مراحل بينابينی و مصالحه هائی که نه بوسيله خودشان بلکه بوسيله‬ تکامل تاریخی آفریده می شوند، هدف نهائی را با وضوح در مد نظر دارند، (در چاپ‬ 1894 در این قسمت چنين اضافه شده است و" تعقيب می کنند") یعنی از بين بردن‬ طبقات و بنای جامعه ای که دیگر هيچگونه مالکيت خصوصی بر زمين و وسائل‬ توليد در آن وجود نداشته باشد. این سی و سه نفر خود را کمونيست می دانند، زیرا‬ ‫تصور دارند که فقط با دارا بودن اراده سليم، مراحل بينابينی و مصالحه ها را با‬ جهش پشت سر می گذارند. دیگر قضيه تمام است و همان طور که پيداست اگر در این‬ روزها "ماجرا شروع شود" و آنها بر سر کار بيآیند، آنوقت پس فردا" کمونيزم جاافتاده است". و اگر این امر بلافاصله ممکن نشود، آنوقت آنها دیگر کمونيست نيستند. چه ساده لوحی کودکانه ای! ناشکيبائی را به عنوان دليل تئوریک متقاعد‬ کننده پيش انداختن!‬&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;و بالاخره سی و سه نفر ما انقلابی هستند. حال در این مورد و در رابطه با کلمات‬ پر طمطراق، همانطور که آشنا و روشن است، با کمونيست ها سنگ تمام گذاشته اند.‬ ‫با وجود این بلانکيست های ما خود را موظف می دانند که گوی سبقت را از آنها‬ بربایند و آنهم چگونه؟ می دانيم که تمام پرولتاریای سوسياليست از ليسبون و‬ نيویورک گرفته تا بوداپست و بلگراد، مسئوليت اعمال کمون پاریس را فوری و در بست به گردن گرفتند ولی بلانکيست های ما به این بسنده نمی کنند و‬ چنين می نویسند:‬ ‫"در مورد آنچه به ما مربوط می شود، ادعا می کنيم که به سهم خود مسئوليت آن‬ اعدام ها را که (در دوران کمون) دشمنان خلق با آن روبرو شدند (ذکر اسامی‬ تيرباران شدگان) به عده می گيریم و در مسئوليت آن آتش سوزی هائی که ابزار کار‬ ستمگران درباری و یا بورژوا را نابود ساختند و یا موجب حراست از مبارزین شدند،‬ سهيم هستيم."&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در انقلاب بطور اجتناب ناپذیری برخی کارهای احمقانه صورت می گيرد. اتفاقا مثل‫‬ تمام اوقات دیگر، وقتی سرانجام به اندازه کافی آرامش حاصل شد تا بتوان با قضایا‬ برخوردی انتقادی داشت، آنوقت الزاما به این نتيجه می رسد که: ما خيلی کارها کردیم که بهتر بود نمی کردیم و خيلی کارها نکردیم که بهتر بود می کردیم و به این‬ جهت بود که نتيجه ای حاصل نشد و کار به سامان نرسيد. ولی چقدر کمبود قدرت انتقاد در این نکته نهفته است چنانچه کمون را مقدس قلمداد کنيم و آن را خطاناپذیر‬ ‫بدانيم و ادعا کنيم هر خانه ای که در آتش سوخته و هر گروگانی که تيرباران شده،‬ کاملآ و بدون چون و چرا مستوجب این عقوبت بوده است؟ آیا این به معنی آن نيست که افرادی که در اثنای ماه مه بوسيله مردم تيرباران شدند، لزومی برای کشتن شان وجود نداشت و خانه هائی که آتش زده شدند، نمی بایستی به آتش کشيده می شدند؟‬ آیا این درست همانند آن نيست که در مورد انقلاب اول فرانسه بگوئيم:‬ ‫همه آنهائی که سرشان از بدنشان جدا شد، حقشان بود. ابتدا آنهائيکه بدستور‬ روبسپير گردنشان زده شد و بعد خود روبسپير؟ وقتی افرادی که در اصل انسان های‬ خوش بينی هستند، به اقتضای این انگيزه که باید خوفناک تجلی کنند، دستشان باز‬ گذاشته شود، آنوقت این چنين اعمال بچگانه پيش می آید.‬&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سخن کوتاه. با وجود تمام دیوانگی های فراریان و با وجود تمام کوشش های‬ مسخره بخاطر آنکه کارل نوجوان (اشاره به ادوارد ویلانت. در چاپ‬ 1894 از قلم افتاده است.) وحشتناک جلوه داده شود، مع الوصف‬ پيشرفت مهمی در این برنامه به چشم می خورد. این اولين مانيفستی است که طی آن‬ کارگران فرانسوی به کمونيزم فعلی آلمان اعتراف می کنند. مضافا بر اینکه کارگرانی‬ از ان دسته که فرانسویان را خلق برگزیده انقلاب دانسته و پاریس را اورشليم انقلابی‬ تلقی می کنند. کشيده شدن کار آنها بدینجا بدون شک مرهون ویلانت است که یکی‬ از امضا کنندگان برنامه است و همانطور که می دانيم با زبان آلمانی و آثار‬ سوسياليستی آشنای کامل دارد. کارگران سوسياليست آلمانی که در سال 1870 ثابت‬ نمودند، از شووینيسم ملی کاملا بدور هستند، پذیرش اصول تئوریک صحيح را از‬ طرف کارگران فرانسوی، ولو آنکه منشاء آن آلمان باشد، می پذیرند و آن را به فال‬ نيک می گيرند.‬&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;________________________________&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;‫نشریه فولکس شتاب،‬ ‫شماره 73، 26 ژوئن1874&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-7741559176490456777?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/7741559176490456777/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=7741559176490456777&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/7741559176490456777'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/7741559176490456777'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2011/02/blog-post.html' title='‫برنامه کمونارهای بلانکيست فراری‬ (‫فریدریش انگلس‬)'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-6368613908567309296</id><published>2010-07-14T17:17:00.000+04:30</published><updated>2010-07-14T17:17:05.803+04:30</updated><title type='text'>GOD- john Lennon</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;object style="background-image: url(&amp;quot;http://i4.ytimg.com/vi/Wv3ic6OOXns/hqdefault.jpg&amp;quot;);" width="425" height="344"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/Wv3ic6OOXns&amp;amp;hl=en_US&amp;amp;fs=1"&gt;&lt;param name="allowFullScreen" value="true"&gt;&lt;param name="allowscriptaccess" value="always"&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/v/Wv3ic6OOXns&amp;amp;hl=en_US&amp;amp;fs=1" allowscriptaccess="never" allowfullscreen="true" wmode="transparent" type="application/x-shockwave-flash" width="425" height="344"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-6368613908567309296?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/6368613908567309296/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=6368613908567309296&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/6368613908567309296'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/6368613908567309296'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2010/07/god-john-lennon.html' title='GOD- john Lennon'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-7005432385548479912</id><published>2009-07-04T14:40:00.002+04:30</published><updated>2011-02-20T05:44:51.209+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بیانیه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>بیانیه اعتراضی بیش از 200 تن از فرهنگیان، دانشگاهیان و فعالان سیاسی، صنفی و مدنی در اعتراض به بازداشت جعفر ابراهیمی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;درآستانه ی انتخابات ریاست جمهوری، خبردار شدیم که جعفر ابراهیمی ازندریانی، از فعالان سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، دبیرآموزش و پرورش شهریار و فعال کانون صنفی معلمان، در رابطه بافعالیت های صنفی خود در جهت احقاق حقوق فرهنگیان در تاریخ چهارشنبه 20/3/88 دستگیر شده است و بعد از مراجعات مکرر خانواده، دستگیری ایشان، توسط نیروهای اطلاعات بوده، و مکان نگهداریشان را بند 209 اوین اعلام کرده اند لذا ما امضا کنندگان این بیانیه، ضمن ابراز همدلی با خانواده ی آقای ابراهیمی، خواستار آزادی هرچه سریع تر ایشان از زندان می باشیم.&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;blockquote&gt;احسان صفایی مقدم- ابوذرشهرکی- ابوذرمهربانی- اصغرزارع - امین دربان- آزاده فرامرزی ها-آزاده خسروشاهی-ابراهیم طاهری -امیر رشیدی- اشکان مسیبیان- آزاد حاجی آقایی-آیدا سعادت- آرش نصیری اقبالی-ابراهیم امدادی-آرش انواری-امید حسین زاده-الناز انصاری-احمد مدادی- اصغر بازرگانی-اکرم ابویی- الهام قیطانچی-ابراهیم گرجی-احمد طالبی-اشکان غیثوندی-امیرصفری فر- بلال مرادویسی-بهنازشکریار- بیتاطاهباز- بابک غیاثی- بهیرا فلاح- بهزاد عبدی- پویاعزیزی-پرستوالهیاری-پویش عزیزالدین-پروین ذبیحی- پویان تحویلداری- پروین اردلان- پژمان کریمی-پروین ذبیحی-پیام شکیبا-تارا نجداحمدی- جلوه جواهری-جمشید آئین دار-جواد صفوی زاده-جواد میرزائی-جواد طالبی-جواد سیف-جواد سلیمانی- حسن ملوندی-حسین حیاتی- حمید جعفری -حمیده نظامی-حامد صادقی صفت-حمید آزرم منش-حشمت صفایی-حسین رمضانی-حمید بی ازار- حسین رضا میرزائی- حسین نوابی-حسین احمدی-حمید ابراهیمی-حسین خیری فام-حسین سخنور - خسرو دلیرثانی-خدیجه مقدم- خدیجه پاک ضمیر - دلارام علی - رسول رضایی -رضا دهقان-رکسانا ستایش-رها عسگری زاده-رویا درشتی-رضا عباسی- رضوان مقدم – رحیم حسنی تبار-رضا بختیاری-ربابه طالبی-راضیه نعمتی-ریرا اسفندیاری-رسول بداقی - زهرا رضایی- زویااسکندریان-زینب کشاورز-زهره اسدپور - ستارنوربخش -سمیه فرید-سمانه عابدینی-سمیه رشیدی-سوسن طهماسبی-سمانه موسوی-سیاوش قلیچ خانی-سپیده یوسف زاده-سهراب کریمی-سحر سان-سعیده حاتف-سولماز احمری-سوزان ذاکر-سیوش منتظری-سعید نعیمی-سعید گرجی-سعید امیدی -سمانه فرید-سمیه رضائی-سعید ابراهیمی -شهاب الدین شیخی-شیدا شاه محمدی- شهلا انتصاری- شیرین فامیلی- صدیقه مقدم -طلعت تقی نیا -عباس شکفته دل-علی محمدی-علی سمیعی زاده - علی عبدی-علی طایفی-علی اخوان-عالیه مطلب زاده-علی اکبر خسروشاهی-علی مشمولی-علی صادقی-عباس شعبانی-علیرضا طالبی-عقیل رضایی-عزت ابراهیمی-غلامرضا داودی-غلامرضا هزاوه -فروغ سمیع نیا-فرشید محمود تهرانی—فاطمه مقدم-فریده مقدم-فریناز آزادفر- فرانک فرید- فراز یکیتا-فاطمه ابراهیمی-فرشته شیرازی-فرخنده جبارزادگان -قدسی سرمست-کارن جواهری-کامبیز گرمستانی-کاوه قاسمی کرمانشاهی-کبری کریمی-کامران طاهباز-کرم رضایی-کاوه مظفری-محمد حبیبی- محمدرضاخواه-مرتضی تهامی پور-مهدی امین زاده- مهدی فخرزاده- مهدی فقیهی- محمود مژده ای- مجید اویسی- مجید اشرف نژاد- مهدی فرجی - موسی فریدونی- محمود جابری- معصومه قلی زاده - مریم حسین خواه-مژگان ثروتی-مسعود شکری-ملوک ملاحسینی-مانا علوی-مسعود کرمی-مهرنوش اعتمادی-مرضیه بخشی زاده-منصور تیفوری-مریم خدا رحمی-مونا محمدزاده-محمد غزنویان-مارال فرخی-محمد شوراب-مریم رضوی-مهسا خیرالهی- مرتضی اسدی-مازیار مهرپور-مریم سمیعی-مسعود هاشمی-محسن پناهی-مسعود حیدریان-منصوره شجاعی- معصومه وطنی- مهدی فراهانی- محبوبه حسین زاده-مسعود حسینی-مهرداد ترابی-مریم کسایی-مهدی زمانی-مجتبی اسدی-مریم احمدی-مجید گرجی-محمد میرزائی-محمود سندجم-مسعود طالبی-مهرداد قاسمی-مجید ابراهیمی-محمد میرزائی نیا -منصوره خسروشاهی-مسعود گلستانی-محسن خلفی- نیره توحیدی -نسیم خسروی مقدم-نیما علوی-ناهید کشاورز-نادر حاجی محسن-نصور نقی پور-نوید نوری فر-نیلوفر گلکار-نازلی فرخی-نرگس گرجی-نیما سرابی-ناهید جعفری-ناهید میرحاج-نفیسه آزاد-نیما پورابراهیم- وحید میرشکار - وهاب دوستی دوکشکانی-وجیهه مقدم-وحید هاشمی-وحید ابراهیمی - هوشنگ سبحانی-هدی امینیان-هایده تابش-هادی میرزایی-هادی مسعودی راد -یاسرریگی -یاشار گرمستانی-یاور خسروشاهی-یاسر عزیزی-یاسمن دادور&lt;/blockquote&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;دوستانی که تمایل به امضای بیانیه دارند میتوانند اسامی خود را به آدرس زیر بفرستند:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;freejafarebrahimi@gmail.com&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-7005432385548479912?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/7005432385548479912/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=7005432385548479912&amp;isPopup=true' title='7 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/7005432385548479912'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/7005432385548479912'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2009/07/200.html' title='بیانیه اعتراضی بیش از 200 تن از فرهنگیان، دانشگاهیان و فعالان سیاسی، صنفی و مدنی در اعتراض به بازداشت جعفر ابراهیمی'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-8729538823285395977</id><published>2009-05-22T20:40:00.005+04:30</published><updated>2009-09-10T15:30:15.881+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بیانیه'/><title type='text'>جمعبندی سه ساله: تحلیلی از گذشته و رویکردی به آینده</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;با شکست انقلاب ۵۷ و تصرف دوباره قدرت سیاسی به نفع طبقه صاحب سرمایه و پایان پروسه تثبیت ساختاری پس از انقلاب و آغاز فرایند برونگرایی ساختاری نظام سرمایه سالار ایران و اولویت یافتن سیاست های نئولیبرالی منطبق با برنامه جهانی سرمایه داری در تصمیم گیریهای والیان قدرت، به صورت عینی و مادی فضای اجتماعی ایران برای باززایی یک نسل جدید چپ آماده گشت. از طرفی دیگر شکست دیدگاه های اصلاح طلبانه و فروریختن توهمات دموکراتیزاسیون از بالا و عقب نشینی آلترناتیوهای رفرمیستی، کانتکست سیاسی را برای عروج چپ در عرصه اجتماعی، مساعد نمود. در فضای بین المللی نیز شکست سیاست های سرمایه مالی جهان حاکم، هم در فاز اقتصادی که به انکشاف بحران های ماهوی آن (مانند بحرانی که هم اکنون با آن دست و پنجه نرم می کند) و شکستن فشار آن بر دوش طبقات فرودست جامعه می انجامد و هم در فاز سیاسی که در واقع پیش برد خطوط متناسب با منطق سود است و به بحرانهای سیاسی و زد و خوردها و جنگ های بزرگ (مانند جنگهای عراق، افغانستان و گرجستان) می انجامد، اسطوره های پایان تاریخ و زندگی به  مثابه قرن ها زیستن در وضع موجود را با فروپاشی مواجه کرد. همه اینها در کنار انکشاف و گسترش جنبش های رادیکالی چون کارگری، دانشجویی و زنان در کلیت خود زمینه را برای ایجاد و بسط یک جبهه چپ در جنبش دانشجویی فراهم کرد که وظیفه خود را پیشبرد افق کارگری و سوسیالیستی و هژمونی کردن آن در جنبش دانشجویی و مقابله با خطوط لیبرالی و رفرمیستی و مدافع وضع موجود و پیگیری مطالبات دانشجویان تعریف نمود.&lt;br /&gt;دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب پس از چند سال پراتیک چپ دانشجویی، از سال ۱۳۸۱، با اعلام موجودیت خود در بهار ۱۳۸۵ توانستند با ایجاد انسجام و همبستگی در این جبهه دست بالا را پیدا کرده و پیش برنده اصلی خط چپ در دانشگاه باشد. لیکن پس از تجمع ۱۳ آذر در دانشگاه تهران و دستگیری بیش از ۷۰ تن از فعالین این جریان در تهران و شهرستانها این حرکت با ضربه ای مواجه گشت که آنرا به سرکوب پلیس تقلیل داد. ضربه ای که به مخدوش شدن خط سیاسی و نحوه و چگونگی عملکرد گذشته آن، هم در نزد فعالین این جریان و هم در نزد اکتیویست های دیگر جریانها و جنبشها منجر گشت. در اینجا لازم است ذکر گردد که این نگاه با تردید به عملکرد دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در همان مقاطع نزدیک به ۱۳ آذر نیز شروع شده بود. و به نوع ضربه پس از ۱۳ آذر باعث به وقفه افتادن این امر گشت. نیاز به تاکید نیست که نقد گذشته و درک ضرورت های برآمده از واقعیت و ترتیب اثر آن در پراتیک و پلاتفرم و استراتژی این جریان، قاعده ای است که هر نیروی مترقی، پیوسته باید با آن هماهنگ باشد و این امر رانه دیالکتیک ما برای نگارش این بیانیه بوده است. ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب برای پاسخ به سوالهایی که واقعیت سیاسی کنونی در برابر ما قرار داده است، با نوشتن این بیانیه شروع کرده و اعتقاد ما بر این است که بایستی پیشترها به این پرسشها پاسخ داده می شد تا راه برای پیشروی هر چه سریع تر باز می گردید. لیکن با توجه به مشکلات یک سال و چند ماه اخیر این امر تاکنون به تعویق افتاده است. ما در اینجا در کنار نکات مثبت فعالیت گذشته داب چون ایجاد یک جناح قدرتمند و رادیکال چپ در جنبش دانشجویی و تثبیت چپ پس از دو دهه در فضای دانشگاه و طرح شعارهای استراتژیک صحیح، به تحلیل گذشته و مسائل پس از ۱۳ آذر و پیش رو خواهیم پرداخت. که نقطه نظرات خود را در بندهای زیر به طور خلاصه بیان خواهیم کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱- جنبش دانشجویی بواسطه ی موقتی بودن حضور دانشجویان در دانشگاه امکان سازمانیابی منسجم و پایدار ندارد، مگر اینکه یک پایگاه سیاسی پایدار در خارج از دانشگاه این امکان را به آن بدهد. دیگر اینکه بدلیل حضور در فضای دانشگاه و بیرون افتادن دانشجویان از چرخه ی تولید سرمایه، انتخاب سیاسی دانشجو نمی تواند بصورت کامل متکی بر پایگاه طبقاتی اش باشد. و در نتیجه این انتخاب متأثر از تفکرات عرضه شده در فضای جامعه و دانشگاه است. در این میان اندیشه ای که قدرت اقناع بیشتری داشته باشد، برد وسیعتری پیدا می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش چپ دانشجویی بعنوان یک قطب جنبش دانشجویی به سبب مسلح شدن به ایدئولوژی طبقه ی کارگر در تضاد با ایدئولوژی مسلط قرار می گیرد، که بواسطه ی این امر نقش اصلی آن تبلیغ و ترویج ایدئولوژی طبقه ی کارگر و نقد ایدئولوژی حاکم و هم چنین هرگونه اندیشه ی انحرافی جنبش چپ تعریف می شود. در شرایط سیاسی کنونی که حضور احزاب چپ در جامعه با ممنوعیت روبروست، و امکان تشکل یابی کارگری با مشکلات عدیده ای مواجه است، و هم چنین بدلیل نبود رسانه و تریبون حامی منافع طبقاتی طبقه ی کارگر، جنبش چپ دانشجویی رسالت و جایگاه خاصی پیدا می کند، چرا که این جریان بواسطه ی علنی بودن تبدیل به یکی از تریبون های اصلی جریان چپ در جامعه می گردد. بدین سبب است که جریان چپ دانشجویی نقشی پیشرو در مبارزات طبقه ی کارگر ایفا می کند. با وجود این وظایف و ویژگی ها، محدودیت هایی نیز به جنبش چپ دانشجویی تحمیل می شود؛ یک سازمان سیاسی چپ داخل کشور که جنبش چپ بتواند در ارتباط ارگانیک با آن باشد، وجود ندارد. و ارتباط با احزاب سیاسی خارج از کشور نیز دارای مشکلات ساختاری عمیقی می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف) در وهله ی اول این ارتباط با ماهیت علنی جریان چپ دانشجویی در تضاد است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب) ثانیاً بدلیل عدم وجود تشکیلات علنی این احزاب در داخل، جریان چپ دانشجویی در صورت برقراری ارتباط با این احزاب، بدان سو کشانده می شود که علاوه بر انجام وظایف جنبشی خود، نقش تشکیلات علنی این احزاب را نیز بعهده بگیرد. در این شرایط است که بنابه خاصیت ها و محدودیت هایی که برای جنبش دانشجویی برشمردیم، این ارتباط منجربه مغشوش شدن وظایف سیاسی این جنبش شده و در بهترین حالت مبدل به یک حالت دوگانه ی ناقص می گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲- دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بعنوان بزرگترین تجربه و تشکل چپ دانشجویی در دو دهه ی اخیر، در خرداد ماه ۸۵ با بیانیه ی "دانشگاه پادگان نیست" اعلام موجودیت کرد، که در این بیانیه پلاتفرم خویش را با مطالبات و شعارهای "آزادی برابری"، "دانشگاه پادگان نیست"، و "پیوند جنبش دانشجویی با جنبش کارگری، جنبش زنان، و سایر جنبش های اجتماعی" مطرح نمود. هر کدام از این شعارها مطالبات وسیعی در سطح جامعه و دانشگاه را نمایندگی می کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شعار آزادی خواهی و برابری طلبی چپ دانشجویی اساساً متفوت از معنای لیبرالی آزادی و برابری است. آزادی از منظر لیبرالیسم به معنای آزادی در فروش نیروی کار است، و برابری در جامعه ی لیبرال سرمایه داری فقط در روبنای حقوقی آن محقق می شود. اما از نظر مارکسیزم آزادی به مثابه آزادی انسان از یوغ استثمار سرمایه، و برابری به معنای توزیع عادلانه ی ثروت (از هرکس به اندازه ی توان اش، و به هرکس به اندازه ی نیازش) می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شعار "دانشگاه پادگان نیست" اساساً برآیند اعتراضات دانشجویان و اساتید نسبت به فضای پلیسی، سرکوب، احکام انضباطی، نوع پوشش اجباری، حذف و ستاره دار شدن دانشجویان و اساتید مطرح شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواسته ی " پیوند جنبش دانشجویی با جنبش کارگری، جنبش زنان، و سایر جنبش های اجتماعی" صرفاً یک شعار نبوده، بلکه امر استراتژیک دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بوده و هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پراتیک "دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب" بر دو محور حیاتی علنی بودن در فعالیت، و شورایی بودن در تصمیم گیری استوار است که این دو مؤلفه جزء لاینفک پرنسیب های جریان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب می باشد و آن را بعنوان خط قرمزهای خود همیشه مد نظر داشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳-      جامعه ی ایران از جنبش مشروطه به این سو همواره خواستار تغییر و تحولات اساسی در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بوده است که این روند با توجه به توازن قوای موجود بین جنبش های دگرگونی خواه و نیروی حاکم فراز و نشیب داشته است. با این وجود در تمام این تاریخ عموماً فضای سرکوب غالب است. "جنبش دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب" نیز از این واقعیت مستثنی نیست؛ کما اینکه با توجه به هژمونی "د.ا.ب" در دانشگاه ها نشانه های سرکوب قبل از ۱۳ آذر ۸۶ به وضوح دیده می شد. اگرچه این سرکوب غیرقابل اجتناب می نمود، با این همه، سرکوب لزوماً به وارد آمدن ضربه درچنین مقیاسی نمی انجامید. آنچه ضربه را در این ابعاد به "د.ا.ب" تحمیل کرد، این مسأله بود که بخشی از استراتژی ما دچار خطا شد. این خطا از آنجا شکل گرفت که "د.ا.ب" وارد روند سیاسی نادرستی شد مبتنی بر این که علاوه بر ایفای نقش خود، به سمت تقبل وظایف یک حزب سیاسی در خارج از دانشگاه گرایش پیدا کرد. این امر باعث تداخل دو نوع سبک کار متفاوت شد و در مقاطعی این بخش از استراتژی کل استراتژی "د.ا.ب" را تحت الشعاع خود قرار داد. بعنوان مثال، ایجاد و بسط مکانیزم های برقراری یک پیوند ارگانیک بین جنبش های اجتماعی از مهم ترین وظایف یک حزب مترقی است؛ وظیفه ای که "داب" در مقطعی به نادرست تصمیم به انجام آن گرفت. این در حالی است که نقش صحیح و به لحاظ سیاسی رادیکال یک تشکل چپ دانشجویی در این عرصه آژیته کردن فضای دانشگاه به نفع جنبش های اجتماعی است. نتیجه ی عملی این خطا تبدیل سرکوب ۱۳ آذر به ضربه ای عمیق بر پیکره ی این جریان بود. این در صورتی است که بنابه تحلیل ما، سرکوب و دستگیری دانشجویان چپ توسط دستگاه پلیس در این مقطع امری بود که بدلیل گسترش و هژمونی جریان چپ در محیط دانشگاه صورت گرفت. لیکن تبدیل سرکوب به ضربه و تداوم آن محصول این اشتباه در استراتژی بوده است. پیامد این ضربه منفعل شدن بخشی از فعالین د.ا.ب و تبعید اجباری بخشی دیگر از آن، و هم چنین از دست رفتن زمان برای ما و به نفع جریانات اپورتونیست، واپس گرا و سنتی شد که به لحاظ خط سیاسی و تحلیل شرایط روز در بهترین حالت "سوسیال دمکرات رفرمیست" محسوب می شوند. بخشی از تأثیرات منفی این جریانات را می توان این گونه ارزیابی کرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ــ منتسب کردن کلیت "داب" به احزاب خارج از کشور، از سوی آنها منجر به تداوم ضربه و ایجاد جو بی اعتمادی در میان توده ی دانشجویان نسبت به جریان چپ دانشجویی گشت. در حالی که دلیل اتخاذ این سیاست از سوی آنها، ارزیابی و تحلیل اشتباه آنها از جنبش دانشجویی بود. امر آنها نه اشتباه بودن ماهیت وابستگی تشکیلاتی کلیت چپ دانشجویی، بلکه به مثابه یک هدف سیاسی، شیفت این وابستگی از یک حزب خاص (به باور آنها) به جریان متبوع خویش بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ــ در کنار این جریانات منتقد "د.ا.ب"، عده ای از چهره های سیاسی طرد شده و منفرد این فرصت را جهت ایجاد هویت سیاسی برای خویش مغتنم دانستند. این کنش آنها به مثابه مصداق بارز اولویت دادن منافع شخصی بر منافع جنبشی چپ، از همان ابتدا محکوم به شکست بوده؛ چرا که نه معطوف به پیشبرد خط چپ در فضای دانشگاه، بلکه متمایل به هویت سازی شخصی، غیر جنبشی و غیر سیاسی به نفع خویش است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه که ما امضا کنندگان این بیانیه را به نوشتن این سطور ترغیب نموده، این است که در راستای رشد و ارتقاء چپ و پیشبرد افق کارگری در دانشگاه عنوان می داریم که "د.ا.ب" جهت نیل به این افق ها و اهداف باید سرخط های زیر را مورد توجه جدی قرار دهد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱-      نهادینه کردن این امر که "د.ا.ب" صرفاً یک تشکل دانشجویی می باشد؛ و تأکید بر عدم ارتباط با احزاب به منزله ی خط قرمز کلیت د.ا.ب برای جلوگیری از تکرار اشتباهات گذشته و نیفتادن در مناسباتی که تنها جریانی با مختصات یک حزب لنینی توانایی ایفای آنها را دارا می باشد؛ و در یک کلام ایستادن "د.ا.ب" بر روی پایه های دانشجویی  خویش.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲-      حرکت دوباره به سمت تشکل بخشی به جنبش دانشجویی با حفظ پرنسیب های رادیکال گذشته ی خود، و جلوگیری از انحراف این جریان به سمت رفرمیسم در مقاطع حساس و تاریخی در آینده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دست آخر اینکه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به مانند هر کمونیست دیگری به حزب لنینی معتقد بوده و بصورت تئوریک پایبند به آن می باشد، اما در حال حاضر هیچ یک از احزاب موجود را تجسم چنین حزبی نمی داند. هم چنین این بیانیه را همچون جمع بندی نظرات و بحث های فراوانی که طی یک سال و اندی در این مجموعه صورت گرفته است، قلمداد نموده و اعلام می داریم که به این بیانیه خلاصه نخواهد شد و اثرات آن در خطوط سیاسی و تئوریک و سبک کار ما در آینده متبلور خواهد گشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;زنده باد آزادی و برابری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳۱/۲/۱۳۸۸&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-8729538823285395977?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='enclosure' type='azadybarabary' href='http://azady-barabary.org/200905222725/%D8%AC%D9%85%D8%B9%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%B3%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C' length='0'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/8729538823285395977/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=8729538823285395977&amp;isPopup=true' title='10 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/8729538823285395977'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/8729538823285395977'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2009/05/blog-post.html' title='جمعبندی سه ساله: تحلیلی از گذشته و رویکردی به آینده'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>10</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-5246303654909379683</id><published>2009-04-19T18:21:00.007+04:30</published><updated>2009-04-19T19:07:51.943+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ترجمه'/><title type='text'>نرم‌افزار آزاد:  تجديد حيات يافتن هكرها</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SesyIf2xjlI/AAAAAAAAAe8/xOxB65MYYNY/s1600-h/free_software_is_freedom_stallman_o3.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 190px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SesyIf2xjlI/AAAAAAAAAe8/xOxB65MYYNY/s320/free_software_is_freedom_stallman_o3.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5326406105867325010" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt; آینده از آن نرم‌افزار آزاد، که به &lt;span style="font-style: italic; font-weight: bold;"&gt;نام تجاری&lt;/span&gt; متن باز شناخته ‌شده، است. جنبش نرم‌افزار آزاد شكل مدرن فرهنگ هكرها است، که در كتاب 1984 &lt;span style="font-weight: bold; font-style: italic;"&gt;هكرها، قهرمانان انقلاب كامپيوتری &lt;/span&gt;وصف‌ شده اند. ارزش‌های اخلاقی نرم‌افزار آزاد در &lt;span style="font-weight: bold; font-style: italic;"&gt;اخلاق هكرها&lt;/span&gt; به بهترين شکلی خلاصه‌شده‌اند:&lt;br /&gt;1. هميشه موقعیت عملی ایجاد کنید! به كامپيوترها دسترسی پيدا كنيد و هر چيز ديگری كه امكان دارد به شما راه كار جهانی شدن را بياموزد بايد نامحدود و جامع باشد.&lt;br /&gt;2. همه اطلاعات بايد آزاد باشند.&lt;br /&gt;3. عدم اعتماد به قدرت ترویج غیر متمرکز.&lt;br /&gt;4. هكرها بايد توسط هکشان قضاوت کنند، نه معيارهای دروغین از قبيل درجه، دوره، نژاد، یا جایگاه.&lt;br /&gt;5. شما می توانيد هنر و زيبايی را روی يك كامپيوتر  به وجود بياوريد.&lt;br /&gt;6. كامپيوترها می توانند زندگیتان را بهتر تغيير بدهند.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: left;"&gt;(لوی، 1984)&lt;br /&gt;&lt;/div&gt; بدين ترتيب، نرم‌افزار آزاد استقرار مجدد فرهنگ اصیل و آزاد كامپيوتر است، جايی كه نرم‌افزار به اشتراک گذاشته می شود و آزادی نرم‌افزار از اصول اولیه زندگی بود. اما مثل بيشتر مردم درگير با كامپيوتر، پول و انگيزه های به عهده گرفتن كار، ارزشهای هكرهای اصیل را از دست میدهند. مردم نرم‌افزار را مثل محصولات تجاری دیدند تا وسیله بهره‌برداری و نرم‌افزار اختصاصی شد.&lt;br /&gt;يكی از اصلی ترین مسئولین ويرانی حاکمیت اولیه هکرها، بيل گيتس بود. وقتی كه نسخه ابتدايی اش آزادانه ميان هكرها توضیع شد، بيل يك نامه سرگشاده نوشت، اعلام‌كرد نرم‌افزار بايد متعلق به مالک باشد و از هكرها خواست تا هزینه اجازه نامه برای هر نسخه ابتدايی مايكروسافتش بپردازند. به دنبال آن، بيل گيتز ثروتمندترين مرد روی زمين شد، ساختمان دارايی هايش را روی فروش نرم‌افزار و دستکاری مالکیت نرم افزاربنا کرد. شيوه ای از زندگی، صدمه ای عمومی، اطلاعات زير NDAs و حق امتیاز رفتند و موضوع دعاوی شدند و دوران سياه بر فراز دنيای كامپيوتر قرار گرفت.&lt;br /&gt;يكی از آخرين بسط دهندگان حاکمیت اولیه هکرها، ريچارد ام. استالمن (Richard M. Stallman)، يا RMS بود، عضو آزمایشگاه هوش مصنوعی MIT، كه تا به آخر در راه درست باقی مانده است. برای زنده نگه داشتن دید اصلی و آزاد ساختن نرم‌افزار در برابر جریان خصوصی سازی، او پروژه و بنیاد نرم‌افزار گنو را در 1983 پايه‌گذاری کرد. او اعلان کرد که باید يك سيستم عامل كامل شبه يونيكس‌ بنويسد، که فقط متشکل از نرم‌افزار آزاد باشد، بنابراین او ديگر می توانست با كسانی كه این رؤيا را دارند شريك شود. او شروع به نوشتن جایگزین های آزاد از برنامه های يونيكس كرد و يك کامپایلر آزاد c (gcc). به تدريج FSF بيشتر پایه های لازم برای زيرساختار يك سيستم عامل "نرم‌افزار آزاد/منبع باز" را فراهم كرد. امکانات گنو هكرها را از وابستگی در به كار بردن امکانات برنامه های خصوصی آزاد كرد و پایه ای را كه ديگر پروژه های نرم‌افزار آزاد رشد كنند، را فراهم کرد. و در 1991، اين ابزارها، لينوس توروالدز يك فنلاندی دانشجوی سیستم های کامپیوتری (CS)، را قادر كردند كه هسته لينوكس را توسعه دهد. اين هسته آخرين قطعه گم‌شده از یک سيستم عامل تماما آزاد را پر کرد و در سال 1992 هدف اصلی rms عملاً محقق شده بود.&lt;br /&gt;ماداميكه تملك نرم‌افزار با فراز و فرود جهانی كمپانی ها ادامه پیدا می کند، بيل گيتز از مايكروسافت به استیلای جهانی خود ادامه می دهد. امپراطوری مايكروسافت رقبا را نابود و يا جذب می كند، و تا 1997 واقعاً هيچ راهی وجود نداشت. مردم مطیع بيل گيتز شدند، قدرتی سراسری رسيد. مردم به امید آزادی به آسمان نگاه كردند، اما هيچ پاسخ‌دهنده ای ظاهر نشد.&lt;br /&gt;به هر حال با گسترش اينترنت، بنیاد نرم‌افزار آزاد، مركب از گنو، لينوكس، آپاچی، پرل، BSDs و غيره. پیشرفتی آرام كه منابع کد آزاد را توسعه میدهد و بهبود می بخشد. بالاخره در آغاز سال 1998، با گرایش نت اسکیپ (Netscape) به سمت نرم‌افزار آزاد برای هم‌پيمانانی با آن در برابر مايكروسافت، افقی نوین به دنيا نشان داد. از دید هكرهای اصیل، دنيا جايی است كه &lt;span style="font-weight: bold; font-style: italic;"&gt;نرم‌افزار، توسط مردم، از مردم و برای مردم&lt;/span&gt;، به وجود می آيد. انتقام از بيل گيتس در حال گسترش است.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-style: italic; font-weight: bold;"&gt;نبرد برای آزادی در حال شدت یافتن است!!!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;_______________________&lt;br /&gt;منبع انگلیسی: &lt;a href="http://www.blogger.com/www.fsf.org"&gt;www.fsf.org&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;کپی لفت: مجوز به شما در کپی و یا انتشار این متن تحت شرایط اجازه نامه اسناد آزاد گنو (GNU Free Documentation License) اعطا می گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-5246303654909379683?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/5246303654909379683/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=5246303654909379683&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/5246303654909379683'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/5246303654909379683'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2009/04/blog-post.html' title='نرم‌افزار آزاد:  تجديد حيات يافتن هكرها'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SesyIf2xjlI/AAAAAAAAAe8/xOxB65MYYNY/s72-c/free_software_is_freedom_stallman_o3.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-6593141763941097447</id><published>2009-03-05T19:46:00.007+03:30</published><updated>2009-04-19T18:59:39.919+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ترجمه'/><title type='text'>پاکسازی حزب*</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/Sa_8e1vb4oI/AAAAAAAAAes/GRfgWs77yoc/s1600-h/Red-Lenin-1987-Posters.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 148px; height: 201px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/Sa_8e1vb4oI/AAAAAAAAAes/GRfgWs77yoc/s400/Red-Lenin-1987-Posters.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5309740092445418114" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;پاکسازی حزب بايد آشکارا به امری بسيار مهم و جدي توسعه پیدا کند.&lt;br /&gt;در جاهايی حزب به طور عمده با كمك و پیشنهادات كارگران غيرحزبي دارد تصفیه مي شود؛ اين پیشنهادات و بازنمودهای توده كارگر غيرحزبي با دقت لازم رعايت شده . اين با ارزش‌ترين و مهم‌ترين مسئله است. اگر حقيقتاً ما با اين روش در تصفیه از بالا تا پايين حزبمان موفق شويم، بدون استثنا، قطعاً يك پيروزی بزرگ برای انقلاب خواهد بود.&lt;br /&gt;اکنون پيروزي های انقلاب نمی توانند از همان جنس سابق باشند. خاصیت آنها به ناچار تغییر کرده است بر اساس تحول از ظاهر جنگی به ظاهر اقتصادی، گذار به سیاست اقتصادی جدید، شرایطی که عمدتا سودمندی بیشتر از کار را مطالبه می کند، انضباط کاری بیشتر. در چنين زماني اصلي ترين پيروزي هاي انقلاب؛ نمایان، برجسته یا درک بی درنگ پیشرفت در کار، سازمان و نتایج آن نیست؛ بهبودی از لحاظ مبارزه بر علیه نفوذ عناصر خرده بورژوازی و خرده بورژوازی آنارشیست است، که هم پرولتاریا و هم حزب را فاسد می کنند. برای دست یافتن به چنین پیشرفتی، حزب باید پالایش شود از آنهایی كه تماس با توده‌ها را دارند از دست می دهند (تنها رها کردن، البته، آنها حزب را به نظر توده‌ها بی اعتبار می كنند). طبیعتا. ما در برابر هر چیزی که توده می گوید تسليم نخواهيم شد، زیرا توده، همچنین، بعضی وقت ها --و مخصوصاً در زمان خستگی فوق‌العاده و تحليل‌رفتگی منتج از مصيبت و عذاب بیش از حد-- تسلیم احساساتی می شود که در مسیر مترقی نیست. اما در ارزیابی افراد، برخورد منفی در برابر کسانی که برای انگیزه های خودخواهانه خودشان را به ما وصل کرده اند، در برابر "کمیسرهای مغرور" و "بروکرات ها"، پیشنهادات توده پرولتاریای غیر حزبی و در خیلی موارد، توده کشاورز غیر حزبی، بی نهایت با ارزش است. توده کارگر بینش خوبی دارد، كه برای آنها تشخیص كمونيست ‌های راستگو و علاقمند را از آنهایی كه بيزاری مردمی را (که نانشان را با عرق پيشانی شان به دست می آورند) برمی انگیزند، ميسر می كند، بدون برخورداری از امتياز و "جاذبه ای".&lt;br /&gt;در پاکسازی حزب خيلی مهم است که پيشنهادات مردم كارگر غيرحزبي مورد ملاحظه قرار گرفته شود. نتايج بزرگ توليد خواهد كرد. حزب را به يك پيشروی طبقه خيلی محكمتر از آن که قبلاً بود، تبدیل خواهد كرد؛ يك پيشرو كه قوياً وابسته به طبقه است ساخته خواهد شد، توانایی بیشتر در رهبری طبقه به سمت پيروزی در ميان انبوهی از سختی ها و خطرات.&lt;br /&gt;به عنوان يكی از موضوعات ويژه از پاكسازی حزب، من می خواهم اشاره کنم به بیرون ریختن منشويك های سابق. به عقیده من، از منشويك ها کسانی كه به حزب پس از آغاز 1918 پیوسته اند، بيشتر از يك صدم نباید مجاز باشند باقى بمانند؛ و حتى آنوقت، هرکس كه مجاز است باقى بماند بايد دوباره و دوباره امتحان شود. چرا؟ براى اينكه، به عنوان يك گرایش، منشويك ها در 1918-21 دو كيفيت که آنها را توصيف می کنم نمايش دادند: ابتدا، توانايى ماهرانه در وفق دادن، خودشان را به گرایش غالب ميان كارگران مى بندند؛ و دوم، توانايى حتى بيشتر ماهرانه در خدمت کردن به قلب و روح گارد سفيد، خدمت کردن به آنها در عمل، تفكيك كردن خودشان از آنها در گفتار. هر دو اين خصوصیات نتيجه منطقى تمام سابقه منشويسم است. این براى بياد آوردن پيشنهاد اکسلرود براى "كنگره كارگر" كافى است، گرایش منشويك ها به سوی كادت ها (و به پادشاهی) در حرف و عمل، و غيره.‌ و غيره. منشويك ها خودشان را به حزب كمونيست روسیه مى بندد نه کافی و حتى نه چندان براى اينكه آنها ماكياوليست هستند (اگر چه از 1903 آنها دارند نشان مى دهند که از استادان هنر ديپلماسى بورژوازى هستند)، فقط براى اينكه آنها خيلى "سازش پذیر" هستند. هر فرصت ‌طلبی از سازشکارى اش تشخیص داده می شود (اما هر سازشی فرصت ‌طلبى نیست)؛ و منشویک ها، همچون فرصت طلبان، "از لحاظ‌ اصول" خودشان را وفق می دهند ‌چنان که گویی، به گرایش غالب ميان كارگران در آمدند و رنگ عوض می کنند، همچون يك کت خرگوش در زمستان به سفيد می چرخند. اين صفت مشخصه منشويك ها بايد به خاطر سپرده ‌شده باشد و در نظر گرفته شود. و در نظر گرفتن این مشخصه به معنی تصفيه حزب از تقريباً نود و نه در صد منشويك هایی که پس از 1918 به حزب كمونيست روسیه پیوسته اند است، به بیانی دیگر، از زمانی که پيروزى بولشويك ها ابتدا محتمل و سپس حتمى شده است.&lt;br /&gt;حزب باید از اراذل پاكسازى شود، از بروکرات ها، كمونيست‌هاى ناصادق و مردد، و منشويك هایی که "رنگ" عوض کرده اند اما هنوز قلباً منشويك باقى مانده‌اند.&lt;br /&gt;20 سپتامبر، 1921&lt;br /&gt;_______________________&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;font-family:arial;" &gt;پانوشت:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:78%;"&gt;*. به موجب پاکسازی نزدیک به 170000 نفر، به بیان دیگر، تقریبا 25 درصد از اعضا، از حزب اخراج شدند. این عمل ساخت اجتماعی حزب را بهبود بخشید، انضباط را تقویت کرد، به حزب اعتبار زیادی در میان کارگران غیر حزبی و توده های کشاورز بخشيد و حزب را از کسانی که بی اعتبارش می کردند رهانید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;_______________________&lt;br /&gt;منبع انگلیسی: مجموعه آثار لنین، ویرایش دوم انگلیسی، انتشارات پروگرس، مسکو، 1965، جلد 33، صفحات 39-41&lt;br /&gt;کپی لفت: آرشیو اینترنتی لنین (&lt;a href="http://www.blogger.com/www.marx.org"&gt;www.marx.org&lt;/a&gt;). مجوز به شما در کپی و یا انتشار این متن تحت شرایط اجازه نامه اسناد آزاد گنو (GNU Free Documentation License) اعطا می گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-6593141763941097447?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/6593141763941097447/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=6593141763941097447&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/6593141763941097447'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/6593141763941097447'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2009/03/blog-post_05.html' title='پاکسازی حزب*'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/Sa_8e1vb4oI/AAAAAAAAAes/GRfgWs77yoc/s72-c/Red-Lenin-1987-Posters.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-1779434089988707125</id><published>2009-03-04T17:16:00.000+03:30</published><updated>2009-04-19T19:02:23.119+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مولتی مدیا'/><title type='text'>Working Class Hero</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;object width="425" height="344"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/njG7p6CSbCU&amp;amp;hl=en&amp;amp;fs=1&amp;amp;color1=0x5d1719&amp;amp;color2=0xcd311b"&gt;&lt;param name="allowFullScreen" value="true"&gt;&lt;param name="allowscriptaccess" value="always"&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/v/njG7p6CSbCU&amp;amp;hl=en&amp;amp;fs=1&amp;amp;color1=0x5d1719&amp;amp;color2=0xcd311b" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="425" height="344"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-1779434089988707125?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/1779434089988707125/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=1779434089988707125&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/1779434089988707125'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/1779434089988707125'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2009/03/working-class-hero.html' title='Working Class Hero'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-7625717003111594399</id><published>2009-03-02T01:56:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:02:23.119+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مولتی مدیا'/><title type='text'>بدون شرح</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SasMcsKbyoI/AAAAAAAAAc4/hfdKe0bFMJg/s1600-h/car_2009_01marb.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5308350272817056386" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 202px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SasMcsKbyoI/AAAAAAAAAc4/hfdKe0bFMJg/s400/car_2009_01marb.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-7625717003111594399?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/7625717003111594399/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=7625717003111594399&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/7625717003111594399'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/7625717003111594399'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2009/03/blog-post.html' title='بدون شرح'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SasMcsKbyoI/AAAAAAAAAc4/hfdKe0bFMJg/s72-c/car_2009_01marb.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-8121871368331753746</id><published>2009-02-15T00:05:00.009+03:30</published><updated>2009-04-19T19:05:08.783+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>برای محمد</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SZcujbB8U1I/AAAAAAAAAac/r5EYnrzoHBE/s1600-h/IMG_4119.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 0pt 10px 10px; float: right; cursor: pointer; width: 162px; height: 213px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SZcujbB8U1I/AAAAAAAAAac/r5EYnrzoHBE/s400/IMG_4119.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5302758272338252626" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;صبح روز پنجشنبه 24 بهمن ماه، محمد پورعبدالله دانشجوی دانشگاه تهران در پی حمله ی نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.  او تاکنون هیچ تماسی با خانواده اش نداشته و از وضع سلامتی وی هیچ اطلاعی در دست نیست.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همچنین با توجه به اینکه عصر امروز پستی بی محتوی بر روی وبلاگ محمد رفت و دوباره برداشته شد، احتمالا وی در زیر فشار پسورد ایمیل خود را داده است. وی هنوز با خانواده اش تماس نگرفته است. از قرار مادرش دچار حمله قلبی شده.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center; font-family: verdana;"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 0); font-weight: bold;"&gt;به امید آزادی محمد و نابودی فاشیسم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-8121871368331753746?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/8121871368331753746/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=8121871368331753746&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/8121871368331753746'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/8121871368331753746'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2009/02/blog-post.html' title='برای محمد'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SZcujbB8U1I/AAAAAAAAAac/r5EYnrzoHBE/s72-c/IMG_4119.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-6951219735762984185</id><published>2008-11-19T22:04:00.000+03:30</published><updated>2009-04-19T19:04:09.259+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خواندنی'/><title type='text'>سخنرانی ریچارد استالمن در کلکته، آگوست ۲۰۰۶</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SSRc2ZHz4AI/AAAAAAAAAY4/Li7BlP4oqDg/s1600-h/rms-java.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 0pt 10px 10px; float: right; cursor: pointer; width: 216px; height: 163px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SSRc2ZHz4AI/AAAAAAAAAY4/Li7BlP4oqDg/s400/rms-java.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5270439553456660482" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;دلایلی وجود دارد که چرا من یک کمونیست نیستم. نخستین آنها آن است که من مخالف ایدهء تجارت خصوصی نیستم، تا زمانیکه آن با حقوق بشر مردم و منافع جامعه ضدیت نمیورزد. تجارت مشروع است تا زمانیکه با بقیهء جامعه بطور شایسته رفتار کند.&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پردازش رایانه ای یک عرصهء جدید از زندگی بشر است. پس ما باید دربارهء حقوق بشر همبسته با این بیاندیشیم. حقوق بشری که کاربران نرم افزار مستحق آن هستند چیستند؟ چهار آزادی نرم افزار آزاد را تعریف میکنند. یک برنامه برای یک کاربر نرم افزار آزاد است اگر:&lt;br /&gt;آزادی ۰: نرم افزار را بطوریکه شما میخواهید اجرا کنید.&lt;br /&gt;آزادی ۱: کد منبع را به اشتراک بگذارید و آنرا تغییر دهید.&lt;br /&gt;آزادی ۲: به همسایهء خود کمک کنید و توزیع کنید و انتشار دهید.&lt;br /&gt;آزادی ۳: به اجتماع خود کمک کنید و نسخه های تغییر یافتهء خود را توزیع کنید.&lt;br /&gt;با این ۴ آزادی، شما میتوانید یک زندگی درستکار با اجتماع خود را بگذرانید. اگر شما نرم افزار غیرآزاد، نرم افزار انحصاری، استفاده کنید، توسعه دهنده قدرت تصمیم گرفتن آنچه را که شما میتوانید انجام دهید دارد. او میتواند آن قدرت را بر روی شما استفاده کند. همچون میکروسافت. آن بازی شریر است. هیچ کس نباید آنرا بازی کند. بنابراین آن یک مسئلهء کوبیدن میکروسافت در بازی نیست. من شروع به فرار کردن از آن بازی میکنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکبار که گنو-لینوکس در سال ۱۹۹۲ آماده شد، شروع به محبوب شدن کرد. آن قابل اتکا، قدرتمند، ارزان و منعطف بود. هزاران و میلیونها از مردم شروع به استفاده از گنو-لینوکس کردند. با وجود آن آرمانهای آزادی شروع به فراموش شدن کردند. در ۱۹۹۸، مردم گفتگو کردن دربارهء نرم افزار آزاد را متوقف کردند. درعوض آنها گفتند «کد باز» (open source). آن یک راه نگفتن «آزاد» و ذکر نکردن آرمانهای پشت آن بود. من با آن مخالفت نمیکنم، اما آن چیزی نیست که من بدان علاقمندم. آنچه من واقعا بدان علاقمندم بیشتر از همه آموختن مردم به ارزش نهادن آزادیهایشان و جنگیدن برای آنهاست. در نرم افزار، چنانکه در ایالات متحده، آزادی ما تهدید شده است. پس چیزهای پایه ای که ما نیاز داریم انجام دهیم اینها هستند: آزادیمان را مرتبا بیاد بیاوریم، بدان ارزش بدهیم و روی آن پافشاری کنیم. وقتی یک کسی میگوید آنها مرا از تروریسم با زدودن آزادیم محافظت میکنند — میگویم نه! بطور مشابه، به نرم افزاری که آزادی ما را تهدید میکند، که ممکن است بعضی مزایای نسبی موقتی را به ما بدهد — باید بگوییم نه!&lt;br /&gt;بنگال غربی نباید روند جهانی را دنبال کند. آن باید برای آزادی بیاستد. آن متفاوت است. نه! من قصد ندارم اجازه دهم که جهان مرا به جایی که میخواهد برود هدایت کند. من دارم به جایی میرود که آزادی هست. اگر شما دارید به جای دیگری میروید — من در حال آمدن به آنجا نیستم. آن استحکام نیاز دارد، آن به تصمیمی نیاز دارد که میگوید آزادی مهم است و از اینرو آن باید ترویج داده شود. حتی اگر آن ناراحت است. آزادی بعضی قربانیهایی احتیاج دارد، مقداری ناراحتی، مقداری بها. اما آن یک بهای کوچک برای پرداختن است.&lt;br /&gt;بوسیلهء جهانی سازی (globalisation)، مردم معمولا جهانی سازی قدرت تجارت را منظور دارند. تجارت نباید قدرت سیاسی داشته باشد. وگرنه دموکراسی بیمار میشود. و با جهانی سازی قدرت تجارتی، این قدرت سیاسی افزوده میشود. معاهده های تجارت آزاد برای حمله به دموکراسی طراحی شده اند. برای نمونه، آن صریحا به هر تجارتی اجازه میدهد تا حکومت را مورد تعقیب قانونی قرار دهد اگر یک قانون سودش را کمتر از آنچه بوده است بکند. کمپانیها باید برای اجازه برای انجام هرچیزی با اهمیت اجتماعی یا محیطی پول پرداخته شوند. همهء معاهده های تجارت آزاد اینرا صریحا انجام نمیدهند. آنها آنرا بطور ضمنی انجام میدهند. کمپانیها میتوانند تهدید به انتقال به جای دیگری را بکنند. و آنها این تهدید را استفاده میکنند. این عملا چند سال قبل اتفاق افتاد، با پتنت (patent) های نرم افزاری اتحادیهء اروپا. حکومت دانمارک تهدید شده بود که اگر آنها اینرا (م: تصویب پتنت های نرم افزاری در اروپا) پشتیبانی نکنند کمپانی تجارت خود را بجای دیگری منتقل خواهد کرد. این تهدید کوچولو برای باج گرفتن از حکومت دانمارک کافی بود. اگر شما اجازه میدهید یک ابرشرکت (mega-corporation) بیگانه یک شرکت بومی را بخرد، شما دارید به آن اجازه میدهید اسلحه ای نشانه گرفته شده درمقابل شما را بخرد. محیط (م: محیط زیست)، سلامت عمومی، استانداردهای عام زندگی — همه مهم هستند، و معاهده های تجارت آزاد باید منسوخ شوند. آنها برای آزادی، سلامتی و زندگیهای مردم گزندآور هستند.&lt;br /&gt;من اصطلاح «دارایی فکری» را قبول نمیکنم. دقیقا این اصطلاح تمایل دار و گیج کننده است. آن دربارهء فنون و کارهای مفید صحبت میکند. آن فرض میکند که آنها «دارایی» هستند. آن چنان سوالاتی را پیشداوری میکند. همچنین یک مسئلهء زیرکانه تر وجود دارد. آن تمام چیزهای گوناگون را باهم یکجا میکند و آنرا اینطور مینمایاند که شما میتوانید دربارهء همهء آنها باهمدیگر صحبت کنید. کپی رایت، پتنت ها، قوانین تجاری — همه خیلی متفاوت هستند. چیره شدن بر گیجی ایجاد شده بوسیلهء اصطلاح «دارای فکری» و بحث کردن جزییات این موارد منفرد بزرگترین تلاشهای بهترین دانشوران را میگیرد. معاهدهء GATT و TRIPS — عملا آن باید موانع مربوط به تجارت برای آموزش و علم خوانده شود. تجارت آزاد و افزایش تجارت جهانی به دموکراسی آسیب میزند. وقتی شما چیزی شریر را جهانی میکنید، آن یک شریر بزرگتر میشود. و وقتی شما چیزی نیک را جهانی میکنید، آن یک نیک بزرگتر میشود. دانش بشر و همکاری چنان «نیکها» ای هستند. جنبش نرم افزار آزاد یک بخش از آن است. آن جهانی سازی یک عرصه از دانش بشری است، بنام نرم افزار. از طریق همکاری جهانی ای مانند این، شما آزادی و استقلال را برای هر منطقه و هر کشور بدست میاورید.&lt;br /&gt;نرم افزار انحصاری یک سیستم استعماری است. آن استعمار الکترونیک است. و نه بوسیلهء یک کشور، لیکن بوسیلهء یک شرکت. قدرتهای استعمار الکترونیک مردم را جدا شده و درمانده نگه میدارند. به توافق مجوز کاربر نهایی (end-user licensing agreement) نگاه کنید. شما کد منبع را ندارید، شما درمانده هستید. شما نمیتوانید به اشتراک بگذارید، و بنابراین شما جدا نگه داشته شده اید. قدرتهای استعماری ملی نخبه های محلی را تازه استخدام میکنند (recruit) و به آنها پرداخت میکنند و آنها را مافوق بقیهء مردم نگه میدارند، درحال کارکردن برای اربابان استعماری. امروز ما میبینیم قدرتهای استعمار الکترونیک زمینداران مالیات گیر محلی را برای صدمه ندیده نگه داشتن سیستم تازه استخدام میکنند. میکروسافت یک امکان تحقیقاتی را تاسیس میکند و در عوض آن چنگش را به سختی بر روی همه کس دیگری نگه میدارد. حکومتها و مدارس در چنگ آنها هستند. آنها میدانند چطور اینرا انجام دهند. آنها میدانند چطور پشتیبانی حکومت را بخرند. اما حکومت درحال خریدن چه چیزی است؟ وابستگی، نه توسعه. فقط نرم افزار آزاد توسعه را تشکیل میدهد. آن هر فعالیتی را قادر میکند که به تمامی تحت کنترل مردمی باشد که دارند آنرا انجام میدهند. نرم افزار آزاد فناوری مناسب است. نرم افزار انحصاری برای هیچ استفاده ای مناسب نیست.&lt;br /&gt;حکومت بنگال (Bengal) غربی مجالی برای تدوین سیاستی از رهبری محکم دراینباره را دارد. این یک ترقی به توسعهء منبع بشری خواهد داد. نرم افزار آزاد به آزادی مردم احترام میگذارد. حکومت تاثیری بر روی آیندهء جامعه دارد. انتخاب کدام نرم افزار برای تدریس به دانش آموزان: اگر شما به آنها ویندوز را تدریس کنید، آنها کاربران ویندوز خواهند بود. برای یک چیز دیگر، آنها نیاز دارند یاد بگیرند، و برای یاد گرفتن چیز دیگر تلاش کنند. میکروسافت اینرا میداند. پس آن به مدارس ویندوز میبخشد. اعتیاد (از طریق بکاربردن استفادهء غیرمجاز نرم افزار) فقط به آنها کمک میکند. آنها نخواستند هیچ چیزی برای انتخاب کردن باقی بگذارند، پس آنها ویندوز را مجانی به مدارس میدهند. مانند تزریق کردن یک دز (dose). دز نخست رایگان است. پس از آن رایگان نیست، برای هردوی آنها یا کارفرمایان آنها. این راهی برای تحمیل کردن قدرت آنها بر روی بقیهء جامعه و آیندهء اش است. مدارس یک ماموریت برای جامعه دارند. این ماموریت آموختن زندگی در آزادی به دانش آموزان را نیاز دارد، آموختن مهارتها برای ساده تر ساختن زندگی کردن در آزادی. این استفاده از نرم افزار آزاد را معنا میدهد.&lt;br /&gt;نرم افزار آزاد برای آموزش علم رایانه خوب است، برای حداکثر کردن پتانسیل برنامه نویسان ذاتی. آن به دانش آموزان مجال میدهد که واقعا یاد بگیرند. آن برای برنامه نویسان ذاتی خوب است. اگر شما نرم افزار انحصاری داشته باشید، معلم میگوید «من نمیدانم»، «شما اجازه داده نشده اید که بدانید، آن یک راز است.». پس جایگزین دادن کد منبع به او و اجازه دادن او به خواندن تمام آن است. آنها سپس یاد خواهند گرفت که برنامه نویسان واقعا خوبی باشند. اما دلیل بسیار مهم بخاطر آموزش اخلاقی است. آموختن آنها به همکاران خوب و خیرخواه بودن، شهروندان مفید بودن. این باید آموخته شود. مدارس باید با مثال تعلیم دهند. اگر شما نرم افزار را به کلاس میاورید، شما باید این را با بچه های دیگر به اشتراک بگذارید. یا آنرا نیاورید. مدارس باید از قوانین متعلق به خودشان پیروی کنند، با آوردن نرم افزار آزاد به کلاس. مدارس باید ۱۰۰٪ نرم افزار آزاد استفاده کنند. هیچ نرم افزار انحصاری ای نباید در مدارس استفاده شود. سازمانهای خدماتی عمومی (Public agencies)، پس از یک دورهء مهاجرت، باید نرم افزار آزاد استفاده کنند. همهء توسعهء نرم افزار باید روی پلتفرمهای نرم افزار آزاد اجرا شود. و اگر آن به عموم منتشر میشود، آن باید نرم افزار آزاد باشد. (Free: as in free speech, not free beer. - م: این قسمت ترجمه نشده است، چراکه در زبان فارسی «آزاد» نیاز به رفع ابهام چندانی دربرابر «رایگان» ندارد)&lt;br /&gt;یک راه ساده و مفید برای قرار دادن نرم افزار آزاد در مدارس — شرکت کردن در برنامهء «۱ لپ تاپ برای هر کودک» است. هندوستان اخیرا از این برنامه بیرون کشیده است، به من گفته اند. بمن گفته شده است که حکومت هندوستان درحال تهیهء کلی از قوانین برای خوشحال ساختن شرکتهای چندملیتی (multinational) است. شاید این برای خوشحال ساختن میکروسافت بود. حتی اگر هندوستان نیست، بنگال غربی میتواند در برنامهء یک لپ تاپ برای هر کودک شرکت کند. من میتوانم آنها را با کسانی که آن ماشین (م: دستگاه رایانه) را توسعه میدهند در تماس قرار دهم.&lt;br /&gt;حکومت هندوستان درحال بررسی یک قانون کپی رایت جدید شریر است، تقلید کنندهء قانون ایالات متحده، در مساعدت تجارتهای بزرگ، و درمقابل شهروندانش. تنها فوریتی که من میتوانم ببینم که نیاز دارد این با شتاب درحال انجام باشد کسری فاجعه بار در سودهای رویایی بعضی تجارتهاست! بیگانه ها نباید قدرت سیاسی داشته باشند. درمورد خودم، ندارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ریچارد استالمن&lt;br /&gt;____________________________________________&lt;br /&gt;منبع: http://www.gnu.org/philosophy/rms-kol.html&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-6951219735762984185?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/6951219735762984185/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=6951219735762984185&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/6951219735762984185'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/6951219735762984185'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2008/11/blog-post.html' title='سخنرانی ریچارد استالمن در کلکته، آگوست ۲۰۰۶'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SSRc2ZHz4AI/AAAAAAAAAY4/Li7BlP4oqDg/s72-c/rms-java.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-9028688947784818721</id><published>2008-11-08T14:49:00.000+03:30</published><updated>2009-04-19T19:04:09.259+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خواندنی'/><title type='text'>پروژه گنو</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-style: italic;"&gt;این مطلب به این دلیل برایم جالب بوده که فکر می کنم یکی از پایه های مادی که سوسیالیسم در یک کشور بخواهد بر روی آن قرار گیرد توجه به این مبحث مهم است. مبحثی (کپی لفت و قرارگیری آن در برابر کپی رایت) که در ایران خیلی کم بر روی آن کار شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: right; color: rgb(255, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(102, 0, 0);font-family:lucida grande;font-size:180%;"  &gt;پروژه گنو &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(102, 0, 0);"&gt;(گوزن یال دار)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نوشته: ریچارد استالمن&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SRV2lPtYZMI/AAAAAAAAAXg/mB6kY9Kl1jU/s1600-h/free_as_in_freedom_book_cover_richard_stallman.gif"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 303px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SRV2lPtYZMI/AAAAAAAAAXg/mB6kY9Kl1jU/s400/free_as_in_freedom_book_cover_richard_stallman.gif" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5266245721523774658" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;نخستین جامعه اشتراک نرم‌افزار&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;وقتی در سال ۱۹۷۱ کار در آزمایشگاه هــوش مصنــوعی MIT را آغاز کــردم عضو جامعه اشترک نرم‌افزاری شــدم که از سالها پیش وجود داشت. به اشتراک گذاشتن نرم‌افزار فقــط مـحـدود بــه جـامعه خاص ما نبود؛ این کار به اندازه رایانه‌ها قدمت دارد همچنان که به اشتراک گذاشتن دستور غذا به اندازه آشپزی قدمــت دارد. ولی ما بیش از پیش نرم افزارها را به اشتراک می‌گذاشتیم.&lt;br /&gt;آزمایشگاه هوش مصنوعی از یک سیستم عامل اشتراک زمانــی بــه نام ITS (سیستم غیر قابل رقابت اشتراک زمانی) [۲] استفاده می‌کرد که کارکنان هـکــر آزمایشگاه (۱) آن را بــا زبــان اسمــبلی بــرای یــک Digital PDP-10 کــه یـکی از رایانه‌های بزرگ زمان خود بود طراحــی و کـدنـویسی کــرده بـودند. به عنوان یکی از اعضای این جامعه و یک کارمند هکر سیستم در آزمایشگاه هوش مصنوعی شغل من بهتر کردن این سیستم بود.&lt;br /&gt;ما به نرم‌افزار خود «نرم‌افزار آزاد» [۳] نمی‌گفتیم چون آن عبــارت وجـود نداشت؛ اما همــانطور بود. هر وقت کسی از یک دانشگاه یا شرکت دیگر می‌خواست از برنامه استفاده کند مــا بــا خوشحالی به او اجازه این کار را می‌دادیم. اگر شما با کسی برخورد می‌کردید که از برنامه‌ای ناآشنا و جالب استفاده می‌کرد همیشه می‌توانستید از او بخواهید که متن کد را نشانتان دهد تا بتوانید آن را بخوانید، تغییرش دهید یا قسمتهایی از آن را برای خلق یک برنامه تازه جدا کنید.&lt;br /&gt;(۱) استفاده از «هکر» به معنای «نفوذگر امنیتی» اشتـباه رسانه‌های گروهی است. ما هکرها از پذیرش این مفهوم سر باز می‌زنیم و این کلمه را به معنای «کسی که عاشق برنامه‌نویسی است و از برنـامه‌نویسی هوشمندانه لذت می‌برد» بکار می‌بریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;فرو ریختن جامعه&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;اوضاع در اوایل دهه ۱۹۸۰ زمــانی کــه Digital سری PDP-10 را متوقف کــرد بــه شــدت عـوض شد. معماری باسلیقه و قدرتمند آن در دهه ۶۰ بطور طبیعی نمی‌توانست فضاهای بزرگتر نشانه‌گذاری را که در دهــه ۸۰ امکانپذیر شده بودند در بر بگیرد. این به معنای آن بود که نزدیک به همه برنامه‌های نوشته شده برای ITS منسوخ شدند.&lt;br /&gt;جامعه هکرهای آزمایشگاه هوش مصنوعی نه خیلی قبل از آن از هــم پــاشـیـده بـود. در سال ۱۹۸۱ شرکت Symbolics نزدیک به تمام هکرهای آزمایــشگـاه هوش مصنوعی را استخدام کرد و جامعه کم جمعیت از اداره خود ناتوان شد. (کتاب Hakers نوشته استیو لوی [۴] همراه ارائه تصویری روشــن از جامعه در دوران کمالش این وقایع را توضیح می‌دهد) وقتی آزمایشگاه هوش مصنوعی در سال ۱۹۸۲ یک PDP-10 نو خــرید مــدیـرانش تصمیم گرفتند بجای ITS از سیستم اشتراک زمانی غیر آزاد Digital استفاده کند.&lt;br /&gt;رایانه‌های مدرن آن دوره مانند VAX یا 6820 سیستم عامل خودشان را داشتند امــا هیــچکدام از آنها نرم‌افزار آزاد نبودند: حتی برای دریافت یک نسخه قابل اجرا هم باید موافقت نامه حفظ اسرار را امضا می‌کردید.&lt;br /&gt;این به معنای آن بود که اولین قدم برای استفاده از کامپیوتر قول کمک نکردن به دیـگران بـود. همـیاری اجتـماعی ممنوع بود. قانون وضــع شــده توســط صـاحبان نرم‌افزار اختصاصی این بود: «اگر نرم‌افزارتان را با دیگران شریک شوید دزدید. اگر خواهان تغییری هستید به ما التماس کنید تا برایتان انجام دهیم.»&lt;br /&gt;ممکن است این ایده که نظام اجتماعی نرم‌افزار اختصاصی - نظامی کــه اظـهـار می‌دارد شما مجاز به اشتراک گذاری یا تغییر دادن نرم افزار نیستید - ضد اجتماعی، غیراخلاقی و در واقــع غـلـط اســت بـرای بعضی از خوانندگان عجیب به نظر بیاید. اما درباره نظامی که بر اساس تقسیم جامعــه و درمــانده نـگـه داشـتـن کـاربران بـنـا شــده چــه مـی‌تــوان گفت؟ خوانندگانی که این ایده را عجیب می‌بینند مـمکن است ساز و کار نرم افزار اختصاصی را همانگونه که ارائه شده فهمیده باشند یا آن را به شیوه‌ای که سوداگران نرم‌افزار اختصاصی تعریف می‌کنند شناخته باشند. توزیع‌کنندگان نرم‌افزار مدتها و به سختی کار کرده‌اند تا مردم را متقاعد کنند که تنها یک نوع نگاه به این موضوع وجود دارد.&lt;br /&gt;وقتی توزیع‌کنندگان نرم‌افزار از «اعمال حقوق» خود یا «ممانعت از دزدی» صحـبت می‌کنـند آنـچه می‌گویند اهمیت ثانوی دارد. پیام واقعی این گفته‌ها انگاره‌های ابراز نشده‌ای است که آنها به شکل امتیاز می‌گیرند: اجتماع می‌بایست آنها را بی‌هیچ نقدی بپذیرد. پس بگذارید آنها را بیازماییم.&lt;br /&gt;یکی ار انگاره‌ها این است که شرکتهای نـرم‌افزاری حق طبیعی غیر قابل پرسشی بر مالکیت نرم‌افزار دارند و بدینسان بر تمام کاربران آن هم مسلط‌اند. (اگر این حقی طبیعی بود هر چقدر هم که برای اجتماع مضر می‌بود ما نمی‌توانستیم به آن اعتراضی کنیم.) جالب است که قانون اساسی ایالات متحده و رویه قانونی ایــن نـگاه را رد می‌کنــد؛ کپی‌رایت حقی طبیعی نیست بلکه انحصاری ساختگی است که از طرف دولت تحمــیل می‌شود تــا حق طبیعـی کـاربـران بـرای تکثیر را محدود کند.&lt;br /&gt;انگاره ابراز نشده دیگر این است که تنها موضوع مهم درباره نرم‌افزار کاری است که به شما اجازه انجامش را می‌دهد - و اینکه ما کاربران رایانه نباید به این موضوع که اجازه داریم چه نوع جامعه‌ای داشته باشیم توجه کنیم.&lt;br /&gt;انگاره سوم این است که اگر ما قدرت کافی احاطه بر کاربران به شرکت ندهیم نرم افزار کارایی نخواهیم داشت (یا هرگز برنامه‌ای نخواهیم داشت که این یا آن کــار بخصوص را انجام دهد). ایــن انگاره مـمـکن بــود درسـت بـاشـد پیش از اینکه جنبش نرم‌افزار آزاد اثبات کند که ما می‌توانیم نرم افزارهای مفید بسیاری را بدون به زنجبر کشیدن آنها خلق کنیم.&lt;br /&gt;اگر تصمیم بگیریم این انگاره‌ها را کنار بگذاریم و این موضوعات را بــراسـاس اخــلاقیات متــداول با ارجعیت دادن به کاربران داوری کنیم به نتایج بسیار متفاوتی می‌رسیم. کاربران رایانه باید در تـغـییر برنامه‌ها برای انطباق آنها با احتیاجاتشان آزاد باشند و آزاد باشند که نرم‌افزارها را به اشتراک بگذارند زیرا که کمک به دیگران از مبانی جامعه است.&lt;br /&gt;اینجا جای بحث گسترده درباره دلایل پشت این نتیجه‌گیری نیست پس من خوانندگان را به این صفحه رجوع می‌دهم:&lt;br /&gt;http://www.gnu.org/philosophy/why-free.html&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;یک انتخاب اخلاقی دشوار&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;وقتی جامعه از میان رفت ادامه دادن به همان شکل سابق برای من غیر ممکن بود. در عوض با یک انتخاب اخلاقی دشوار مواجه شدم.&lt;br /&gt;گزینه آسان پیوستن به دنیای نرم‌افزار اختصاصی، امــضای مــوافقــت نامه حـفظ اسرار و قول کمک نکردن به دیگر هکرها بود. همچنین می‌بایست نرم افزاری را که توســعه داده بـودم با موافقت نامه حفظ اسرار منتشر می‌کردم که فشار را به دیگران برای خیانت به دوستانشان بیشتر می‌کرد.&lt;br /&gt;بدین گونه می‌توانستم پول دربیاورم و شاید خودم را با کــدنویسی ســرگــرم کنـم. امـا می‌دانسـتم در پایان راه به عقب خواهم نگریست و دیوارهایی را که برای جدا کردن مردم از همدیگر ساخته‌ام، خــواهــم دیــد و احـسـاس خـواهـم کـــرد زندگی‌ام را برای ساختن دنیایی بدتر از پیش صرف کرده‌ام.&lt;br /&gt;من همان موقع تجربه قرار گرفــتن در سمت دریافت کنــنده موفقت نامه حفظ اسرار را داشتم وقـتی که شخصی از ارائه متن کد برنامه کنترل کننده پرینترمان به من و آزمایشگاه هــوش مصــنوعی MIT سر باز زد. (فقدان امکانات بخصوصی در این برنامه استفاده از پرینتر را بسیار دشوار کرده بود.) پــس نمـی‌تــوانستــم خــودم را متــقاعد کـنـم کــه مـوافقت نامه حفظ اسرار بی‌ضرر است. وقتی او از به اشتراک گذاشتن کد با مــا ســر بــاز زد من خیلی عصبانی شدم؛ نمی‌توانستم همان کار را با دیگران بکنم.&lt;br /&gt;گزینه دیگر سر راســت امــا نــاگـوار، تــرک میـدان رایانه بود. به این ترتیب از مهارتهای من سوء استفاده نمی‌شد اما این مهارتها به هدر می‌رفت. من در جدا کردن و محدود ساختن کاربران رایانه مقصر نبودم اما این اتفاق به هر حال می‌افتاد.&lt;br /&gt;پس بدنبال راهی گشتم که یک برنامه‌نویس بتواند کار مفیدی در این مورد بکند. از خودم پرسیدم آیا برنامه یا برنامه‌هایی هست که بتوانم با نوشتن آنها وجود چنان جامعه‌ای را یکبار دیگر میسر کنم؟&lt;br /&gt;جواب واضح بود: آنچه پیش از همه مورد نیاز بود یک سیستم عــامل بود. این نرم‌افزاری اجتناب‌ناپذیر برای استفاده از یک رایانه است. با یک سیستم عامل خیلی کارها می‌شود کــرد؛ بــدون آن بطور کلی نمی‌شود از رایانه استفاده کرد. با یک سیستم عامل آزاد می‌توانستیم جامعه‌ای از هکرهای همـکار داشته باشیم و هرکسی را دعوت به همکاری کنیم. و هر کسی می‌توانست از رایانه استفاده کند بدون آنکه شروع به توطئه‌چینی برای محروم کردن دوستانش نماید.&lt;br /&gt;به عنوان یک توسعه دهنده سیستم عامل مهارتهای خـــوبی بــرای انـجـام ایــن کــار داشـتـم. پـس با اینکه می‌دانستم نمی‌توانم به راحتی به موفقیت برسم تشخیص دادم که برای انــجــام ایــن کــار انتــخـاب شـده‌ام. سیستم را سازگار با یونیکس انتخاب کردم تا قابل انتقال باشد و کاربران یونیکس بتــوانـند بــه آن منتــقل شـونــد. نــام GNU در پـی یک سنت هکری انتخاب شد و سر نام «GNU's Not Unix» بود.&lt;br /&gt;یک سیستم عامل تنها به معنای یــک هسـته نیست که به ندرت برای اجرای سایر برنامه‌ها کافی است. در اوایل ۱۹۷۰ هر سیستم عاملی که سزاوار این نام بود شامـل خط فرمان [۵]، اسمبلرها [۶]، کامپایلرها [۷]، انترپرترها [۸]، دیباگرها [۹]، ویرایشگرهای متن [۱۰]، ابزارهای ایمیل [۱۱] و خیلی چیزهای دیگر بود. ITS آنها را داشت، Multics آنها را داشت، VMS آنها را داشت و Unix هم آنها را داشت. سیستم عامل گنو هم باید آنها را می‌داشت.&lt;br /&gt;بعدها این کلمات را که به هیلِل (۱) [۱۲] نسبت داده می‌شود شنیدم:&lt;br /&gt;اگر از بهر خود نیستم، که مرا خواهد بود؟&lt;br /&gt;اگر تنها خود را هستم، پس چه هستم؟&lt;br /&gt;اگر نه حالا، پس کی؟&lt;br /&gt;تصمیم شروع پروژه گنو بر اساس روحیه‌ای مشابه بود.&lt;br /&gt;(۱) به عنوان یک بی‌خدا دنباله‌رو هیچ رهبر مذهبی نیستم اما گاهی چیزی پسندیده در آنچه که یکی از آنها گفته است می‌یابم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;آزاد چون آزادی&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;عبارت «نرم‌افزار آزاد» گاهی بد تعبیر می‌شــود - این عبارت هیچ ربطی به قیمت ندارد. این عبارت مربوط به آزادی است. بنابراین اینجا نرم‌افزار آزاد را تعریف می‌کنیم: یک برنامه برای شما که کاربری منحصر بفرد هستید نرم‌افزار آزاد است اگر:&lt;br /&gt;* این آزادی را دارید تا از برنامه با هر هدفی استفاده کنید.&lt;br /&gt;* این آزادی را دارید تا برنامه را تغییر دهید تا مناسب احتــیاجاتتان شود. (برای اینکه این آزادی در عمل موثر باشد باید به متن کد دسترسی داشته باشید چون تغییر دادن برنامه بدون داشتن متن کد کار بسیار دشوار است.)&lt;br /&gt;* این آزادی را دارید که نسخه‌های برنامه را به رایگان یا در قبال دریافت وجه بازپخش کنید.&lt;br /&gt;* این آزادی را دارید که نسخه‌های تغییر یافته برنامه را پخش کنید تا جامعه از بهینه‌سازیهای شما منتفع گردد.&lt;br /&gt;از آنجا که «آزاد» به آزادی مربوط می شود نه به قیمت، مغایرتـی بین فروش نسخه‌های برنامه و نرم‌افزار آزاد وجود ندارد. در واقع فروش نسخه‌ها اجتناب‌ناپذیر است: مجمــوعه نــرم‌افزارهای آزادی کــه بر روی CD فروخته می‌شوند برای جامعه اهمیت دارند و فروش آنها راه مهمی برای کسب درآمد جــهـت توسعه نرم‌افزار آزاد است. بنابراین برنامه‌ای که مردم آزاد نیستند تا در این مجموعه‌ها قرار دهند نرم‌افزار آزاد نیست.&lt;br /&gt;به دلیل ابهام کلمه «آزاد» افراد مدتهاست که در پی جایگزین هستند اما کسی جایگزین مناسبی پیدا نکرده است. زبان انگلیسی کلمات و دقایق بیشتری از زبانهای دیگر دارد اما یک کلمه ساده و واضح که معنی «آزاد» به معنی آزادی بدهد ندارد - «رها شده از قید» [۱۳] کلمه‌ای است که بسیــار نــزدیک بــه معناست. جایگزین‌هـایی چــون «رها کردن» [۱۴]، «آزادی» [۱۵] و «باز» [۱۶] معنای غلط یا اشکالات دیگری دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نرم‌افزار گنو و سیستم گنو&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;توسعه تمام یک سیستم پروژه بسیار بزرگی است. بــرای اینــکه ایــن پــروژه را قــابــل انــجـام کنــم تصـمـیم گرفتم تکه نرم‌افزارهای آزاد موجود را از هر جا که ممکن بود اقتباس کرده و استفاده کنم. به عنوان مثـال از همان آغاز تصمیم گرفتم از TeX به عنوان شکل دهنده اصلی متن استفاده کنم؛ چــنــد ســال بـعـد تصمیم گرفتم از X Window System استفاده کنم بجای اینکه یک سیستم پنجره دیگر برای گنو بنویسم.&lt;br /&gt;بخاطر این تصمیمات، سیستم گنو همان مجموعه تمــام نرم افزارهای گنو نیست. سیستم گنو شامل برنامه‌هایی است که نرم‌افزار گنو نیستند و بوسیله افراد و پروژه‌های دیگر و برای اهداف آنها توسعه داده شــده‌اند ولی ما می‌توانیم از آنها استفاده کنیم چون نرم‌افزار آزاد هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;شروع پروژه&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;در ژانویه ۱۹۸۴ من شغلــم در MIT را رهــا کــردم و نوشتن نرم‌افزار گنو را آغاز نمودم. ترک کردن MIT ضروری بود تا MIT نتواند در انتشار گنو به عنوان نرم‌افزار آزاد دخالت کند. اگــر جزء کارکنان می‌ماندم MIT می‌توانست ادعای مالکیت حاصل کار را بکند و می‌توانست شرایط انتشار خود را تحمیل نماید یا حتی حاصل کار را تبدیل به بسته نرم افزار اختصاصی کند. من قصد نداشتم آنهمه کار کنم تا ببینم فایده‌ای برای هدفی که کار به آن منظور انجام شده یعنی ایجاد یک جامعه جدید اشترک نرم‌افزار ندارد.&lt;br /&gt;هر چند پروفسور وینستون [۱۷] که بعدها مدیر آزمایشگاه هوش مصنوعی MIT شــد مهــربــانانه از مـن دعوت کرد که از امکانات آزمایشگاه استفاده کنم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt; اولین قدمها&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;کمی قبل از شروع پروژه گنو درباره بسته آزاد کامپایلر دانشگاهی [۱۸] که به نام VUCK شناخته می‌شد شنیده بودم. (کلمه «آزاد» به آلمانی با V نوشته می‌شود.) این کامپایلری بود که برای کار با زبانهای مختلفی از جمله C و پاسکال [۱۹] بکار می‌رفت و از ماشینهای گوناگونی پشتیبانی می‌کرد. من به برنامه‌نویس‌اش نامه نوشتم و سوال کردم که آیا گنو می‌تواند از آن استفاده کند یا نه.&lt;br /&gt;او با تمسخر پاسخ داد که دانشگاه آزاد است اما کامپایلر نه. پس من دریافتم که اولین برنامه پروژه گنو یک کامپایلر چند زبانه با پشتیبانی از سکوهای سخت‌افزاری گوناگون خواهد بود.&lt;br /&gt;با این امید که از نوشتن تمام کامپایلر پرهیز کنم کد کامپایلری را که چند سکوی گوناگون را پشتیبانی می‌کرد و در آزمایشگاه لارنس لیورمور [۲۰] توسعه داده شده بود گرفتم. این کامپایلر از نسخه توسعه داده شده‌ای از پاسکال پشتیبانی می‌کرد و به همان زبان هم نوشته شده بود که به عنوان یک زبان برنامه‌نویسی سیستمی طراحی شده بود. من یک رابط C به آن افزودم و انتقالش به Motorola 68000 را شروع کردم. اما وقتی دریافتم آن کامپایلر چندین مگابایت فضای انباره نیاز دارد و یونیکس سیستم 68000 تنها ۶۴ کیلوبایت اجازه تخصیص فضا می‌دهد از آن کار دست کشیدم.&lt;br /&gt;بعد فهمیدم که کامپایلر پاسکال با تجزیه کردن تمام فایل ورودی به یک ترکیب درختی و تبدیل تمام ترکیب درختی به یک زنجیره از «دستورالعمل‌ها» و سپس ایجاد فایل خروجی بدون اینکه هیچ فضایی آزاد کند عمل می‌نماید. اینجا بود که به این نتیجه رسیدم که باید کامپایلر جدیدی را از ابتدا بنویسم. آن کامپایلر جدید حالا با نام GCC شناخته می‌شود؛ هیچ چیز از کامپایلر پاسکال در آن استفاده نشد اما من توانستم رابط C را که برای آن نوشته بودم تعدیل کرده و بکار ببرم. اینها چند سال بعد اتفاق افتاد؛ اول بر روی گنو ایمکس [۲۱] کار کردم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;گنو ایمکس&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;کار بر گنو ایمکس را در سپتامبر ۱۹۸۴ شروع کردم و در اوایل ۱۹۸۵ می‌شد از آن استفاده کرد. بدین وسیله می‌توانستم شروع به ویرایش در سیستمهای یونیکس کنم؛ چون علاقه‌ای به استفاده از vi یا ed نداشتم ویرایشهایم را تا آن زمان بر ماشینهای دیگری انجام می‌دادم.&lt;br /&gt;در این مرحله افراد شروع به درخواست استفاده از گنو ایمکس کردند که این سوال را پیش آورد که چطور می‌شود آن را توزیع کرد. البته من آن را بر روی سرور ftp بی‌نامی بر کامپیوتری که در MIT از آن استفاده می‌کردم گذاشتم. (به این ترتیب کامپیوتر prep.ai.mit.edu محل اصلی توزیع ftp گنو شد؛ وقتی این کامپیوتر چند سال بعد بازنشسته شد ما نام آن را به سرور ftp جدیدمان انتقال دادیم.) اما در آن دوره بسیاری از علاقمندان به اینترنت دسترسی نداشتند و نمی‌توانستند یک کپی از روی ftp دریافت کنند. پس من باید به آنها چه می‌گفتم؟&lt;br /&gt;می توانستم بگویم «کسی را پیدا کنید که به شبکه دسترسی دارد تا یک کپی برای شما بگیرد.» یا می‌توانستم کاری را که با نسخه اصلی ایمیکس PDP-10 کرده بود انجام دهم: به آنها بگویم «یک نوار و جلدش را برای من بفرستید تا آن را با یک کپی ایمکس برایتان باز پس فرستم.» اما من شغلی نداشتم و بدنبال روشهایی برای پول درآوردن از نرم‌افزار آزاد بودم. پس اعلام کردم که برای هر کسی که بخواهد یک نوار خواهم فرستاد به قیمت ۱۵۰ دلار. به این روش تجارت توزیع نرم‌افزار آزاد را آغاز کردم که پیشروی شرکتهایی بود که امروزه تمام سیستم گنوی مبتنی بر لینوکس را توزیع می‌کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;آیا یک برنامه برای هر کاربری آزاد است؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;اگر یک برنامه وقتی که از دست برنامه‌نویس‌اش خارج می‌شود نرم‌افزار آزاد باشد به طور حتم به این معنا نیست که کپی‌اش به دست هر کسی که برسد نرم‌افزار آزاد خواهد بود. برای مثل نرم‌افزار [رها شده در] حوزه عمومی (نرم افزاری که کپی‌رایت نشده است) نرم‌افزار آزاد است؛ ولی هر کسی می تواند یک نسخه تغییر یافته اختصاصی از آن بسازد. همچنین برنامه‌های آزاد بسیاری کپی‌رایت شده‌اند اما با پروانه‌های ساده آسانگیری توزیع گشته‌اند که اجازه ایجاد نسخه‌های تغییر یافته اختصاصی را می‌دهد.&lt;br /&gt;یک نمونه از این برنامه‌ها X Window System است که در MIT توسعه پیدا کرد و به شکل نرم‌افزار آزاد با پروانه‌ای آسانگیر منتشر شد و بزودی توسط شرکتهای کامپیوتری مختلفی اقتباس گشت. آنها X را به سیستمهی یونیکس اختصاصی خودشان تنها به شکل باینری افزودند و زیر پوشش موافقت نامه حفظ اسرار مشابهی قرار دادند. آن نسخه‌های X، دیگر نرم‌افزار آزاد نبودند همچنان که یونیکس نبود.&lt;br /&gt;توسعه دهندگان X Windos System به این موضوع اهمیت نمی‌دادند – آنها انتظار داشتند و می‌خواستند که چنین شود. هدف آنها نرم‌افزار آزاد نبود فقط «موفقیت» که با «جذب کاربران بیشتر» معنا می‌شد هدف بود. آنها اهمیتی به آزادی کاربران نمی‌دادند فقط جمعیت کاربران مهم بود.&lt;br /&gt;نتیجه موقعیتی متناقض بود که دو روش مختلف برای سنجش میزان آزادی جوابهای گوناگونی به این سوال که «آیا این برنامه آزاد است؟» می‌دادند. اگر شما برا اساس آزادیهای در نظر گرفته شده در شروط توزیع نسخه MIT قضاوت می‌کردید ممکن بود بگویید X نرم‌افزار آزاد بوده است. اما اگر آزادیهای یک کاربر متوسط X را می‌سنجیدید ممکن بود بگویید نرم‌افزار اختصاصی است. بیشتر کاربران X از نسخه‌ای اختصاصی استفاده می‌کردند که با سیستمهای یونیکس همراه بود نه نسخه آزاد آن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;کپی لفت [۲۲] و گنو GPL&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;هدف گنو اعطای آزادی به کاربران بود نه اینکه فقط محبوب باشد. پس ما به شرطهایی برای توزیع نیاز داشتیم که نرم‌افزار گنو را از تبدیل شدن به نرم‌افزار اختصاصی باز دارد. روشی که ما برگزیدیم «کپی لفت» نام داشت. (۱)&lt;br /&gt;کپی لفت از قانون کپی رایت [۲۳] استفاده می‌کند اما آن را می‌چرخاند تا خلاف آنچه هدف متداولش است عمل کند: بجای آنکه ابزاری برای اختصاصی کردن نرم‌افزار باشد به ابزاری برای آزاد نگه داشتن آن تبدیل می‌شود.&lt;br /&gt;ایده اصلی کپی لفت این است که ما به همه اجازه استفاده از برنامه، تکثیر برنامه، تغییر برنامه و توزیع نسخه‌های تغییر یافته را می‌دهیم اما اجازه افزودن محدویتی به برنامه را نمی‌دهیم. پس آزادیهای اساسی که «نرم‌افزار آزاد» را معنا می‌کنند برای هر کسی که نسخه‌ای از نرم‌افزار را داشته باشد ضمانت شده‌اند؛ اینها حقوقی جدا ناشدنی هستند.&lt;br /&gt;برای اینکه کپی لفت موثر باشد نسخه‌های تغییر یافته نیز باید آزاد باشند. به این ترتیب می‌توان اطمینان یافت که کارهای نجام شده بر اساس حاصل کار ما اگر منتشر شود در دسترس جامعه خودمان قرار خواهد گرفت. وقتی برنامه‌نویسانی که شغل برنامه‌نویسی دارند دواطلب توسعه نرم‌افزار گنو می‌شوند این کپی لفت است که مانع کارفرمایانشان می‌شود که بگویند «شما نمی‌توانید آن تغییرات را به اشتراک بگذارید چون ما قصد داریم نسخه اختصاصی خودمان را از برنامه درست کنیم.»&lt;br /&gt;خواست آزاد ماندن تغییرات ضروری است اگر می‌خواهیم از آزادی برنامه برای همه کاربران آن مطمئن باشیم. شرکتهایی که X Window System را اختصاصی کردند تغییراتی در آن دادند تا آن را به سیستمها و سخت‌افزارهای خود منتقل نمایند. این تغییرات در مقایسه با اندازه بزرگ X کوچک بودند اما بی‌اهمیت نبودند. اگر تغییر دادن بهانه‌ای برای انکار آزادیهای کاربران می‌شد برای هر کسی آسان بود که از مزیت بهانه‌جویی سود ببرد.&lt;br /&gt;یک موضوع مرتبط نگران کننده دیگر ترکیب برنامه آزاد با کد غیر آزاد بود. چنین ترکیبی بطور اجتناب‌ناپذیری غیر آزاد می‌بود؛ فقدان هر آزادی در بخش غیر آزاد به معنای نبود آن در کل برنامه بود. اجازه چنین ترکیبی می‌توانست سوراخی بگشاید که برای غرق کردن یک کشتی کفایت می‌کرد. هر چیزی که به برنامه کپی لفت شده افزوده می‌شد یا با آن ترکیب می‌گشت باید طوری می‌بود که مجموع ترکیب هم، آزاد و کپی لفت شده باشد.&lt;br /&gt;نسخه ویژه‌ای از کپی لفت که ما برای بیشتر نرم‌افزارهای گنو استفاده می‌کنیم پروانه جامع همگانی گنو [۲۴] یا بطور خلاصه GNU GPL است. ما انواع دیگر کپی لفت هم داریم که در شرایط خاص از آنها استفاده می‌کینم. کتابهای راهنمای گنو هم کپی لفت شده‌اند ولی با نوع بسیار ساده‌تری از کپی لفت زیرا که پیچیدگی GNU GPL برای کتابهای راهنما لازم نیست. (۲)&lt;br /&gt;(۱) در ۱۹۸۴ یا ۱۹۸۵ دان هاپکینز [۲۵] (شخصی با قدرت تخیل بالا) نامه‌ای برای من فرستاد. روی پاکت چیزهای جالبی نوشته بود که شامل این یکی هم می‌شد: «کپی لفت – تمام حقوق محفوظ است.» من از کلمه «کپی لفت» برای نامیدن مفهوم کلی توزیعی که در آن زمان در حال بسط دادنش بودم استفاده کردم.&lt;br /&gt;(۲) ما در حال حاضر از پروانه مستندات آزاد گنو [۲۶] برای مستندسازی استفاده می‌کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بنیاد نرم افزار آزاد&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;همچنان که علاقه به استفاده از ایمکس بیشتر می‌شد افراد دیگری هم درگیر پروژه گنو می‌شدند و ما مصمم شدیم که باز سرمایه جمع کنیم. پس در ۱۹۸۵ ما بنیاد نرم افزار آزاد [۲۷] را ایجاد کردیم که یک خیریه معاف از مالیات برای توسعه نرم‌افزار آزاد است. همچنین FSF توزیع تجاری ایمکس بر روی نوار را بدست گرفت؛ بعدتر این کار را با افزودن نرم‌افزارهای آزاد دیگر به نوار (هم نرم‌افزارهای گنو و هم غیر گنو) و همچنین فروش کتابهای راهنمای آزاد توسعه داد.&lt;br /&gt;FSF مبالغ اهدایی را هم می‌پذیرد اما بیشتر درآمدش همیشه از فروش نسخه‌های نرم‌افزار آزاد و خدمات مرتبط دیگر حاصل شده است. امروزه بنیاد دیسک متن کد، دیسک نسخه‌های باینری، کتابهای راهنمایی با پرینت خوب (همه آزاد برای توزیع دوباره و تغییر) و نسخه‌های لوکس (که ما تمام مجموعه نرم افزارها را برای سکوی انتخابی شما آماده کرده‌ایم) می‌فروشد.&lt;br /&gt;کارکنان بنیاد نرم‌افزار آزاد تعدادی از بسته‌های نرم‌افزاری گنو را نوشته یا نگهداری کرده‌اند. دو مورد قابل اشاره کتابخانه C و شل [۲۸] هستند. کتابخانه C گنو [۲۹] چیزی است که هر برنامه‌ای که بر یک سیستم گنو/لینوکس اجرا می‌شود برای ارتباط با لینوکس از آن استفاده می‌کند. این کتابخانه توسط یکی از کارکنان بنیاد نرم‌افزار آزاد بنام رونالد مک‌گراس [۳۰] نوشته شده است. شل مورد استفاده در بیشتر سیستمهای گنو/لینوکس BASH یا Bourne Again Shell است (۱) که بوسیله برایان فاکس [۳۱] از کارکنان FSF توسعه یافته است.&lt;br /&gt;ما برای توسعه این نرم افزارها سرمایه‌گذاری کردیم زیرا که پروژه گنو تنها مربوط به ابزارها یا یک محیط توسعه نبود. هدف ما یک سیستم عامل تمام عیار بود و این برنامه‌ها برای آن هدف مورد نیاز بودند.&lt;br /&gt;(۱) «Bourne again Shell» شوخی با نام «Bourne Shell» است که شل متداول روی یونیکس بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پشتیبانی نرم‌افزار آزاد&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;فلسفه نرم‌افزار آزاد نوع خاصی از تجارت شایع را رد می‌کند اما مخالف تجارت نیست. وقتی تاجران به آزادیهای کاربران احترام می‌گذارند ما برایشان آرزوی موفقیت می‌کنیم.&lt;br /&gt;فروش نسخه‌های ایمکس نوعی از تجارت نرم‌افزار آزاد را نشان می‌دهد. وقتی FSF آن تجارت را بدست گرفت من به راه دیگری برای کسب درآمد نیاز داشتم. آن را در فروش خدمات مربوط به نرم‌افزار آزادی که توسعه داده بودم یافتم. این شامل تدریس در موضوعاتی چون چگونگی برنامه‌نویسی برای گنو ایمکس و چگونگی تغییر دادن GCC و توسعه نرم‌افزار و بیش از همه انتقال GCC به سکوهای جدید بود.&lt;br /&gt;امروزه هر کدام از انواع تجارتهای نرم‌افزار آزاد بوسیله تعدادی از شرکتها دنبال می‌شود. بعضی نسخه‌های نرم‌افزار آزاد را بر روی دیسک منتشر می‌کنند، بعضی دیگر پشتیبانی می‌فروشند؛ از پاسخ به سوالات کاربران گرفته یا رفع ایرادات و یا افزودن قابلیتهای جدید مهم. حتی کم‌کم شرکتهای نرم‌افزار آزادی را می‌بینیم که بر پایه راه‌اندازی محصولات جدید نرم‌افزار آزاد تاسیس می‌شوند.&lt;br /&gt;اما مراقب باشید. برخی شرکتها که عبارت «متن باز» [۳۲] را همراه خود دارنددر واقع تجارت خود را بر اساس نرم‌افزار غیرآزادی بنا کرده‌اند که با نرم‌افزار آزاد کار میٰ‌کند. اینها شرکتهای نرم‌افزار آزاد نیستند آنها شرکتهای نرم‌افزار اختصاصی هستند که محصولاتشان کاربران را برای دوری از آزادی فریب می‌دهد. آنها این را «ارزش افزوده» می‌نامند که بازتابی از ارزشهایی است که دوست می‌دارند ما فراتر از آزادی به آنها خو کنیم. اگر ما آزادی را باارزشتر بدانیم بایستی آنها را محصولات «کاهنده آزادی» بنامیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;اهداف فنی&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;هدف اصلی گنو نرم‌افزار آزاد بود. حتی اگر گنو هیچ برتری فنی هم بر یونیکس نمی‌داشت، برتری اجتماعی داشت که اجازه می‌داد کاربران با هم همکاری کنند و برتری اخلاقی داشت که احترام گذاشتن به آزادی کاربران بود.&lt;br /&gt;اما طبیعی بود که معیارهای شناخته شده انجام درست کار هم در نظر گرفته شود. به عنوان نمونه جایگذاری پویای ساختارهای داده [۳۳] برای پرهیز از محدودیتهای اندازه ثابت اختیاری [۳۴] و جایگذاری تمام کدهای هشت بیتی ممکن هر جا که درست باشد.&lt;br /&gt;بعلاوه ما تمرکز یونیکس بر اندازه کوچک حافظه را با تصمیم بر پشتیبانی نکردن از ماشینهای شانزده بیتی نپذیرفتیم (وقتی که سیستم گنو به پایان رسیده بود واضح بود که ماشینهای سی و دو بیتی متداول خواهند بود) و تلاشی نکردیم که استفاده از حافظه را کم کنیم مگر اینکه از مگابایت بالاتر برود. در برنامه‌هایی که کار کردن با فایلهای بزرگ مهم نبود، برنامه‌نویسان را تشویق می‌کردیم که همه فایل ورودی را به داخل هسته بخوانند و سپس محتوایش را کاوش کنند بدون اینکه نگران I/O باشند.&lt;br /&gt;این تصمیمات بسیاری از نرم‌افزارهای گنو را قادر ساخت که از همتاهای یونیکس‌شان در قابلیت اطمینان و سرعت پیش بیافتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;کامپیوترهای اهدا شده&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;در پی رشد شهرت پروژه گنو افراد شروع به پیشنهاد اهدای ماشینهایی به پروژه کردند که یونیکس بر آنها اجرا می‌شد. آن کامپیوترها بسیار مفید بودند زیرا که ساده‌ترین راه برای توسعه اجزاء گنو انجام این کار بر سیستم یونیکس و جایگزین کردن یک به یک اجزاء سیستم بود. اما اینکار یک مساله اخلاقی بوجود آورد: آیا اصلاً درست بود که ما یک کپی از یونیکس داشته باشیم.&lt;br /&gt;یونیک نرم‌افزار اختصاصی بود (و هست) و فلسفه پروژه گنو می‌گفت که ما نباید از نرم‌افزار اختصاصی استفاده کنیم. اما با همان استدلالی که منجر به این نتیجه می‌شود که خشونت در دفاع از خود قابل توجیه است من نتیجه گرفتم که استفاده از بسته‌های اختصاصی درست بود زمانی که توسعه جایگزین آزاد مهمی صورت می‌گرفت، جایگزینی که به دیگران کمک می‌کرد استفاده از بسته اختصاصی را متوقف کنند.&lt;br /&gt;اما حتی اگر این شری توجیه‌پذیر بود باز هم شر بود. امروز دیگر نسخه‌ای از یونیکس نداریم زیرا که آنها را با سیستم عاملهای آزاد جایگزین کرده‌ایم. اگر نتوانستیم سیستم عامل ماشینی را با نسخه‌ای آزاد جایگزین کنیم خود ماشین را تعویض کردیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;_____________________________________________________________&lt;br /&gt;&lt;b&gt;منبع لاتین:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;http://www.gnu.org/gnu/thegnuproject.html&lt;br /&gt;&lt;b&gt;ترجمه شده توسط:&lt;/b&gt;:&lt;br /&gt;بهنام بهجت مرندی&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;---------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;پانوشت ها:&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: left;" dir="ltr"&gt;[۱] Richard Stallman&lt;br /&gt;[۲]  Incompatible Timesharing System&lt;br /&gt;[۳]  Free Software&lt;br /&gt;[۴]  Steve Levy&lt;br /&gt;[۵]  Command Processors&lt;br /&gt;[۶]  Assemblers&lt;br /&gt;[۷]  Compilers&lt;br /&gt;[۸]  Interpreters&lt;br /&gt;[۹]  Debuggers&lt;br /&gt;[۱۰] Text Editors&lt;br /&gt;[۱۱] Mailers&lt;br /&gt;[۱۲] Hillel&lt;br /&gt;[۱۳] Unfettered&lt;br /&gt;[۱۴] Liberated&lt;br /&gt;[۱۵] Freedom&lt;br /&gt;[۱۶] Open&lt;br /&gt;[۱۷] Professor Winston&lt;br /&gt;[۱۸] Free University Compiler Kit&lt;br /&gt;[۱۹] Pascal&lt;br /&gt;[۲۰] Lawrence Livermore Lab&lt;br /&gt;[۲۱] GNU Emacs&lt;br /&gt;[۲۲] Copyleft&lt;br /&gt;[۲۳] Copyright&lt;br /&gt;[۲۴] GNU General Public License&lt;br /&gt;[۲۵] Don Hopkins&lt;br /&gt;[۲۶] GNU Free Documentation License: http://www.gnu.org/licenses/fdl.html&lt;br /&gt;[۲۷] Free Software Foundation&lt;br /&gt;[۲۸] shell&lt;br /&gt;[۲۹] GNU C library&lt;br /&gt;[۳۰] Roland McGrath&lt;br /&gt;[۳۱] Brian Fox&lt;br /&gt;[۳۲] Open Source&lt;br /&gt;[۳۳] dynamically allocating data structures&lt;br /&gt;[۳۴] arbitrary fixed size limits&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-9028688947784818721?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/9028688947784818721/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=9028688947784818721&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/9028688947784818721'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/9028688947784818721'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2008/11/blog-post_08.html' title='پروژه گنو'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SRV2lPtYZMI/AAAAAAAAAXg/mB6kY9Kl1jU/s72-c/free_as_in_freedom_book_cover_richard_stallman.gif' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-9027829143248150007</id><published>2008-10-25T23:32:00.000+03:30</published><updated>2009-04-19T19:02:23.119+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مولتی مدیا'/><title type='text'>یک بنر جالب</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SQN9kfQpR-I/AAAAAAAAAWQ/kyQYtZQXJpo/s1600-h/iraq-war.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; DISPLAY: block; HEIGHT: 269px; TEXT-ALIGN: center" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5261186855518947298" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SQN9kfQpR-I/AAAAAAAAAWQ/kyQYtZQXJpo/s400/iraq-war.jpg" /&gt;&lt;/a&gt; سایت &lt;a href="http://www.antiwarart.co.uk/"&gt;ضد جنگ&lt;/a&gt; در صفحه اول خود شمارنده ای قرار داده که در آن هزینه جنگ در عراق را محاسبه می کند جالب اینجاست که در &lt;a href="http://costofwar.com/"&gt;صفحه ای دیگر &lt;/a&gt;این سایت حتی هزینه تحمیل شده به هر ایالت را نیز محاسبه می کند.&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ولی چیزی که جالب است آقایان فراموش کرده اند مخالفت با جنگ فقط به خاطر هزینه های آن نیست. بلکه مسئله اصلی کشته، بی خانمان شدن و به خطر افتادن جان هزاران انسان بی پناه است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;به هر حال جدای از این بحث بنری این سایت طراحی کرده بود که دیدم بد نیست معرفی کنم. کسانی که بنر را می خواهند در سایت یا وبلاگ خود قرار دهند می توانند کدهای بنر را از &lt;a href="http://ashrafnezhad.googlepages.com/costofwar.txt"&gt;این لینک&lt;/a&gt; بردارند و در صفحه اینترنتی خود قرار دهند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;center&gt;&lt;br /&gt;هزینه جنگ در عراق&lt;br /&gt;&lt;div id="block-block-20" class="block block-block"&gt;&lt;div class="content"&gt;&lt;object height="50" type="application/x-shockwave-flash" width="145" data="http://www.nationalpriorities.org/costofwar/flash/counter_white_bg.swf" align="middle" allowscriptaccess="never" allownetworking="internal"&gt;&lt;/object&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/center&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-9027829143248150007?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/9027829143248150007/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=9027829143248150007&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/9027829143248150007'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/9027829143248150007'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2008/10/blog-post.html' title='یک بنر جالب'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SQN9kfQpR-I/AAAAAAAAAWQ/kyQYtZQXJpo/s72-c/iraq-war.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-1802588889309394709</id><published>2008-10-13T20:14:00.000+03:30</published><updated>2009-04-19T19:04:09.259+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خواندنی'/><title type='text'>هنر آزاد و قانون آن</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;توضیحات در مورد این مطلب را در آینده نزدیک می نویسم.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SPN8COX1YwI/AAAAAAAAASE/f-XNuy9awKU/s1600-h/bicyclePoster3.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5256681567731147522" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SPN8COX1YwI/AAAAAAAAASE/f-XNuy9awKU/s400/bicyclePoster3.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;Free Art License 1.3&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a id="more-"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;[ Copyleft Attitude ]&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;Free Art License 1.3 (FAL 1.3)&lt;br /&gt;Preamble&lt;br /&gt;The Free Art License grants the right to freely copy, distribute, and transform creative works without infringing the author's rights.&lt;br /&gt;The Free Art License recognizes and protects these rights. Their implementation has been reformulated in order to allow everyone to use creations of the human mind in a creative manner, regardless of their types and ways of expression.&lt;br /&gt;While the public's access to creations of the human mind usually is restricted by the implementation of copyright law, it is favoured by the Free Art License. This license intends to allow the use of a work’s resources; to establish new conditions for creating in order to increase creation opportunities. The Free Art License grants the right to use a work, and acknowledges the right holder’s and the user’s rights and responsibility.&lt;br /&gt;The invention and development of digital technologies, Internet and Free Software have changed creation methods: creations of the human mind can obviously be distributed, exchanged, and transformed. They allow to produce common works to which everyone can contribute to the benefit of all.&lt;br /&gt;The main rationale for this Free Art License is to promote and protect these creations of the human mind according to the principles of copyleft: freedom to use, copy, distribute, transform, and prohibition of exclusive appropriation.&lt;br /&gt;Definitions&lt;br /&gt;“work” either means the initial work, the subsequent works or the common work as defined hereafter:&lt;br /&gt;“common work” means a work composed of the initial work and all subsequent contributions to it (originals and copies). The initial author is the one who, by choosing this license, defines the conditions under which contributions are made.&lt;br /&gt;“Initial work” means the work created by the initiator of the common work (as defined above), the copies of which can be modified by whoever wants to&lt;br /&gt;“Subsequent works” means the contributions made by authors who participate in the evolution of the common work by exercising the rights to reproduce, distribute, and modify that are granted by the license.&lt;br /&gt;“Originals” (sources or resources of the work) means all copies of either the initial work or any subsequent work mentioning a date and used by their author(s) as references for any subsequent updates, interpretations, copies or reproductions.&lt;br /&gt;“Copy” means any reproduction of an original as defined by this license. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;1. OBJECT &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;The aim of this license is to define the conditions under which one can use this work freely. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;2. SCOPE &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;This work is subject to copyright law. Through this license its author specifies the extent to which you can copy, distribute, and modify it. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;2.1 FREEDOM TO COPY (OR TO MAKE REPRODUCTIONS) &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;You have the right to copy this work for yourself, your friends or any other person, whatever the technique used. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;2.2 FREEDOM TO DISTRIBUTE, TO PERFORM IN PUBLIC &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;You have the right to distribute copies of this work; whether modified or not, whatever the medium and the place, with or without any charge, provided that you:attach this license without any modification to the copies of this work or indicate precisely where the license can be found,specify to the recipient the names of the author(s) of the originals, including yours if you have modified the work,specify to the recipient where to access the originals (either initial or subsequent).The authors of the originals may, if they wish to, give you the right to distribute the originals under the same conditions as the copies. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;2.3 FREEDOM TO MODIFY &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;You have the right to modify copies of the originals (whether initial or subsequent) provided you comply with the following conditions:all conditions in article 2.2 above, if you distribute modified copies;indicate that the work has been modified and, if it is possible, what kind of modifications have been made;distribute the subsequent work under the same license or any compatible license.The author(s) of the original work may give you the right to modify it under the same conditions as the copies. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;3. RELATED RIGHTS &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;Activities giving rise to author’s rights and related rights shall not challenge the rights granted by this license.For example, this is the reason why performances must be subject to the same license or a compatible license. Similarly, integrating the work in a database, a compilation or an anthology shall not prevent anyone from using the work under the same conditions as those defined in this license. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;4. INCORPORATION OF THE WORK &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;Incorporating this work into a larger work that is not subject to the Free Art License shall not challenge the rights granted by this license.If the work can no longer be accessed apart from the larger work in which it is incorporated, then incorporation shall only be allowed under the condition that the larger work is subject either to the Free Art License or a compatible license. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;5. COMPATIBILITY &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;A license is compatible with the Free Art License provided:it gives the right to copy, distribute, and modify copies of the work including for commercial purposes and without any other restrictions than those required by the respect of the other compatibility criteria;it ensures proper attribution of the work to its authors and access to previous versions of the work when possible;it recognizes the Free Art License as compatible (reciprocity);it requires that changes made to the work be subject to the same license or to a license which also meets these compatibility criteria. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;6. YOUR INTELLECTUAL RIGHTS &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;This license does not aim at denying your author's rights in your contribution or any related right. By choosing to contribute to the development of this common work, you only agree to grant others the same rights with regard to your contribution as those you were granted by this license. Conferring these rights does not mean you have to give up your intellectual rights. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;7. YOUR RESPONSIBILITIES &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;The freedom to use the work as defined by the Free Art License (right to copy, distribute, modify) implies that everyone is responsible for their own actions. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;8. DURATION OF THE LICENSE &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;This license takes effect as of your acceptance of its terms. The act of copying, distributing, or modifying the work constitutes a tacit agreement. This license will remain in effect for as long as the copyright which is attached to the work. If you do not respect the terms of this license, you automatically lose the rights that it confers.If the legal status or legislation to which you are subject makes it impossible for you to respect the terms of this license, you may not make use of the rights which it confers. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;9. VARIOUS VERSIONS OF THE LICENSE &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;This license may undergo periodic modifications to incorporate improvements by its authors (instigators of the “Copyleft Attitude” movement) by way of new, numbered versions.You will always have the choice of accepting the terms contained in the version under which the copy of the work was distributed to you, or alternatively, to use the provisions of one of the subsequent versions. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;10. SUB-LICENSING &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;Sub-licenses are not authorized by this license. Any person wishing to make use of the rights that it confers will be directly bound to the authors of the common work. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;11. LEGAL FRAMEWORK&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;This license is written with respect to both French law and the Berne Convention for the Protection of Literary and Artistic Works. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;USER GUIDE &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;- How to use the Free Art License? &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;To benefit from the Free Art License, you only need to mention the following elements on your work:[Name of the author, title, date of the work. When applicable, names of authors of the common work and, if possible, where to find the originals].Copyleft: This is a free work, you can copy, distribute, and modify it under the terms of the Free Art License &lt;a href="http://artlibre.org/licence/lal/en/"&gt;http://artlibre.org/licence/lal/en/&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;- Why to use the Free Art License? &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;1.To give the greatest number of people access to your work.&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;2.To allow it to be distributed freely.&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;3.To allow it to evolve by allowing its copy, distribution, and transformation by others.&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;4.So that you benefit from the resources of a work when it is under the Free Art License: to be able to copy, distribute or transform it freely.&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;5.But also, because the Free Art License offers a legal framework to disallow any misappropriation. It is forbidden to take hold of your work and bypass the creative process for one's exclusive possession. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;- When to use the Free Art License? &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;Any time you want to benefit and make others benefit from the right to copy, distribute and transform creative works without any exclusive appropriation, you should use the Free Art License. You can for example use it for scientific, artistic or educational projects. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;- What kinds of works can be subject to the Free Art License? &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;The Free Art License can be applied to digital as well as physical works.You can choose to apply the Free Art License on any text, picture, sound, gesture, or whatever sort of stuff on which you have sufficient author's rights. &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;- Historical background of this license: &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;It is the result of observing, using and creating digital technologies, free software, the Internet and art. It arose from the “Copyleft Attitude” meetings which took place in Paris in 2000. For the first time, these meetings brought together members of the Free Software community, artists, and members of the art world. The goal was to adapt the principles of Copyleft and free software to all sorts of creations. &lt;a href="http://www.artlibre.org/"&gt;http://www.artlibre.org/&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="ltr" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;Copyleft Attitude, 2007.You can make reproductions and distribute this license verbatim (without any changes).&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-1802588889309394709?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/1802588889309394709/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=1802588889309394709&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/1802588889309394709'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/1802588889309394709'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2008/10/blog-post_13.html' title='هنر آزاد و قانون آن'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_c1mKPMZ9qAM/SPN8COX1YwI/AAAAAAAAASE/f-XNuy9awKU/s72-c/bicyclePoster3.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-2259284792046403491</id><published>2007-12-01T20:58:00.002+03:30</published><updated>2009-06-19T00:36:30.482+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بیانیه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به مناسب 16 آذر 1386</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;دانشگاه پادگان نیست !&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;1- رویارویی با سیاست بسط و تشدید سرکوب سراسری جامعه هم اینک پیش شرط بقا و تداوم حرکت هر جنبش مترقی اجتماعی – اعم از جنبش کارگری ، دانشجویی ، زنان و جوانان آزادی خواه - است . به نظر می رسد که این سیاست ، همچون ضرورت حفظ حیات سیاسی مجریان آن در ارعاب فعالین اجتماعی و عقب راندن جنبشهای پیشتاز جامعه مؤثر واقع شده است . در پس این پیروزی گذرا اما حقیقت دیگری مستتر است و آن انسداد مسیرهایی ست که دستگاه سیاسی کنونی ایران تا پیش از این با حرکت بر روی آنها بازتولید قدرت خود را تضمین می نمود . صعود شاخص سرکوب سیاسی و اجتماعی حاکمیت به ترازمشابه رژیمهای کودتاچی و شبه فاشیستی تاریخ ، نشانه ی پایان دورانی ست که هیئت حاکمه ی ایران امر نارضایتی های عمیق اجتماعی را با نسخه های از اعتبار ساقط شده ای چون « تخدیر ایدئولوژیک توده ها » و یا « تعبیه سوپاپ اطمینان اصلاحات » مهار می کرد.2- فضایی از این دست ، زد و خوردهای داخل حاکمیت را به سمت عروج فرصت طلبانه ی جناح به اصطلاح منتقد دولت هدایت می کند . این جریان با تلاش برای اختفای کارنامه سی ساله ی خود در خلق جامعه ای آکنده از آسیبهای فردی و اجتماعی مردم ایران و نیز با انکار ارتباط ارگانیک خود با باند حاکم بر دولت - همچون دو عضو زنده ی لازم برای تداوم زیست سیاسی کلیت سرمایه داری ایران – هدف و برنامه ی کنونی خود را قبضه ی مجدد قوای مجریه و مقننه در رقابت با جناح مقابل، از طریق مصادره ی نیروی جنبشهای اصیل اجتماعی – به ویژه جنبش کارگری ، دانشجویی و زنان – تعریف کرده است .3- محصول منطقی سیاستهای ارتجاعی امپریالیسم به رهبری آمریکا در منطقه ، در ادامه ی مواجهه ی گزیر ناپذیر آن با رژیم سیاسی نامتعارف ایران ، امروز – پس از تحمیل تحریمهای سنگین اقتصادی – به مرحله ی عبور از سرحدات رعب آور حمله ی نظامی رسیده است . تهدید جنگ – جنگی به مراتب وسیعتر و خانمانسوز تر از جنگ عراق – هم اینک در واکنشها و تحرکات آمریکا و متحدینش در قبال ایران دیده می شود . باقی مانده ی جامعه ی چند ده میلیونی ایران پس از تهاجم نظامی امپریالیسم ، مجموعه ای خونین از باندهای گانگستری ، گروههای فالانژ آدم کش و دارودسته های قومی و بنیاد گرایی خواهد بود که در جدال با یکدیگر و با مدنیت جامعه ، عرصه ی حیات اجتماعی عموم مردم را با ترور ، بمب گذاری ، نسل کشی ، عملیات انتحاری و تاخت و تازهای مسلحانه متلاشی می کنند . بازگرداندن ایران به سامان اولیه خود در صورت تحقق این سناریو ، در کوتاه مدت به غایت بعید به نظر می رسد . حتی کوچکترین احتمال وقوع این وضعیت ما را به الزام توده ای کردن این شعار رهنمون می شود که : « دست جنایتکار امپریالیسم از زندگی مردم ایران کوتاه ! » &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;* * *&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;با در نظر گرفتن شرایط داخلی و موقعیت بین المللی ایران ، اکنون تکلیف سنگینی بر دوش جنبشهای مترقی اجتماعی ، از جمله جنبش دانشجویی نهاده شده است . دانشگاه اکنون نیاز حیاتی به مقاومت در برابر پروژه ی سلب ابتدایی ترین حقوق صنفی ، سیاسی و اجتماعی دانشجویان را درک می کند . پایمال شدن مستبدانه ی بخش وسیعی از حقوق صنفی دانشجویان ؛ بازداشت ، شکنجه و حبس فعالین دانشجویی ؛ توقیف نشریات و تشکلهای مستقل دانشگاه ؛ اخراج و منع از تحصیل سلیقه ای دانشجویان ؛ صدور گسترده و بی سابقه ی احکام انضباطی ، تشدید فشار بر آزادی های دختران دانشجو و در یک کلام نظامی و امنیتی شدن مسلم فضای دانشگاه ، بیانگر ضرورت مقاومت همه جانبه ی دانشجویان در برابر سیاستهای عوامل سرکوب جنبش و تبدیل دانشگاه به مقر نظامی و دفاعی جناحین حاکمیت است ؛ « دانشگاهی که به اصرار و اعتقاد ما پادگان نیست ! »با این همه عقیم گذاشتن مساعی و تکاپوی هر دو جناح معلوم الحال دستگاه سیاسی ایران در امر مصادره به مطلوب فضای اعتراضی دانشگاه برای پیشبرد سیاستهای ارتجاعی خود ، و نیز مخالفت فعالانه با هرگونه دخالت خارجی – اعم از نظامی و غیر نظامی – و روشنگری پیرامون ابعاد فاجعه ای که با آغاز تهاجم ارتشهای امپریالیستی به ایران متحقق خواهد شد ، به همان میزان ضروری ست . به باور ما یگانه طریق استمداد از نیروی مستقل دانشجویی در امر احیای حقوق صنفی ، اجتماعی و سیاسی دانشجویان و عقب راندن فشارهای حاکمیت بر دانشگاه و خنثی ساختن توطئه ی مصادره ی جنبش دانشجویی به نفع جناحین قدرت و نیز مقابله با تحقق سناریوی دخالت خارجی و حمله ی نظامی به ایران ، جز متشکل شدن دانشجویان سراسر کشور – اعم از فعالین سیاسی ، صنفی و فرهنگی دانشگاهها – در تشکلی سراسری برای پیگیری مطالبات بر حق دانشجویان چیز دیگری نیست . این بیانیه به نوبه ی خود فراخوانی ست رو به تمامی دانشجویان برای حرکت به سمت ایجاد این تشکل ، با اتکا به نیروی مادی و فکری بدنه ی دانشجویی و با مرزبندی قاطع در برابر هرگونه قدرت فرادانشجویی و فرا مردمی .درک این حقیقت که جنبش دانشجویی مکلف است تا تحلیل عینی خود از وضعیت موجود را به تمامی حوزه های مبارزاتی جامعه – به ویژه عرصه ی نبرد جنبشهای کارگری و زنان – ارائه داده و بر مبنای آن بسیج نیروهای اجتماعی حول برنامه ای برای نجات جامعه را تسهیل و تسریع نماید ، مخاطب این فراخوان را از محدوده ی دانشگاه به گستره ی جامعه گسیل می کند . &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;زنده باد آزادی و برابری&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاههای ایران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-2259284792046403491?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/2259284792046403491/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=2259284792046403491&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/2259284792046403491'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/2259284792046403491'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/12/16-1386_9022.html' title='بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به مناسب 16 آذر 1386'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-5343595124215589650</id><published>2007-10-08T14:07:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:05:08.783+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>خاک هم توقیف شد</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RwoIrlwbHFI/AAAAAAAAAJI/HHhSE0q_rRo/s1600-h/khak.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5118913471422602322" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RwoIrlwbHFI/AAAAAAAAAJI/HHhSE0q_rRo/s400/khak.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-5343595124215589650?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/5343595124215589650/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=5343595124215589650&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/5343595124215589650'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/5343595124215589650'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/10/blog-post_901.html' title='خاک هم توقیف شد'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RwoIrlwbHFI/AAAAAAAAAJI/HHhSE0q_rRo/s72-c/khak.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-3500628822553009248</id><published>2007-05-21T15:14:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:02:23.120+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مولتی مدیا'/><title type='text'>بدون شرح</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="color:#ffff00;"&gt;طرح ضربتی امنیت اجتماعی جمهوری اسلامی در رابطه با مسئله حجاب&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RlGGoggctuI/AAAAAAAAAGc/uTXgBudz1aw/s1600-h/Image384.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5066979086247442146" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RlGGoggctuI/AAAAAAAAAGc/uTXgBudz1aw/s400/Image384.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; امروز 30 اردیبهشت در میدان هفت تیر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-3500628822553009248?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/3500628822553009248/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=3500628822553009248&amp;isPopup=true' title='18 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/3500628822553009248'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/3500628822553009248'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/05/blog-post_7236.html' title='بدون شرح'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RlGGoggctuI/AAAAAAAAAGc/uTXgBudz1aw/s72-c/Image384.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>18</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-466840348185751185</id><published>2007-04-17T18:45:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:05:08.784+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>An Iranian student kidnapped by Iranian security forces</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_w0wK7eRkFME/RiNBjzD_xbI/AAAAAAAAAHQ/TxM69SPGnq8/s320/bijan.JPG"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 139px; CURSOR: hand; HEIGHT: 197px" height="433" alt="" src="http://bp3.blogger.com/_w0wK7eRkFME/RiNBjzD_xbI/AAAAAAAAAHQ/TxM69SPGnq8/s320/bijan.JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify" dir= "ltr" &gt;Mr.Bijan Sabagh, student activist of Mazandaran University in northern city of Sari, was kidnapped by the Iranian security froces on Satuarday, 14 April 2007, on way to the university. Mr. Sabagh is student of 4th year of chemical engineering. He was suspended from his study for a period of one term in the beginning of March 2007.&lt;br /&gt;Following the arrest of Mr.Sabagh, plain clothe forces tried to detain three student activists but were stopped by a huge number of students amounted to 300.&lt;br /&gt;It has been reported that 15 studnets of Babol University in nothern city of Babol were also kidnapped by plain clothe forces of the Islamic regime on Sunday, 15 April 2007, following a student protests that was held at this university calling for the release of Mr.Sabagh and the prosecution of student activists to be stopped.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-466840348185751185?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/466840348185751185/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=466840348185751185&amp;isPopup=true' title='12 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/466840348185751185'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/466840348185751185'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/04/iranian-student-kidnapped-by-iranian_7321.html' title='An Iranian student kidnapped by Iranian security forces'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp3.blogger.com/_w0wK7eRkFME/RiNBjzD_xbI/AAAAAAAAAHQ/TxM69SPGnq8/s72-c/bijan.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>12</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-6620795970471531141</id><published>2007-04-14T17:16:00.005+03:30</published><updated>2009-04-19T19:05:08.784+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>بيژن صباغ امروزدر برابر دانشگاه توسط نيروهاي ناشناس ربوده شد</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;امروز (شنبه 25 فروردين) بيژن صباغ فعال دانشجويي دانشگاه مازندران (دانشكده فني) در برابر در اصلي دانشگاه توسط نيروهاي ناشناس ربوده و به مكان نامعلومي منتقل گرديد و تا اين لحظه از وضعيت وي اطلاعي در دست نيست. گفتني ست كه بيژن در پي وقايع اخير دانشگاه مازندران به همراه چند تن از هم دانشگاهيانش، به حكم كميته انضباطي دانشگاه به يك ترم تعليق از تحصيل (ترم جاري) محكوم گرديد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;اخبار را می توانید در &lt;a href="http://16azar1385.blogspot.com/"&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;خبر نامه آزادی برابری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; پیگیری کنید.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-6620795970471531141?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/6620795970471531141/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=6620795970471531141&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/6620795970471531141'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/6620795970471531141'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/04/blog-post_6848.html' title='بيژن صباغ امروزدر برابر دانشگاه توسط نيروهاي ناشناس ربوده شد'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-1515846112835737513</id><published>2007-04-14T17:16:00.004+03:30</published><updated>2009-04-19T19:05:08.784+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://kampin.blogfa.com/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;کمپین آزادی محمود صالحی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-1515846112835737513?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/1515846112835737513/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=1515846112835737513&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/1515846112835737513'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/1515846112835737513'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/04/blog-post_4512.html' title=''/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-8291798616892330951</id><published>2007-04-08T16:13:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:05:08.784+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>یک خبر</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;برای مشاهده ی خبر به لینک زیر بروید:&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://16azar1385.blogspot.com/2007/04/blog-post_08.html"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ffff33;"&gt;اتحاديه دانشجويان بريتانيا منصور اسانلو را به عنوان نايب رئيس افتخاری اين اتحاديه انتخاب کرد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-8291798616892330951?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/8291798616892330951/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=8291798616892330951&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/8291798616892330951'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/8291798616892330951'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/04/blog-post_9641.html' title='یک خبر'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-6670432910591881913</id><published>2007-03-29T16:47:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:05:08.784+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>همبستگى بين المللى كارگرى، دولتها و نهادهاى وابسته</title><content type='html'>&lt;p align="justify"&gt;اتحاد بين المللى، بعنوان يك نهاد مدافع مبارزات طبقه كارگر ايران، از هر گونه همكارى و همبستگى بين المللى كارگرى در حمايت از طبقه كارگر ايران توسط اتحاديه ها و نهادهاى مستقل كارگرى استقبال ميكند٠ اين نحوه از جلب همبستگى كارگرى بمعناى همنظرى يا توافق رسمى يا ضمنى در هيچ زمينه ى ديگرى از قبل نمى باشد. با توجه به اين پرنسيب اوليه، ما كماكان تلاش خواهيم كرد كه با اتحاديه ها و فدراسيونهاى كارگرى محلى، كشورى و بين المللى و فعالين كارگرى و مترقى بر مبناى منفعت كل طبقه كارگر در تماس و همكارى باشيم٠ اما اتحاد بین المللی همكارى با دولتها و نهادهايى كه توسط دولتها و سرمايه دارى هدايت و تامين مالى ميشوند را به نفع سیاست تقویت امر همبستگى بين المللى کارگری و مبارزه جهت ايجاد تشكلات مستقل كارگرى نمیداند.بلكه آنرا گامي جهت مهار جنبش كارگري براي پيشبرد منافع سرمايه داري ميداند.(هرچند كه در اين شرايط تاكنون در ايران با هوشياري فعالين كارگري نتوانسته اند به اهداف شوم خود دست يابند.)&lt;br /&gt;در يك مورد مشخص لازم به توضيح است كه به نظر ما "مرکز آمریکایی براى همبستگی بين المللى کارگری" (سوليداريتى سنتر)، كه در ماههای اخیر فعالیت خود نسبت به ایران را تشدید کرده است، يك نهاد واقعى كارگرى و ظرفى برای تقویت جنبش های مستقل طبقاتى کارگران نیست٠ با توجه به اسناد متعددى كه موجود است، اين نهاد عملا ابزاری برای اجرا و تقویت سیاستهای رسمی دولت آمریکا در کشورهای مختلف محسوب مي شود.  فعاليتهاى سوليداريتى سنتر، كه ٩٠ درصد از بودجه آن توسط دولت آمريكا و بنياد اوقاف ملى براى دمكراسى كه زير چتر كنگره آمريكا مى باشد تامين ميشود،  از جمله شامل تقويت کودتای ناموفق ونزوئلا و تلاش و كمك مالى برای تضعیف دولت هوگو چاوز، دخالت در هائيتى و نمونه هاى مشابه بوده است٠ اینها بخشی از فاکتهایی است که توسط فعالین کارگری در آمریکا منتشر شده اند و اعتراضات زیادی توسط فعالین اتحادیه ای و کارگری در آمریکا، و برخي شوراها و فدراسيونهاى كارگرى شهرى و ايالتى در آمريكا، عليه سوليداريتى سنتر و فعالیتهای آن و قطع هر گونه كمك مالى و همكارى آن با دولت آمريكا در جریان بوده است. با توجه به اطلاعات فوق و نيز عدم تلاش آشكار و رسمى فدراسيون كار آمريكا (اى اف ال)- كه سوليداريتى سنتر بخش بين المللى آن را تشكيل ميدهد- براى توقف رسمى، عملى و علنى دريافت حمايتهاى مالى اين مركز از دولت آمريكا, و با توجه به اختصاص بودجه ویژه برای پیشبرد طرح "دموکراسی برای ایران" از طرف دولت آمریکا، ما دخالت "مرکز آمریکایی برای همبستگی بين المللى کارگری" (سوليداريتى سنتر) در هرگونه امور مربوط به جنبش كارگرى ايران را به ضرر منافع آنى و آتى جنبش کارگری، استقلال طبقاتى كارگران، و در جهت تقویت سیاستهای رسمی دولت آمریکا و سرمايه دارى جهانى در قبال تحولات جاری در ایران میدانیم . اتحاد بين المللى، همانطور كه در بالا هم گفته شد، تلاش خواهد كرد كه ارتباط و همكارى با فعالين كارگرى و اتحاديه ها و سازمانهاى مستقل و واقعى كارگرى در كشورهاى مختلف جهان، از جمله در آمريكا، را بر مبناى منفعت جهانى طبقه كارگر گسترش دهد.   &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اتحاد بين المللى در حمايت از كارگران در ايران&lt;br /&gt;مارس ٢٠٠٧&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-6670432910591881913?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/6670432910591881913/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=6670432910591881913&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/6670432910591881913'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/6670432910591881913'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/03/blog-post_8938.html' title='همبستگى بين المللى كارگرى، دولتها و نهادهاى وابسته'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-8209297175599635799</id><published>2007-03-25T13:59:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:05:08.785+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>شادا آزادى ناصر زرافشان</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;ناصر زرافشان چهره ى درخشان مقاوت مردم ايران در برابر استبداد و ارتجاع حاكم، پس از گذراندن پنج سال حبس در زندان جمهورى اسلامى، در آستانه‌ى بهار از زندان آزاد شد.&lt;br /&gt;ما جمعى از نويسندگان، شاعران و فرهنگ ورزان در تبعيد، آزادى ناصر زرافشان وكيل شجاع خانواده ى مقتولان قتل هاى زنجيره اى را كه در دفاع از حقوق پايمال شده ى آنان، صليب رنج سال ها زندان را بر دوش گرفت و سرافرازانه بر پيمان خود در دفاع از حقوق آنان در پيگيرى پرونده اين قتل‌ها استوار ماند، به همسر و خانواده ى او و همه ى مردم آزاده ى ميهن دربندمان تبريك مى گوييم.&lt;br /&gt;                                                                                                      اول نوروز ١٣٨٦ &lt;br /&gt;نعمت آزرم، عسگر آهنين، مهدى استعدادى شاد، رضا اغنمى، رضا براهنى، هايده ترابى، شهرنوش پارسى پور، ناصر پاكدامن، على اصغر حاج سيد جوادى، حسن حسام، محسن حسام، منصور خاكسار، نسيم خاكسار، هادى خرسندى، اسماعيل خويى ، حسين دولت آبادى، اكبر سردوزامى، م.سحر، اسد سيف، بتول عزيزپور، رضا علامه زاده، هوشنگ كشاورز صدر، احمد كريمى حكاك، منصور كوشان، رضا مرزبان، باقر مومنى، ناصر مهاجر، مسعود نقره كار، مجيد نفيسى، پرتو نورى علا، محسن يلفانى، سعيد يوسف. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-8209297175599635799?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/8209297175599635799/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=8209297175599635799&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/8209297175599635799'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/8209297175599635799'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/03/blog-post_2377.html' title='شادا آزادى ناصر زرافشان'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-9213802433554769624</id><published>2007-03-20T23:28:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:05:08.785+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>گزارش سالینه به کارگران (سندیکای اتوبوسرانی)</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RgA9h04KfQI/AAAAAAAAAFM/hoFUpz0y1JE/s1600-h/GOZARESHE_SALIANE.JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5044099233994145026" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RgA9h04KfQI/AAAAAAAAAFM/hoFUpz0y1JE/s400/GOZARESHE_SALIANE.JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-9213802433554769624?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/9213802433554769624/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=9213802433554769624&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/9213802433554769624'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/9213802433554769624'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/03/blog-post_572.html' title='گزارش سالینه به کارگران (سندیکای اتوبوسرانی)'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RgA9h04KfQI/AAAAAAAAAFM/hoFUpz0y1JE/s72-c/GOZARESHE_SALIANE.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-3991249561657954930</id><published>2007-03-09T19:52:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T18:59:07.138+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مقاله'/><title type='text'>باکونین و طرح یک مسئله</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RfCexufvzMI/AAAAAAAAAFA/1MzMtNd4Q8Y/s400/marx%26bakounine.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 275px; CURSOR: hand; HEIGHT: 204px; TEXT-ALIGN: center" height="284" alt="" src="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RfCexufvzMI/AAAAAAAAAFA/1MzMtNd4Q8Y/s400/marx%26bakounine.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; باکونین را اغلب پدر آنارشیسم مدرن می خوانند (پرودن رغیب اصلی او برای این عنوان است)، ولی او نوشته نظری بزرگی از خود به یادگار نگذاشت. میراث او تنها یک عقیده بود که دولت شر است و باید از بین برود. وی در عوض نوعی آنارشی فدراسیونی را پیشنهاد می کرد. مریدان وی در حال حاضر تعداد قابل ملاحظه ای دارند، او در تمام عمرش سرداری بی سپاه بود، ولی در قرن بیستم لشکری از هواداران به او پیوستند و عده کثیری نیز خواسته یا نا خواسته در جبهه وی قرار گرفته اند. _که بسیاری از آنها به هیچ روی انقلابی یا آنارشیست نیستند_&lt;br /&gt;باکونین در حقیقت موجودی یکسره عاطفی بود که از عقل گرایی موشکافانه مارکس و توجه وی به جزئیات متنفر بود. فقدان علاقه وی به سازوکار پیچیده سرمایه در کنار نفرت مارکس از جسارت جاهلانه قرار می گرفت یا با آن متعادل می شد. با این همه، جدای از این، تقریبا هر آنچه در باب این دو نوشته اند و گفته اند محمل است.&lt;br /&gt;آن دو یکدیگر را در سال 1884 در پاریس ملاقات کردند و سپس اندکی بیش از انقلاب های سال های 1848 در بروکسل، یعنی زمانی که باکونین هنوز بیشتر کمونیست بود تا آنارشیست. باکونین اگر چه چهار سال بزرگتر از مارکس بود، به دانش برتر مرد جوان معترف بود «باکونین: من در آن زمان چیزی از اقتصاد سیاسی نمی دانستم» در حالی که حدس می زد اخلاق متضادشان، مانع «صمیمیت بی شائبه» می شود.&lt;br /&gt;آن دو شانزده سال یکدیگر را ندیدند، ولی این صرفا یک جدایی جغرافیایی بود. باکونین پس از ماجراجویی هایش به همراه ریچارد واگنر در سال 1849، هشت سال در زندان های درسدن، پراگ و سنت پترزبورگ به سر برد. در سال 1857، پس از مرگ تزار نیکلا، محکومیتش به تبعید ابد به سیبری تغییر یافت. چهار سال بعد، وی با مخفی شدن در یک کشتی که به سانفرانسیسکو می رفت از آنجا گریخت، و از طریق نیویورک به اروپا بازگشت.&lt;br /&gt;انگلس در سال 1849 هنگامی که علنا با طرح باکونین برای ایجاد یک ملت پان _اسلاوی مخالفت می کرد، نکته را به درستی دریافته بود: «باکونین دوست ماست. ولی این ما را از نقد کارش باز نمی دارد». باکونین مثل لاسال، در نامه های مارکس و انگلس همیشه مایه خنده و تفرح بود. مارکس در سال 1863 می نویسد: «باکونین هولایی شده است، کوه عظیمی از گوشت و چربی، و دیگر نمی تواند درست راه برود. برای اینکه بیشتر محظوظ شوی، باید بگویم که او انحراف جنسی دارد و به دختر لهستانی هفده ساله ای که در سیبری به خاطر مظلومیتش با او ازدواج کرده مظنون است. او در حال حاضر در سوئد است و با فنلاندی ها برای انقلاب!! نقشه می کشد.» زمانی که مارکس این ها را می نوشت، در واقع پانزده سال می شد که باکونین را ندیده بود.&lt;br /&gt;برخی از مورخان ادعا می کنند مارکس همشه از باکونین بدش می آمد، ولی ملاقات آن دو در پائیز 1864 چیز دیگری را عنوان می کند. این را می توان از نامه مارکس به انگلس درست روز بعد از دیدار آن دو فهمید. «باید بگویم که از او خیلی خوشم آمد. خیلی بیش از گذشته ... روی هم رفته، وی یکی از معدود کسانی است که پس از 16 سال می بینم به پیش رفته اند و نه به پس.» باکونین چند هفته بعد نامه ای سخت محبت آمیز برای مارکس می فرستد و خطابه افتتاحی او را در انترناسیونال می ستاید و عکس امضا شده او را طلب می کند.&lt;br /&gt;در خلال گفتگویشان در لندن، باکونین گفته بود که علاقه بچگانه اش را به توطئه گری و سازمان های مخفی از دست داده است: او عهد کرد که از حالا به بعد تنها در «جنبش سوسیالیستی» فراگیر یعنی انترناسیونال فعالیت خواهد کرد. ولی پس از رفتن به ایتالیا به سرعت به گندکاری های توطئه گرانه پیشین بازگشت. باکونین در خلال سه سال بعد، مطلقا با انترناسیونال سر و کاری نداشت.&lt;br /&gt;در سال 1867، به سوئیس رفت، جایی که باکونین متوجه شد انترناسیونال خود را به مثابه نیرویی پر اهمیت مطرح ساخته است. باکونین برای جبران مافات، تصمیم گرفت تشکیلات را از آن خود کند و دست به عملی کاملا احمقانه زد. او به عنوان رهبر خودخوانده «اتحاد بین المللی سوسیال دموکراسی» -آخرین گروهک کوچک و دهن پرکن او- به انترناسیونال کارگری پیشنهاد ادغام کرد، ادغام برحسب حقوق برابر. و بدین گونه می خواست عملا در ریاست سازمان جدید شریک شود. بسیار طبیعی بود که مارکس و همکارانش در شورای عمومی این پیشنهاد را مسخره کنند: آنها از طریق اتحادیه ها و سازمانهای وابسته ده ها هزار کارگر را نمایندگی می کردند، در حالی که جمع اعضای «اتحاد بین المللی» باکونین احتمالا بیش از بیست نفر نبود. باکونین که حمله صریحش دفع شده بود تصمیم گفت به شورای عمومی اطلاع دهد که «اتحاد بین المللی» منحل شده است. وسازمان جدید او، که «اتحاد» خالی برای سوسیال دموکراسی بود، امیدوار بود که سازمانی معمولی و وابسته به انترناسیونال کارگری باشد، درست مثل هر شعبه محلی دیگری. مارکس ضرری در این کار ندید و توصیه کرد قبولش کنند.&lt;br /&gt;آنان که باکونین را پهلوانی مخالف با ساختارهای متمرکز قدرت سلسله مراتب سفت و سخت می دانند، توضیح رفتار بعدی باکونین را دشوار می یابند –شاید به همین دلیل است که اغلب ترجیح می دهند آن را یکسره نادیده بگیرند. در اولین و تنها کنگره انترناسیونال که باکونین در آن شرکت داشت (در 1869 در بال)، او از «تاسیس دولتی جهانی متشکل از میلیون ها کارگر، دولتی که تاسیس آن وظیفه انترناسیونال است» دفاع کرد- و موقتا فراموش کرد که یک آنارشیست واقعی مانند خود او از «دولت» به هر شکل و اندازه متنفر است.&lt;br /&gt;در خلال بحث دیگری او پیشنهاد کرد قدرت شورای عمومی چنان افزایش یابد که بتواند متقاضیان جدید را رد کند و اعضای فعلی را بیرون بریزد. و جای حیرت نیست، جاه طلبی باکونین در این مرحله تسخیر شورای عمومی بود. او در پشت صحنه همیشه مشغول نقشه کشیدن بودن بود. نمونه کامل طرز کار باکونین را می توان در گفتگوی وی با یکی از طرفدارانش به نام چارلز پرون مشاهده کرد:&lt;br /&gt;«باکونین به او اطمینان داد که انترناسیونال فی نفسه نهاد خوبی است ولی چیز بهتری نیز هست که پرون به آن نیز باید ملحق شود (سازمان اتحاد). پرون قبول کرد. سپس باکونین گفت که حتی در سازمان اتحاد نیز ممکن است کسانی باشند که از زمره انقلابیون واقعی محسوب نشوند. و دست و پای فعالیت های سازمان را ببندند، و برای همین بهتر است پس سازمان اتحاد، گروه "برادران انترناسیونال" را باید تشکیل دهند. باز پرون قبول کرد. هنگامی که چند روز بعد، برای بار دیگر همدیگر را دیدند، باکونین به او گفت سازمان «برادران انترناسیونال» زیادی بزرگ است و پشت آن ها باید یک هبری یا مرکزیت سه نفره به وجود آورد –که یکی از آنها پرون، خواهد بود. پرون بار دیگر نیز قبول کرد.»&lt;br /&gt;قصد من از آوردن این مقدمه تاریخی معرفی باکونین و یا بیان سرگذشت وی نبود بلکه هدف طرح مسئله ای است که این روزها باید مورد توجه ویژه ای قرار گیرد آن هم سبک کار است که آیا ما می خواهیم با شرایط حساس و تعیین کننده پیش رو باز هم با همین سبک کار در دانشگاه ها ادامه دهیم یا نه.&lt;br /&gt;دیگر زمان تشکیل کمیته هایی با عنوان های دهن پرکن و معمولا دارای پنج تا ده عضو به سر آمده است. البته فکر می کنم سبک کار در مورد این تشکل ها که معمولا بیشتر از یک یا دو بیانیه یا یک به اصطلاح مانیفست جلوتر نمی روند، غلط باشد این ها اگر شاهکار کنند وبلاگ یا سایتی برای خود دست و پا می کنند و چند صباحی به خبر رسانی مشغول می شوند و نهایتا با یک حادثه کوچک (مهم نیست که چه باشد) از هم می پاشند و گویی چنین تشکلی (بخوانید محفل) تا کنون وجود نداشته است. دوباره چند صباحی بعد همان افراد حال با یکی دو نفر کم یا زیاد، تشکلی دیگر، بیانیه ای دیگر و احیانا سایتی دیگر دور هم جمع می شوند و دوباره و چند باره این سیکل تکرار می شود. بدون اینکه تاثیری در فرآیندها اجتماعی بگذارند و یا جریان سازی کرده باشند. تنها کاری که اینگونه تشکل ها می کنند به حدر دادن انرژی اعضا و با منحل شدن خود یاس را به عده ای تزریق می کنند که نمی شود در این شرایط کاری کرد. نمی شود جریانی را به پیش برد و ...&lt;br /&gt;اما دلیل این امر چه می تواند باشد؟&lt;br /&gt;اولین خصوصیت و مشخصه یک تشکل تاثیرگذاری آن و توده ای بودنش است. اصلی ترین مشخصه ای که تمام تیپ گروه ها و تشکل هایی که در بالا عنوان شد فاقد آن هستند. اعضای این گروه های فسقلی یا نمی خواهند کاری از پیش ببرند و فقط به دنبال این هستند که همانند باکونین (سبک کار باکونینی) تشکلی دهن پر راه بیاندازند (حال مهم نیست این تشکل چه تعداد عضو دارد، چقدر اجتماعی و توده ای است، چقدر می تواند جریان ساز و روی جریانات اجتماعی دارای نفوذ باشد) و اگر احیانا اتفاقی (در سطح جامعه یا حوزه ای که اینان برای خود تعریف کرده اند) افتاد اینان به نام خود مصادره کنند و از آن سهم خواهی کنند. یا اینکه می خواهند کاری را به پیش ببرند ولی به پیروی از اسلاف خود عمل کرده (که این خود مبحث مفصلی است) و نهایتا چیزی جز این که می بینیم نمی شود.&lt;br /&gt;دومین مورد دموکراتیک بودن و مدرن بودن این تشکل ها است. معمولا این سکت ها به خاطر سنت خود و یا به خاطر اینکه نمی خواهند احیانا نیروهای جدید جای آنها را گرفته و تشکل را رهبری کنند، باعث می شوند این تشکیلات نه به لحاظ ظاهری، بلکه در عمل به صورت یک سکت عمل کنند و عملا راه را بروی دیگر فعالین می بندند و از این تشکیلات چیزی جز دبیر و عده ای از اطرافیان کس دیگری نمی ماند یا اصلا وارد این تشکل نمی گردد. این نمونه از تشکل ها به هیچ وجه خصوصیات پویایی و تحلیلگری شرایط روز را نداشته و همیشه یک دنباله رو خوب بودند تا یک تشکل جریان ساز. از سوی دیگر اعضای این نوع سیستم ها معمولا بیشتر انرژی خود را صرف دسیسه چینی و نیرنگ برعلیه خود می کنند و یا مشغول خنثی کردن دسایس رفقای خود هستند.&lt;br /&gt;من این بحث را باز می گزارم و امیدوارم سایر دوستان نیز وارد این بحث مهم و اساسی گردند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-3991249561657954930?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/3991249561657954930/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=3991249561657954930&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/3991249561657954930'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/3991249561657954930'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/03/blog-post_6188.html' title='باکونین و طرح یک مسئله'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RfCexufvzMI/AAAAAAAAAFA/1MzMtNd4Q8Y/s72-c/marx%26bakounine.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-5044755942882097200</id><published>2007-03-09T03:00:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:05:08.785+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>یک خبر جالب</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;برای کسانی (چپ یا راست فرقی نمی کنه) که هنوز فکر می کنند چین کمونیستی است.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff6600;"&gt;اعلام قانون جدید مالکیت در چین&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;چین پرده از قانون برجسته‌ای برمی‌دارد که محافظت از حقوق مالکیت خصوصی را افزایش می‌دهد. این اولین قانون‌گذاری در این کشور کمونیستی برای پوشش دادن حق فرد برای تملک دارایی است. تحلیل‌گران می‌گویند که این حرکت، گامی مهم برای دور شدن از مکتب برابری چین و به سمت اقتصادی بازاری است. گفته شده که این لایحه همچنین محافظت از تصرف املاک را افزایش می‌دهد که تبدیل به منبع ناآرامی در میان کشاورزان مناطق روستایی شده است.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;محافظت مؤثر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در حین معرفی این قانون به جلسه‌ی سالانه‌ی قوه‌ی قانون‌گذاری چین (کنگره‌ی ملی خلق)، نایب رئیس وانگ ژائوگو گفت که تغییرات اقتصادی و اجتماعی کشور، قانون پیشنهادی را ضروری ساخته است. وی به خبرنگاران گفت این قانون به «حراست از منافع مستقیم و ضروری مردم» کمک می‌کند. او گفت که با اقتصادی که به طور روزافزون به سرمایه‌گذاری خصوصی وابسته می‌شود، مردم چین «به طور مبرم به محافظت مؤثر از اموال قانونی‌شان که از طریق کار سخت به دست آمده است نیاز دارند.»&lt;br /&gt;رهبران چین به مدت چند دهه تلاش کرده‌اند که پوشش دادن مایملک خصوصی را به صورت قانونی درآورند. سال پیش لایحه‌ای مشابه، پس از آنکه منتقدان هشدار دادند که باعث بدتر شدن نابربری‌های اجتماعی و ترویج حراج دارایی‌های ملی توسط مقامات فاسد می‌شود، از دستور کار پارلمان خارج شد. برخی از زایل شدن اصول سوسیالیستی چین بیم دارند. آخرین متن لایحه اظهار می‌کند که: « مالکیت دولتی، جمعی، فردی و سایر موارد توسط قانون محفوظ است، و هیچ دستگاه و یا فردی حق تجاوز به آن را ندارد.» اما اضافه می‌کند که: «ملت، اولین سطح سوسیالیسم است و باید به سیستم بنیادی اقتصاد پایبند باشد که در آن مالکیت جمعی، در همزیستی با دیگر انواع مالکیت، بر آنها غلبه دارد.»&lt;br /&gt;لایحه درصدد است که بر تصرف املاکی که غالباً به طور غیر قانونی در حال وقوع است، و همچنین بر انتقال دولتی مزارع به توسعه‌گران، که بارها بدون پرداخت غرامت کافی به کشاورزان صورت می‌گیرد، نظارت کند. این مسئله عامل عمومی ناآرامی در مناطق حومه‌ای است.&lt;br /&gt;انتظار می‌رود که این لایحه هفته‌ی بعد در پایان جلسه‌ی کنگره‌ی ملی خلق تصویب شود، کنگره‌ای که عموماً به عنوان مهر تصدیقی بر سیاست‌های حزب کمونیستی حاکم عمل می‌کند. &lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;br /&gt;ترجمه از رفیق آکو&lt;br /&gt;منبع: سایت BBC&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.bbc.co.uk/2/hi/asia-pacific/6429317.stm"&gt;http://news.bbc.co.uk/2/hi/asia-pacific/6429317.stm&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-5044755942882097200?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/5044755942882097200/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=5044755942882097200&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/5044755942882097200'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/5044755942882097200'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/03/blog-post_7374.html' title='یک خبر جالب'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-235455650638026766</id><published>2007-03-07T23:30:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:02:23.120+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مولتی مدیا'/><title type='text'>برای احمد باطبی و سایر زندانیان سیاسی</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;برای دانلود این کلیپ می توانید از لینک زیر استفاده کنید&lt;br /&gt;&lt;object id="batebi" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=" height="400" width="100%" classid="clsid:D27CDB6E-AE6D-11cf-96B8-444553540000"&gt;&lt;param name="_cx" value="17886"&gt;&lt;param name="_cy" value="10583"&gt;&lt;param name="FlashVars" value=""&gt;&lt;param name="Movie" value="http://www.sharemation.com/revolt68/batebi.swf"&gt;&lt;param name="Src" value="http://www.sharemation.com/revolt68/batebi.swf"&gt;&lt;param name="WMode" value="Window"&gt;&lt;param name="Play" value="-1"&gt;&lt;param name="Loop" value="-1"&gt;&lt;param name="Quality" value="High"&gt;&lt;param name="SAlign" value=""&gt;&lt;param name="Menu" value="-1"&gt;&lt;param name="Base" value=""&gt;&lt;param name="AllowScriptAccess" value="sameDomain"&gt;&lt;param name="Scale" value="ShowAll"&gt;&lt;param name="DeviceFont" value="0"&gt;&lt;param name="EmbedMovie" value="0"&gt;&lt;param name="BGColor" value="000000"&gt;&lt;param name="SWRemote" value=""&gt;&lt;param name="MovieData" value=""&gt;&lt;param name="SeamlessTabbing" value="1"&gt;&lt;param name="Profile" value="0"&gt;&lt;param name="ProfileAddress" value=""&gt;&lt;param name="ProfilePort" value="0"&gt;&lt;br /&gt;&lt;embed pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" swliveconnect="true" quality="high" allowscriptaccess="samedomain" type="application/x-shockwave-flash" height="200" src="batebi.swf" bgcolor="#000000" width="150" name="batebi"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;br /&gt;&lt;/object&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://www.sharemation.com/revolt68/batebi.swf"&gt;download this clip&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-235455650638026766?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/235455650638026766/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=235455650638026766&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/235455650638026766'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/235455650638026766'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/03/blog-post_1004.html' title='برای احمد باطبی و سایر زندانیان سیاسی'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-8037136487700344760</id><published>2007-03-06T19:44:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:05:08.785+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>مراسم 8 مارس در دانشگاه تهران برگزار شد</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Re2T5d7bmVI/AAAAAAAAAE0/QLHnt6Ln0qk/s1600-h/8_march_1385(8).jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5038846173593180498" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Re2T5d7bmVI/AAAAAAAAAE0/QLHnt6Ln0qk/s400/8_march_1385(8).jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; مراسم 8 مارس دانشگاه تهران برگزار شد.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;عکس های این مراسم و همچنین گزراشات و بیاینه های خوانده شده در این مراسم را نیز می توانید در &lt;a href="http://16azar1385.blogspot.com"&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;خبرنامه آزادی برابری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ببینید.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-8037136487700344760?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/8037136487700344760/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=8037136487700344760&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/8037136487700344760'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/8037136487700344760'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/03/8_1175.html' title='مراسم 8 مارس در دانشگاه تهران برگزار شد'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Re2T5d7bmVI/AAAAAAAAAE0/QLHnt6Ln0qk/s72-c/8_march_1385(8).jpg' height='72' width='72'/><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-2325738763334746531</id><published>2007-03-05T15:36:00.002+03:30</published><updated>2009-06-19T00:36:30.482+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بیانیه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبری'/><title type='text'>بيانيه دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب به مناسبت 8 مارس</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;بيانيه دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب به مناسبت 8 مارس، روز جهاني زن&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;تلاش انسانها براي رسيدن به جهاني که قوانين حاکم بر آن ، محصول اراده ي مستقيم آنان در تعيين آزادانه ي سرنوشتشان باشد ، درقلمرو تاريخ نوين بشر به خلق جنبشهاي بزرگي منجر شده است . نيروي ذخيره شده در اين جنبشها ، اگر مسلح به ايده هاي پوينده ي شعور ترقي خواه انسان باشد ، مهارناپذير است . چرا که رکن مادي ساختمان اين جنبشها را تجربه ي عمومي نبرد با بي عدالتي و استبداد تشکيل مي دهد .زن ، با اعتراض به موقعيت تبعيض آميز اجتماعي و تعريف ناعادلانه از هويت انساني اش ، نيروي مادي يکي از بزرگترين و جهاني ترين اين جنبشها را تشکيل داده است . او همچون ديگر قربانيان مناسبات عالمگير سرمايه ، در برابر ستمي که ملزومات حفظ اين مناسبات بر او روا مي دارد ، مقاومت کرده و اکنون تصميم حمله به آن را در خودآگاه عاصي خود گرفته است .8 مارس ، روز اعتراض تمامي بشريت به چنين بي عدالتي و چنين ستمي ست که به نيمي از افراد بشر تحميل مي شود . در اين روز ما دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب همصدا با تمام زنان مبارز جهان ، به قوانين تبعيض آميز و زن ستيزانه ي خاسته از مناسبات سرمايه دارانه ي حاکم اعتراض کرده و بر عليه نظام اجتماعي ارتجاعي و پوسيده اي که زن را قرباني خشونت خانگي ، قتل ناموسي ، تسليم در برابر وسوسه ي خود سوزي و ديگر اشکال و نتايج بردگي زن مي کند ، اقامه ي دعوا مي کنيم .ما خواهان برابري بي قيد وشرط زنان و مردان و لغو هرگونه نمود ستم و تبعيض جنسيتي از تمامي شئون زندگي اجتماعي بوده و از مطالبات زير به عنوان خواسته هاي اساسي زنان جامعه ايران حمايت مي کنيم :1- برابري کامل زنان و مردان در تمامي عرصه هاي اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي و حقوقي جامعه2- لغو مجازات سنگسار3- لغو پوشش اجباري زنان4- حمايت اکيد دولت از زنان و دختراني که به سبب شرايط نا مناسب زندگي ، به ورطه هاي تاريکي از قبيل تن فروشي سقوط ميکنند .5- لغو تبعيض جنسيتي در عرصه کار و دستمزد برابر با مردان به ازاي کار برابر6- لغو طرح سهميه بندي جنسيتي دانشگاه ها7- حذف تفکيک جنسيتي در سرويسهاي حمل و نقل ، اماکن عمومي و دانشگاهها8- حذف نظارت پليسي دانشگاه بر پوشش دختران دانشجوجنبش زنان ايران امروز مي بايست با موضعگيري قاطع بر عليه هرگونه دخالت خارجي ( اعم از حمله نظامي يا تحريم و محاصره اقتصادي ) و با حمايت بي دريغ از مطالبات و مبارزات کارگران ، دانشجويان و معلمان کشور اعلام نمايد که دستيابي به اهداف جنبش ، جز از طريق همبستگي تمامي قواي ترقي خواه بر خاسته از بطن جامعه ممکن نيست .اين بيانيه را با فراخوان به همه آزادي خواهان و برابري طلبان جامعه براي شرکت در تجمعي که به مناسبت فرارسيدن روز جهاني زن ، در روز سه شنبه 15 اسفند ( 6 مارس ) ساعت 12 ظهر در برابر دانشکده حقوق و علوم سياسي پرديس دانشگاه تهران برگزار مي شود ، به پايان مي بريم .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;گرامي باد 8 مارس، روز جهاني زن &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;روز آزادي و برابري تمامي انسان ها &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;(جمعي از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب دانشگاههاي ايران)&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-2325738763334746531?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/2325738763334746531/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=2325738763334746531&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/2325738763334746531'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/2325738763334746531'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/03/8_9413.html' title='بيانيه دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب به مناسبت 8 مارس'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-2430981689709330516</id><published>2007-03-01T14:23:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:02:23.120+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مولتی مدیا'/><title type='text'>تصاویری از تظاهرات ضد جنگ در انگلستان</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;عکس های زیر، عکس های تظاهرات مردم انگلیس در مخالفت با جنگ علیه ایران است که روز5 شنبه اسفند ماه برگزار شده است.&lt;br /&gt;شعار محوری این تظاهرات «نه به جنگ امپرياليستی عليه ايران. نه به رژيم جمهوری اسلامی در ايران.»&lt;br /&gt;که سایت &lt;a href="http://www.aftabnews.ir/vdcdn50ytn05k.html"&gt;&lt;span style="color:#ffff00;"&gt;آفتاب نیوز&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; با پررویی هر چه تمام عنوان کرده که این تظاهرات در حمایت از ایران بوده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea2MxbIAqI/AAAAAAAAAEU/sWh94BVywDQ/s1600-h/n00057997-r-b-015.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5036913563802272418" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea2MxbIAqI/AAAAAAAAAEU/sWh94BVywDQ/s400/n00057997-r-b-015.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea1uRbIApI/AAAAAAAAAEM/W31T7-24ysU/s1600-h/n00057997-r-b-016.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5036913039816262290" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea1uRbIApI/AAAAAAAAAEM/W31T7-24ysU/s400/n00057997-r-b-016.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea1hxbIAoI/AAAAAAAAAEE/XjWm8h9Lhy4/s1600-h/n00057997-r-b-017.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5036912825067897474" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea1hxbIAoI/AAAAAAAAAEE/XjWm8h9Lhy4/s400/n00057997-r-b-017.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea1SBbIAnI/AAAAAAAAAD8/F6zg_lKjpSw/s1600-h/n00057997-r-b-005.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5036912554484957810" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea1SBbIAnI/AAAAAAAAAD8/F6zg_lKjpSw/s400/n00057997-r-b-005.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea1CRbIAmI/AAAAAAAAAD0/ZsehhAkIh1o/s1600-h/n00057997-r-b-001.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5036912283902018146" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea1CRbIAmI/AAAAAAAAAD0/ZsehhAkIh1o/s400/n00057997-r-b-001.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp2.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea0zhbIAlI/AAAAAAAAADs/B_THIZwtXpU/s1600-h/n00057997-r-b-002.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5036912030498947666" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp2.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea0zhbIAlI/AAAAAAAAADs/B_THIZwtXpU/s400/n00057997-r-b-002.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea0eRbIAkI/AAAAAAAAADg/oRWwY0uswt0/s1600-h/n00057997-r-b-011.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5036911665426727490" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea0eRbIAkI/AAAAAAAAADg/oRWwY0uswt0/s400/n00057997-r-b-011.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-2430981689709330516?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/2430981689709330516/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=2430981689709330516&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/2430981689709330516'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/2430981689709330516'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/03/blog-post_1990.html' title='تصاویری از تظاهرات ضد جنگ در انگلستان'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rea2MxbIAqI/AAAAAAAAAEU/sWh94BVywDQ/s72-c/n00057997-r-b-015.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-3776926254539116305</id><published>2007-02-25T01:09:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:02:23.120+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مولتی مدیا'/><title type='text'>اعتراض اعضای سندیکای اتوبوسرانی به دادگاه اسانلو</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReC01Bfl4sI/AAAAAAAAADM/-Z9lVO_T0zY/s1600-h/revolt(4).JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5035223206427222722" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReC01Bfl4sI/AAAAAAAAADM/-Z9lVO_T0zY/s320/revolt(4).JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReC0chfl4rI/AAAAAAAAADE/AbfyaaEXi7k/s1600-h/revolt(5).JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5035222785520427698" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReC0chfl4rI/AAAAAAAAADE/AbfyaaEXi7k/s320/revolt(5).JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReC0CRfl4qI/AAAAAAAAAC8/rbhEL5asX4A/s1600-h/revolt(3).JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5035222334548861602" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReC0CRfl4qI/AAAAAAAAAC8/rbhEL5asX4A/s320/revolt(3).JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReCzZBfl4pI/AAAAAAAAACk/akK-2MMO0cA/s1600-h/revolt.JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5035221625879257746" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReCzZBfl4pI/AAAAAAAAACk/akK-2MMO0cA/s320/revolt.JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReCy_Bfl4oI/AAAAAAAAACc/cFzJMTopaDk/s1600-h/revolt(2).JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5035221179202658946" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReCy_Bfl4oI/AAAAAAAAACc/cFzJMTopaDk/s320/revolt(2).JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReCylBfl4nI/AAAAAAAAACU/fn5co22BUYY/s1600-h/revolt(1).JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5035220732526060146" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReCylBfl4nI/AAAAAAAAACU/fn5co22BUYY/s320/revolt(1).JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-3776926254539116305?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/3776926254539116305/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=3776926254539116305&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/3776926254539116305'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/3776926254539116305'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/02/blog-post_5517.html' title='اعتراض اعضای سندیکای اتوبوسرانی به دادگاه اسانلو'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp3.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/ReC01Bfl4sI/AAAAAAAAADM/-Z9lVO_T0zY/s72-c/revolt(4).JPG' height='72' width='72'/><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-5552240462838141270</id><published>2007-01-28T00:50:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:04:09.259+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خواندنی'/><title type='text'>آدم پست</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://bp2.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RbvCl0UGzkI/AAAAAAAAABk/jjiTLvCiLPY/s1600-h/trotsky.gif"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5024823764215844418" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://bp2.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RbvCl0UGzkI/AAAAAAAAABk/jjiTLvCiLPY/s400/trotsky.gif" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; "آدم پست، حاکم بر اذهان نو" (سالتیکف)"من سخت سرگرم خبر دادن هستم" – کلمات غرورآمیز یک نمایندهدر این نماینده چیزی از پستی به صورتی ذاتی وجود دارد. هرکه او را می بیند یا می شنود، بدون اختیار یاد این جمله انجیل می افتد: "و او پاشنه ات را خواهد گزید". اشتیاق به گزیدن، و دقیقا در پاشنه، انگیزه اصلی روح او را تشکیل می دهد. در زندگی اجتماعی همیشه به مواضع افراطی متمایل است، چرا که از انجا افق دید وسیع تری برای گزیدن دارد. نزد او مساله "راست" یا "چپ" بودن عقاید علی السویه است. اگر پوریشکویچ در سمت راست نشسته و اودر چپ، این فقط تصادفی است. او می تواند هر آن این بازی را تغییر دهد و در منتهای راست بنشیند: مانند تمام خزندگان فطری باید یک طرف خود را بپوشاند تا با اطمینان هرچه بیشتر همه را در طرف دیگر نیش بزند. به پوریشکویچ اشاره کردیم، اما او واجد مقادیر زیادی مسخرگی خودکفا نیز هست هر چند بدطینتی را حذف نمی کند، شامل عنصری از ظرافت بی طرفی است. اگر چه این فقط ظرافت طبع یک فراش است، یعنی کراهتی غیر قابل توصیف، اما در کنسرت عمومی مرکب از نیش و دندان قرچه دست کم صدایی از تسکین را وارد می کند. آدم پست اما از این کیفیت "جبران کننده" هیچ ندارد. مسخرگی به او بیگانه نیست، برعکس. اما نه ناشی از نیاز طبع ظریف که محصول عدم تعادل میان اراده خسته یک خزنده سمی و منابع ناکافی اوست. او می تواند تا واج نهایی حماقت پیشروی کند، اما حماقتی که همواره "مقصد" دارد و آلوده به زهر. و هرگز حتی برای یک لحظه سازشی در این کار نخواهد کرد، همانطور که در تصویر کژدمی که از فرط زهرآگین بودن خود را نیش می زند نیز سازشی دیده نمی شود.هنگامی که با چپ است، آدم پست از همه چپ تر می رود و از فاصله دور این هاله "چپ گرایی" اجازه نمی دهد آن طور که واقعا هست دیده شود. اما، محیطی که او بواسطه بوالهوسی تاریخ روسیه در آن محدود شده عاقبت راه او را مسدود خواهد کرد. نیازی نیست که ما موقعیت چپ را ایده‏آل جلوه دهیم، اما چپ بواسطه عقایدش زنده است و در تحلیل نهایی امیال آن، چه بزرگ، چه کوچک و چه حتی جزئی، تحت الشعاع این عقایدند و به واسطه آن انضباط می یابند و بارور می شوند.آدم پست اما بر بدطینتی زهر آلود خود کنترل ندارد و هنگامی که می گزد در واقع زنده بودن خود را توجیه می کند. او نه می تواند و نه مایل است که محدودیتی را به رسمیت بشناسد.مردم مقدار زیادی خوش ذات و بی ریا هستند و فکر می کنند، "خیر او نمی تواند قادر به چنین اعمالی باشد" ... اما اشتباه می کنند. از او هر کاری برخواهد آمد. دروغگو نه الزاما به دنبال پول است و نه مقام. اینها به خودی خود خواهند آمد. برای انجام چنین اعمال شنیع او از خودانگیختگی تغذیه می کند. و به همین دلیل هرگز در دروغ، افترا و اتهام حتی حدودی را که احتیاط ایجاب می کنند، رعایت نخواهد کرد. فردا به ما نشان خواهد داد آن چه امروز نمی خواهیم باور کنیم.مردم ساده بر حذر باشید از آدم پست!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;لئون تروتسکی &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-5552240462838141270?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/5552240462838141270/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=5552240462838141270&amp;isPopup=true' title='16 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/5552240462838141270'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/5552240462838141270'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/01/blog-post_4181.html' title='آدم پست'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp2.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RbvCl0UGzkI/AAAAAAAAABk/jjiTLvCiLPY/s72-c/trotsky.gif' height='72' width='72'/><thr:total>16</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-3860340068184564928</id><published>2007-01-28T00:19:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T18:59:07.138+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مقاله'/><title type='text'>کودتای 28 مرداد، مصدق و حزب توده</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rbu8SUUGzhI/AAAAAAAAABA/G8XJRg1I4Xw/s1600-h/28mordad.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5024816832138628626" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rbu8SUUGzhI/AAAAAAAAABA/G8XJRg1I4Xw/s400/28mordad.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;div align="justify"&gt;نیم قرن پیش ایالات متحده برای اولین بار دولت یك كشور در خاورمیانه را سرنگون ساخت. قربانی این عملیات، دولت محمد مصدق، نخست وزیر ایران بود كه با رأی مردم به قدرت رسیده بود. عملیات آژاكس، تاریخ ایران، خاورمیانه و حتی جهان را تغییر داد. این عملیات، محمد رضاشاه را دوباره بر تخت طاووس نشاند و به او اجازه داد كه دیكتاتوری خود را دوباره با شدت بیشتری اعمال كند. سوالاتی که اینجا در ذهن ایجاد می شود این است: چرا کودتا؟ چرا کودتایی به این ارزانی و راحتی؟ آیا در این کودتا، صرفا آمریکا و انگلیس نقش داشتند؟ نقش ارتش چه بود؟ روحانیونی که این کودتا را تائید و حمایت کردند چه نقشی داشتند؟ همچنین سیاستمدارانی که غیر از تائید، احیانا طراح آن نیز بوده اند؟ چرا آیت الله كاشانی، نواب صفوی، آیت الله فلسفی، دكتر بقایی، حسین مكی، علی زهری، شمس قنات آبادی و سپهبدی به جبهه ملی پشت كردند و به آن خیانت كردند تا جائیكه دكتر بقایی به خود اجازه می دهد به كودتا عنوان «قیام ملی 28 مرداد» بدهد. به هر حال به بسیاری از این پرسشها پاسخ هایی داده شده است، که به عقیده نگارنده تاحدود زیادی توانسته اند جوابگوی سوالات بالا باشند. اما مسئله ای که اینجا مطرح است این است که تا کنون تحلیلهای متعددی از عملکرد حزب توده و شخص دکتر مصدق ارائه شده است. در این قسمت نیز به بررسی موضع گیری حزب توده و شخص دکتر مصدق، دو عامل تأثیرگذار در این دوره كه در آن زمان دارای تاثیر و نفوذ بالایی در مردم بودند، می گیریم.&lt;br /&gt;واكنش حزب توده نسبت به جریان ملی شدن نفت، و مصدق نخست وزیر، در بهترین حالت متناقض بود. ریشه های مسئله به زمان جنگ جهانی دوم برمی گشت، كه ایران در اشغال متفقین بود، در نیمه دوم سال 1322، كابینه ساعد باب گفتگو با شركت های نفتی انگلیسی و آمریكایی را بر سر قرارداد اكتشاف میدانهای نفتی جنوب، كه بنابر قراردادهای موجود هنوز كاوشی در آنها صورت نگرفته بود، گشود. این در زمانی بود كه هم حزب توده و هم ملی گرایان در مجلس چهاردهم (تنها دوره ای كه حزب توده دارای نماینده بود) به عنوان اقلیت حضور داشتند. مذاكرات برای مدتی در پس پرده جریان یافت، تا اینكه یكی از نمایندگان مجلس آن را افشا كرد. نمایندگان حزب توده و ملی گرایان در مجلس با فكر واگذاری امتیازات جدید به امپریالیسم از در مخالفت برآمدند. اما در شهریور 1323 كه هیئتی از طرف اتحاد شوروی به ریاست كافتارادزه به تهران رسید و خواستار مذاكره بر سر امكان واگذاری حق اكتشاف میدان های نفتی شمال ایران شد، وضع بكلی تغییر كرد. كابینه ساعد كه طرفدار انگلیس بود با پیشنهاد شوروی مخالفت كرد و همین باعث شد كه هیئت شوروی به تهدید متوسل شود . از این لحظه تا یك سال پیش از كودتا ، ملی گرایان و حزب توده در مورد مسئله نفت راه خود را جدا كردند. ملی گرایان، به رهبری مصدق، با واگذاری هرگونه امتیازی به شوروی ها تا زمانی كه ایران بر منابع خود كنترل كامل پیدا نكرده، مخالف بودند. از آن گذشته مصدق در سال 1323 با شتاب لایحه ای را به مجلس برد كه هیئت دولت را از هرگونه مذاكره بر سر مسائل مربوط به صنایع نفت با خارجیان بدون اطلاع و مشاركت كامل مجلس منع می كرد. در خلال مذاكرات مجلس بر سر این موضوع، مصدق تز «موازنه منفی» خود را كه بعدها سنگ بنای سیاست خارجی او را تشكیل داد، باز هم توسعه داد. وی درباره این مورد عنوان کرد: «من آنچه عرض كردم در مصالح مملكت و منافع آن دولتی است كه طالب ‹‹موازنه سیاسی›› است. هرگاه ما تعقیب از ‹‹سیاست مثبت›› كنیم، باید امتیاز نفت شمال را هم برای مدت 92 سال بدهیم و به این طریق موازنه سیاسی برقرار كنیم. گذشته از اینكه ملت ایران برای همیشه و اكنون مجلس، با این كار موافق نیست و دادن امتیاز مثل این است كه مقطوع الیدی برای حفظ موازنه راضی شود كه دست دیگر او را هم قطع كنند».&lt;br /&gt;سیاست حزب توده در سال 1323 در جهت «موازنه مثبت» سیر می كرد و برداشت آنها از این عمل مصدق، مخالفت با منافع شوروی و همگامی وی با امپریالیسم آمریكا و انگلیس بود.&lt;br /&gt;در سال 1328 ملی شدن صنعت نفت دوباره مطرح شد و یك بار دیگر حزب توده نشان داد كه برای این مبارزه آمادگی ندارد. در تیر ماه 1328 ساعد، كه یك بار دیگر به نخست وزیری رسیده بود، كوشید یك قرارداد الحاقی را با شتاب از طریق مجلس پانزدهم (كه به خاطر انتخابات در آستانه تعطیلی بود) به تصویب برساند. این قرارداد، كه به قرارداد گس-گلشائیان (طرفین انگلیسی و ایرانی مذاكره) معروف بود، قرارداد تجدید نظر شده نفتی 1933 (1312) ایران و انگلیس را، كه مدت امتیازات نفتی انگلیس را از 1962 (1341) به 1993 (1372) افزایش داده بود، تأئید می كرد و به آن جنبه قانونی می بخشید. اما از آنجا كه&lt;a href="http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rbu8yUUGziI/AAAAAAAAABI/jiApmsATgMc/s1600-h/x52zhh.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5024817381894442530" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" height="331" alt="" src="http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rbu8yUUGziI/AAAAAAAAABI/jiApmsATgMc/s400/x52zhh.jpg" width="239" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; مذاكرات 1933 (1312) در دوران حكومت رضاخانی انجام شده و از طرف مجلس دست نشاندة او به تصویب رسیده بود، مشروعیت این قرارداد مورد پذیرش طرف ایرانی نبود. عمر مجلس بدون تصویب لایحه ای در این خصوص به پایان رسید و تلاش انگلیسی ها ناكام ماند. در جریان انتخابات مجلس شانزدهم، در تابستان و پائیز، مصدق و همكارانش جبهه ملی را تأسیس كردند و با وجود تقلب در انتخابات، موفق شدند چند تن از اعضای خود را به مجلس جدید بفرستند. به سرعت مصدق در رأس كمیسیون فرعی نفت در مجلس قرار گرفت و صحنه برای مبارزه در راه ملی شدن صنعت نفت مهیا شد. كمیسیون فرعی بحث خود را دربارة لایحه گس- گلشائیان در تیر ماه 1329 آغاز و آن را رد كرد. مصدق دو ماه مهلت خواست تا امكانات و الزامات ملی كردن صنعت نفت را بررسی كند. در اسفند 1329 صنعت نفت ملی شد و مصدق در یكی از مقاطع تاریخی و بسیار بحرانی كشور به نخست وزیری منصوب گردید. حزب توده با تحلیل غلط از واقعیت های عینی موجود در عرصه سیاست روز، نتوانست از موج جدیدی كه جریان ملی شدن نفت را برانگیخته بود، درك صحیحی پیدا كند.&lt;br /&gt;جبهه ملی درواقع ائتلافی بود از ملی گرایان طرفدار آمریكا، لیبرالها و جناح راست مذهبی. در مجموع جبهه ملی به صورت یك موازنه ظریف و شكننده درآمده بود كه لازم بود احزاب دیگر با همان ظرافت و حساسیت سیاست خود را در قبال آن تعیین كنند. تحلیل حزب توده از جریان ملی شدن نفت نه بر پایه واقعیت های عینی درون ایران، بلكه براساس اوضاع بین المللی استوار بود. شگفت آنكه، در حالیكه سیاست حزب در قبال مسئله ملی كردن نفت بطور ذهنی با منافع شوروی گره خورده بود، حتی به معنای بازتاب سیاست شوروی در این خصوص نبود. در حالیكه شوروی ها به هنگام تحریم اقتصادی ایران از جانب انگلیس، برای كمك به ایران كار چندانی انجام ندادند، اما اهمیت قانون ملی شدن نفت را دریافتند. رسانه های شوروی از ملی شدن نفت پشتیبانی و از مصدق و جبهه ملی گزارش مثبتی ارائه كردند، ولی حزب توده براساس برداشت خودش از آنچه وظایف بین المللی اش تلقی می كرد، عمل می نمود. دشمنی حزب توده با دولت مصدق تا سال دوم تصدی او ادامه پیدا كرد. در تیر ماه 1331، مصدق به دنبال اختلاف با شاه از سمت خود كناره گیری كرد. به دنبال آن در 30 تیر قیام خونین صورت گرفت كه شاه را واداشت مصدق را به مقام خود بازگرداند و به او اختیارات بیشتری واگذار كند. از این مقطع تا روز سقوط مصدق، سیاست حزب توده به حمایت از مصدق (به بهای از دست رفتن استقلال حزب) تغییر كرد. مصدق در ماههای پس از سی تیر با اطمینان از شكست شاه و انگلیس، به تغییرات اجتماعی بنیادین دست زد، از همین روی پشتیبانی جناح راست سنتی (راست مذهبی) جبهه را از دست داد و وقتی علاوه بر انگلیس با آمریكا نیز بر سر ملی كردن صنعت نفت اختلاف پیدا كرد طرفداری عناصر طرفدار آمریكا را نیز از دست داد كه این دو گروه در آینده از مجریان كودتا شدند كه با انگلیس و آمریكا به سازش رسیدند و دولت ملی را سرنگون كردند. در شرایطی كه مصدق طرفداران سنتی خود را از دست می داد، حمایت حزب توده از دولت مصدق نیز بیشتر می شد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;سرانجام، كودتا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;a href="http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rbu9iUUGzjI/AAAAAAAAABQ/6ccNo1xCzgk/s1600-h/mosadegh.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5024818206528163378" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; CURSOR: hand" alt="" src="http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rbu9iUUGzjI/AAAAAAAAABQ/6ccNo1xCzgk/s400/mosadegh.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;توده‏ای‏ها از طریق شبكه اطلاعاتی خود در نیروهای مسلح، بویژه لشكر گارد سلطنتی كه پشتیبان اصلی كودتا بود، از پیش آگاه شده و حتی به مصدق خبر داده بودند. در روز 25 مرداد كودتای اول شكست خورد و در فاصله بین دو كودتا (25 تا 28 مرداد) حزب در آماده باش كامل به سر می برد و با نخست وزیر در تماس بود. بین دو تلاش برای كودتا، حزب توده به پائین كشیدن مجسمه های شاه در گوشه و كنار كشور، نشر مقالاتی در محكوم كردن كودتا و درخواست الغای سلطنت و استقرار جمهوری دموكراتیك خلق، سرگرم بود. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;هنگامی که تحویل ناگهانی و شدید در زندگی یک ملت روی می دهد، با وضوح خاصی معلوم می گردد که هریک از طبقات این ملت چه هدفی را تعقیب می کند، چه نیرویی دارد و با چه وسایلی عمل می نماید (لنین، درسهای انقلاب).&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;در صبح روز 27 مرداد، مصدق در گفتگویی سرنوشت ساز از سفیر آمریکا وعده گرفته بود که در صورت برقراری دوباره نظم و قانون، از آمریکا کمک بگیرد. مصدق نیز درست نظیر کلاغ قصه‏ی مشهور در دام وعده های امپریالیسم افتاد و به ارتش فرمان داد تا خیابان ها را از همه تظاهرات کنندگان پاک سازند. همچنین از حزب توده خواست تظاهرات را متوقف كند تا او بتواند اوضاع را تحت كنترل درآورد. البته مصدق بعدها هدف از این كار را جلوگیری از جنگ داخلی – بین چه گروه هایی؟؟ – عنوان كرد، جالب اینكه مصدق تلاش می كرد برای پراكندن مردم كه پشتیبانان اصلی او بودند از ارتش، دشمن پیشین خود، استفاده كند. حزب توده که از یاد برده بود «چون قیام شروع شد با قطعیتی هرچه تمام تر حتما و بی چون و چرا باید به تعرض پرداخت،» حرف مصدق را کورکورانه پذیرفت و این به معنای آن بود كه در روز كودتا هواداران حزب از حالت آماده باش خارج بودند و خیابان در دست ارتش و اوباش اجیر شده بود. از این رو، حزب توده با وجود شبكه سازمانی و پایگاه توده ای اش، در برابر نیروهای كودتا نتوانست وارد عمل شود و منفعل و خانه نشین باقی ماند. تلاش های بعدی برای سازماندهی مقاومت مسلحانه با آشفتگی و هرج و مرج همراه بود و نشان داد كه برای كودتاچیان هم‏آوردی به حساب نمی آید. همزمان با بازگشت شاه به كشور، نیروهای مسلح، جبهه ملی و حزب توده را سركوب و متلاشی كردند. آنها مصدق، رضوی، شایگان و پس از سه ماه پیگیری، فاطمی را هم كه در یك مخفیگاه حزب توده پنهان شده بود، دستگیر كردند. به جز فاطمی كه اعدام شد و لطفی وزیر دادگستری كه كشته شد با سایر رهبران ملی به مدارا رفتار كردند. اما رفتار با توده ای ها خشن و شدیدتر بود. نیروهای امنیتی چهل مقام حزبی را اعدام كردند، 140 نفر دیگر را زیر شكنجه كشتند، 200 نفر را به حبس ابد محكوم و بیش از 3000 تن از اعضای عادی حزب را دستگیر كردند. اکنون رژیم می توانست مطمئن شود دست كم سازمان حزب توده و جبهه ملی را از بین برده است. در پایان می‏توان گفت بزرگترین باعث و بانی فاجعه 28 مرداد و هچنین کشته شدن فاطمی و کادرهای توده، بی تدبیری مصدق و سران حزب توده و تحلیل نادرست آنان از شرایط عینی جامعه دست کم در سه روز پایانی بوده است.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-3860340068184564928?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/3860340068184564928/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=3860340068184564928&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/3860340068184564928'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/3860340068184564928'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/01/28_7850.html' title='کودتای 28 مرداد، مصدق و حزب توده'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/Rbu8SUUGzhI/AAAAAAAAABA/G8XJRg1I4Xw/s72-c/28mordad.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-7717231456845557064</id><published>2007-01-18T18:38:00.002+03:30</published><updated>2009-06-19T00:36:30.482+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بیانیه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خواندنی'/><title type='text'>بخش هایی از مانیفست</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RbJtZkUGzgI/AAAAAAAAAAw/5bEm6vBTu1c/s1600-h/02tho0201.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5022196820483689986" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 262px; CURSOR: hand; HEIGHT: 203px" height="236" alt="" src="http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RbJtZkUGzgI/AAAAAAAAAAw/5bEm6vBTu1c/s400/02tho0201.jpg" width="307" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;... نظریه کمونیست ها را می توان در یک عبارت خلا صه کرد: &lt;strong&gt;محو مالکیت خصوصی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;ما کمونیستها را سرزنش می کنند که می خواهیم حق مالکیتی را براندازیم که افراد شخصا از دسترنج کار خودشان به دست آورده اند، مالکیتی که [گویا] بنیاد هرگونه آزادی، فعالیت و استقلال فردی است.&lt;br /&gt;مالکیت حاصل از دسترنج و ثمره کار و لیاقت! نکند منظورتان مالکیت پیشه‏ور و دهقان خرد است، یعنی شکلی از مالکیت که پیش از مالکیت بورژوازی وجود داشته است؟ نیازی به برانداختن این مالکیت نیست، رشد صنعت تا حد وسیعی آن را برانداخته و هر روز هم در کار برانداختن آن است.&lt;br /&gt;نکند مقصودتان مالکیت خصوصی جدید بورژوازی است؟&lt;br /&gt;اما مگر کار دستمزدی برای کارگر مالکیتی خلق می کند؟ به هیچ وجه. کار دستمزدی سرمایه می آفریند، یعنی گونه ای از مالکیت که کار دستمزدی را استثمار می کند و در صورتی افزایش می یابد که منبع جدیدی از کار دستمزدی پدید آورد تا از نو به استثمار آن بپردازد. مالکیت، در شکل کنونی خود، مبتنی بر تضاد سرمایه و کار دستمزدی است. هر دو وجه این تضاد را بررسی می کنیم.&lt;br /&gt;سرمایه دار بودن یعنی داشتن جایگاهی در تولید که صرفا شخصی نیست، بلکه اجتماعی نیز هست. سرمایه محصول جمعی است، و فقط با کار یکپارچه عده زیادی از اعضای جامعه و، در نهایت، با کار یکپارچه تمام اعضای جامعه به کار انداخته می شود.&lt;br /&gt;از اینرو، سرمایه قدرت شخصی نیست، بلکه قدرت اجتماعی است.&lt;br /&gt;بنابراین، هنگامی که سرمایه به مالکیت جمعی، یعنی به مالکیت تمام اعضای جامعه در می آید، به معنای آن نیست که مالکیت شخصی به مالکیت اجتماعی تغییر یافته است. [در اینجا] فقط خصلت اجتماعی این مالکیت دگرگون شده است. مالکیت خصلت طبقاطی خود را از دست می دهد.&lt;br /&gt;اکنون کار دستمزدی را بررسی می کنیم.&lt;br /&gt;حداقل دستمزد بهای میانگین کار دستمزدی است، یعنی آن مقدار معین از وسایل معاش که مطلقا برای زنده ماندن کارگر لازم است. بنابراین، آنچه کارگر مزد بگیر با کار خود به تملک در می آورد، صرفا برای تداوم و باز تولید زندگی اش کفایت می کند. ما درصدد آن نیستیم که آن تملک شخصی حاصل کار را براندازیم، یعنی تملکی که به مصرف حفظ و بازتولید زندگی آدمی می رسد و مازادی هم برجا نمی گذارد که با آن بتوان بر کار دیگران تسلط داشت. ما فقط می خواهیم خصلت تباه کننده تملکی را از بین ببریم که موجب می شود کارگر فقط به این دلیل زنده بماند که بر سرمایه بیفزاید و فقط تا جایی زنده می ماند که منافع طبقه حاکم ایجاب می کند.&lt;br /&gt;در جامعه بورژوازی کار زنده فقط وسیله ای برای افزایش کار انباشته شده است. [اما] در جامعه کمونیستی، کار انباشته شده فقط وسیله ای برای گستردن، بارور کردن و اعتلا بخشیدن زندگی کارگران است.&lt;br /&gt;بنابراین، در جامعه بورژوایی، گذشته بر حال و در جامعه کمونیستی حال بر گذشته چیره است. در جامعه بورژوایی سرمایه استقلال و فردیت دارد، حال آنکه آدم زنده نه استقلال دارد نه فردیت.&lt;br /&gt;و بورژوازی از بین بردن این وضعیت را از بین بردن فردیت و آزادی می داند! حق هم دارد. بی شک هدف [ما] از میان برداشتن فردیت بورژوایی، استقلال بورژوایی و آزادی بورژوایی است.&lt;br /&gt;آزادی در شرایط کنونی تولید بورژوازی [به مفهوم] تجارت آزاد و خرید و فروش آزاد است. اما زمانی که خرید و فروش ناپدید شود، خرید و فروش آزادانه هم ناپدید می شود. سخن سرایی در باره خرید و فروش آزادانه و تمام «سخنان مشعشعانه» بورژوازی ما درباره آزادی، اصولا اگر مفهومی هم داشته باشد، فقط در مقابل خرید و فروش محدود و تحت نظارت تجار دست و پا بسته قرون وسطایی صادق است، و در برابر شیوه تولید و خود بورژوازی معنا و مفهومی ندارد.شما از اینکه می خواهیم مالکیت خصوصی را براندازیم به هراس افتاده‏اید، اما مالکیت خصوصی در همین جامعه موجود شما برای نه دهم جمعیت از بین رفته است. صرفا از آن جهت مالکیت خصوصی عده ای معدود وجود دارد که این نه دهم از آن بی بهره هستند. پس شما ما را به این جهت سرزنش می کنید که قصد داریم شکلی از مالکیت را نابود کنیم که محرومیت اکثریت عظیم جامعه از هر نوع مالکیتی شرط ضروری هستی آن است.&lt;br /&gt;خلاصه، ما را سرزنش می کنید که قصد داریم مالکیت شما را از میان برداریم. دقیقا چنین است: قصد ما همین است. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-7717231456845557064?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/7717231456845557064/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=7717231456845557064&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/7717231456845557064'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/7717231456845557064'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/01/blog-post_4389.html' title='بخش هایی از مانیفست'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp0.blogger.com/_c1mKPMZ9qAM/RbJtZkUGzgI/AAAAAAAAAAw/5bEm6vBTu1c/s72-c/02tho0201.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-4122726861351903752</id><published>2007-01-09T04:19:00.002+03:30</published><updated>2009-04-19T19:04:09.260+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خواندنی'/><title type='text'>Imagine</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;تصور كن نه بهشتى در ميون باشه نه دوزخى&lt;br /&gt;تصورش سخت نیست&lt;br /&gt;بالا رو كه نگاه كنى فقط آسمونو ببينى و&lt;br /&gt;مردمو كه فقط واسه امروز زندگى می كنن&lt;br /&gt;تصور كن كشورى در ميون نباشه&lt;br /&gt;تصورش سخت نيست&lt;br /&gt;تصور كن چيزى نباشه كه به خاطرش بميرى يا بكشى&lt;br /&gt;حتا هيچ دينى هم وجود نداشته باشه&lt;br /&gt;تصور كن مردم عمرشونو در صلح سر كنن&lt;br /&gt;شايد بگى خيال مى‌بافم ولى من تنها نيستم&lt;br /&gt;آرزوم اينه كه تو هم يه روزى بپيوندى به ما و&lt;br /&gt;همه دنيا يكى بشه&lt;br /&gt;دنيايى بدون مالكيت رو تصور كن&lt;br /&gt;مى‌تونى تصور كنى؟&lt;br /&gt;دنيايى بدون گرسنگى، بى‌حرص و طمع&lt;br /&gt;يگانگى آدما رو تصور كن&lt;br /&gt;تصور دنيايى رو بكن كه همه يه سهمى توش دارن&lt;br /&gt;شايد بگى خيال مى‌بافم ولى من تنها نيستم&lt;br /&gt;آرزوم اينه كه تو هم بپيوندى به ما و همه دنيا يكى بشه&lt;br /&gt;جان لنون&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-4122726861351903752?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/4122726861351903752/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=4122726861351903752&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/4122726861351903752'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/4122726861351903752'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2007/01/imagine_5066.html' title='Imagine'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-37252579.post-6674502924012922174</id><published>2007-01-01T00:14:00.000+03:30</published><updated>2009-06-19T00:15:42.310+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مقاله'/><title type='text'>جنبش دانشجويی</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پس از مرگ دوم خرداد و شروع فصل جدیدی از جنبش دانشجویی، دور جديدى از تحرکات&amp;nbsp; دانشجوئى يکى پس از ديگرى دانشگاه ها را فرا مي گيرد و توجه جامعه را به شدت به خود جلب کرده است. انتظارات از اين محيط و اين اعتراضات کدام هستند؟ چه پتانسيلى دارند؟ اين اعتراضات در فعل و انفعالات بزرگتر جامعه چه نقشى مي توانند ايفا کنند؟ در این مقاله سعی می کنیم تا به پاره ای از اين مسائل بپردازیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشگاه را می توان تریبون سیاسی جامه و انعکاسی عینی از آن دانست. البته این مسئله در همه‏ی کشورهای دنیا صدق می کند. اما ما در کشورى مثل ایران با يک پديده خاص هم روبرو هستيم. از آنجا که در اين جوامع احزاب سياسى امکان فعاليت آزادانه ندارند، دانشگاه جاى آن ها را مي گيرد و تبديل به مرکز اعتراض مي شود. در اين کشورها معمولا دانشگاه مرکز فعاليت سیاسی می شود. به همين دليل است که اگر دانشگاه در يک کشور مثل ايران را با مثلا دانشگاه در يک کشور اروپائى مقايسه کنيم متوجه مي شويم که در کشور اروپائى دانشگاه به این شکل، شکل و شمايل اعتراضى را ندارد يا درست مثل جامعه است. در جامعه هر خبرى باشد در دانشگاه هم همان خبر است. اگر جامعه به حرکت در آمده باشد دانشگاه هم به حرکت در مى آيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته اگر بخواهيم اعتراضات دانشجوئى&amp;nbsp; را جنبش دانشجوئى بخوانيم آن وقت بايد قاعدتا معطوف به مسائل دانشجويان باشد. درست همان طور که جنبش دهقانان يا پرستاران به مسائل آنها معطوف است. مسائل دانشجويان به عنوان يک بخش اساسا به شهريه، سلف سرويس، خوابگاه و کيفيت تدريس و غيره برمي‏گردد. در حالي که در همه اين کشورها وقتى بحث در مورد اعتراض دانشجوئى مي شود، مسائل سياسى پيش کشيده مي شود.&amp;nbsp; در نتيجه اطلاق جنبش دانشجوئى به اين اعتراضات گمراه کننده است. به اين دليل که يک تصوير يک دست و "هم منفعت" سياسى از دانشجو به دست مي دهد. مثلا وقتى مي گوئيم جنبش کارگرى اشاره به يک منفعت واحد مي کنيم که کارگران را با هم به حرکت در مى آورد. در حالي که دانشگاه منفعت واحد و جنبش واحدى، خارج از شرايط درس خواندن، را نمايندگى نمي کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه که به آن جنبش دانشجوئى گفته مي شود چيزى جز اعتراض دانشجويان دگر اندیش نيست. در نتيجه در صف اعتراض دانشجوئى،&amp;nbsp; راست و چپ، را مي توانيد پيدا کنيد. اينکه کدام يک از اين سنت ها يا گرايش هاى سياسى در دانشگاه دست بالا را پيدا مي کند نشان دهنده آن است که، کدام یک از سنت ها يا جريانات سياسى در جامعه دست بالا را پيدا کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما وقتى که جامعه خيلى "شلوغ" باشد، همانند سال 57، دانشگاه، به عنوان مرکز اعتراض دانشجوئى اهميتش را از دست مي دهد. مرکز تجمع همه مي شود که دانشجويان در آن گم هستند. در سير بالا گرفتن اعتراض در جامعه در جائى ديگر چيزى به اسم جنبش دانشجوئى يا اعتراض دانشجوئى باقى نمي ماند. دانشجويان و اعتراضشان در اعتراض عمومى مردم ادغام و حل مي شوند. دانشگاه هم يک میدان اعتراض سياسى همگانى مي شود. با اين استدلال مي شود گفت که اطلاق جنبش به اعتراض دانشجوئى و دادن يک هويت واحد سياسى به آن مشروط است. دانشجويان انعکاس جامعه هستند، طبقه يا منفعت واحدى را نمايندگى نمي کنند و ما با اعتراضات دانشجويانی روبرو هستيم که سنت هاى مختلف سياسى در دانشگاه اهداف خود در چارچوب عمومى جامعه را دنبال مي کنند. دانشجو، در همه جوامع، کمتر مورد فشار است. به اين دليل که جوان است، معمولا نان آورِ کسى نيست، خانواده "تحت تکفل" ندارد و محدوديت هائى مثل محدويت کارگر يا معلم يا کارمند را ندارد. براى دانشجو اعتصاب خيلى وقت ها اقدام هيجان آور و غرور آمیزى است، اما براى کارگر زجر است و تا آنجا که بتواند به آن دست نمي برد. دانشجو معمولا منفرد است، جوان است، پرشور است&amp;nbsp; و کسى چشم به دست او ندوخته است، در نتيجه آزادى عمل بيشترى براى ريسک کردن دارد. اعتراض مي کند و اعتراضش در فضاى سياسى تاثير مي گذارد. بخصوص در جوامعى نظير ايران که دانشگاه به نوعى فعل و انفعال سياسى و فکرى جامعه را منعکس مي کند و اعتراض دانشجو هم تنها اعتراض دانشجوئى نيست بلکه اعتراضِ در جامعه را، دارد منعکس مي کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرق دیگری که این جنبش با دیگر جنبش ها دارد این است که اعتراض دانشجو در جامعه می تواند فقط فضای سیاسی را تحت الشعاع خود قرار دهد، در حالی كه اعتراض كارگر بعنوان كارگر، كل چرخ های تولید را می خواباند و نتایجش بنیادی تر خواهد بود. كارگر نفت اگر اعتصاب بكند كه ابعادش با هزار برابر اعتصاب كل دانشجویان کشور هم قابل مقایسه نیست. این همان موقعیت اجتماعی متفاوتی است كه درباره اش صحبت شد. جنبش دانشجویی یكی از تنها جنبش هایی بوده كه طی ٦ یا ٧ سال گذشته كه توانسته كل فضای سیاسی جامعه ایران را حول خود قطبی و تحت الشعاع خود قرار بدهد. مقاطع مختلفی را از خود نشان داده است كه ١٨ تیر یكی از آنها بود،&amp;nbsp; ١٦ آذر های مختلف و یا امكانات مختلفی كه&amp;nbsp; در دوره آغاز حیات&amp;nbsp; دوم خرداد از آنها استفاده كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این مقاله از جنبش دانشجویی صحبت می كنیم و فعلا درباره این&amp;nbsp; بحثی نداریم كه آیا به كار بردن لفظ جنبش دانشجویی درست است یا نه. و آیا به آن می شود نام جنبش را داد یا نه. آنجا كه صحبت از جنبش دانشجویی&amp;nbsp; می كنیم، منظور همان واقعیتی است كه، در جامعه مردم آن را به عنوان جنبش دانشجویی برسمیت می شناسند. جنبشی كه دارای سابقه است، مبارزاتی كرده و هزینه داده و فعلا با هر تعبیری كه ما از آن داریم، جامعه از آن به عنوان جنبش دانشجویی یاد می كند. جنبشی كه تفاوت های زیادی با مثلا جنبش كارگری دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين وضعيت دانشگاه يک طيف يا سپهری از سنت ها ى اجتماعى و سياسى در دانشگاه را در مقابل ما قرار مي دهد. کليه جريانات، سنت ها، افق ها، آرزوهاى سياسى و اجتماعى در دانشگاه هستند. اتفاقا در جوامعی شبيه ايران اين سنت ها را در دانشگاه ساده تر مي بينيد چون محيطی&amp;nbsp; روشنفکرانه تر و باز تر است. نتيجتا دانشگاه را بايد در اين متن تحليل کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش دانشجویی بعنوان یك جنبش و اعتراض متشكل، اساسا&amp;nbsp; از سیاست شروع كرد و برعكسِ جنبش های دیگر، مستقیما سراغ سیاست رفت. اعتراض وسیع دانشجو آن طور كه مردم در کوچه و خیابان بگویند دانشجوها این كار را كردند و فلان خواسته را دارند از سر سیاست شروع شد و با مطرح شدن دوم خرداد همراه بود. جنبش دانشجویی در آن زمان مستقیما به سراغ سیاست رفت و از سیاست شروع كرد. مثل جنبش های دیگر که اول خواسته های رفاهیشان را مطرح می كنند و&amp;nbsp; كم كم خواسته های سیاسی را جلو می كشند نبود. این جنبش مستقیما از دخالت در سیاست شروع كرد. چرا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;اولین باری كه جامعه متوجه می شود كه دانشجو بیرون آمده و حرفی دارد كه بزند و تلاش می كند همه را متوجه خودش بكند وقتی است كه شعارهای سیاسی و پرچم دوم خرداد را بلند می كند و از این طریق مستقیما در سیاسی ترین مسله روز دخالت می كند. اینجا حتی دانشجویی هم كه واقعا مسله اش تنها طرح خواسته های صنفی اش بود، می بایست بیاید و در این جنگ سیاست شركت كند. بر عكسِ جنبش های دیگر، طرح خواسته های اقتصادی اینجا، از كانال مبارزه‏ی سیاسی می گذشت. اما اینكه چرا پدیده دوم خرداد شكل گرفت. این پدیده از شرایط معین سیاسی در سطح كل جامعه منتج می شد و منحصر به محیط های دانشگاهی نبود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;این نوع آغاز اعتراض سیاسی در محیط های دانشگاهی وجوه مثبت و منفی را به كل این جنبش و بخصوص به رهبران و فعالینش بخشیده است. اینجا به رهبران این جنبش می پردازیم. (بحث اینجا تنها در رابطه با آن قشر فعال جنبش دانشجویی عضو در انجمن های اسلامی نیست، بلکه در مورد قشر وسیعتری از فعالین و رهبران اعتراضات دانشجویی است.)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از وجوه "منفی" شروع می كنیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- استفاده از امكانات به اصطلاح "قانونی" در كار سیاسی برای این جریان به روش و تئوری و نوع كار (از ابزار به هدف) تبدیل شد. اگر بحث می شود كه فلان كار سیاسی باید انجام بشود، بدوا نگاه می كند كه ببیند در چهارچوب استفاده از امكانات "قانونی" این كار را می شود كرد یا نه؟ می بیند كه بدوا با توجه به این امكانات امكان پذیر است یا نه؟ شدن یا نشدن و درست بودن یا نبودن یك عمل سیاسی را زیادی از سر "امكانپذیری قانونی" آن می بیند و به این فکر نمی کند که آیا در مثلا فلان موقیت، چه باید کرد؟ یا در فلان موقعیت چه نباید کرد؟.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- این جنبش رهبران قدیمی اش را كنار گذاشته و امروز&amp;nbsp; روی پای خود ایستاده و به زبان خود حرف هایش را می زند، انتقاد خود را می کند ولی بدون رهبری جریان خاصی. در نتیجه جنبش به جای یک سر و یک جریان پیشرو تبدیل به چندین خرده جریان شده که فعلا هیچکدام نتوانسته اند رهبری جنبش را به طور قاطع در دست بگیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این وجوه "منفی"&amp;nbsp; به هر درجه كه ما از آن سابقه استفاده از دوم خرداد فاصله می گیرم&amp;nbsp; تاثیرشان بر كار جنبش كمتر می شود. اما هنوز این ویژگی ها را در فعالیت های رهبران و فعالین جنبش دانشجویی می بینم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این نگرش روش های مبارزاتی مانند روزه سیاسی، تحصن ها، اعتصاب غذا در مقایسه با جلسه گذاشتن و با مردم بحث كردن به همان دلایل گذشته مقبولیت بیشتری دارند. این سنت روزه سیاسی و اعتصاب غذا نه از سر قدرت ما كه از سر "مظلوم بودن" است كه پا جلو می گذارد. این فرهنگ مبارزه منفی دوم خردادی است كه متاسفانه هنوز دیده می شود. سال گذشته در اعتراضات به احكام كمیته های انضباطی در دیگر دانشگاه های ایران این را دیدیم. این روش ها هنوز برای بخشی از فعالین و رهبران اعتراضات دانشجویی ملاک کار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;وجوه مثبت طیف رهبران جنبش دانشجویی:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مدعی بودن. خود را در قالبی می بیند كه جامعه را خطاب قرار دهد، مستقل از اینكه سمپاتی به چه خط سیاسی دارد. این به نظر خصلت نِمای فعالان و رهبران جنبش دانشجویی است و بدوا از منشا این فعالین كه در قسمت اول مقاله ذکر شد، ناشی می شود. جنبش با استفاده از امکانات دوم خرداد، توانست در ابعادی سراسری كل جامعه را خطاب قرار دهد و امروز كه خودش پته دوم خرداد را روی آب ریخته و شعار دوری از قدرت و نقد رادیکال آن را سر می دهد، با همان ادعا ایستاده. این به نظر نقطه قدرت بزرگ این طیف از فعالین و رهبران جنبش دانشجویی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;- جنبش مستقل از این كه مردم او را به عنوان رهبر اعتراض&amp;nbsp; خود قبول دارند یا نه، خودش را رهبر جنبش اعتراضی می داند. این هم از گذشته آن ناشی می شود. اینكه جنبش دانشجویی جلو افتاد و جامعه را مخاطب قرار داد، یك طرف قضیه این بود كه طبرزدی یا گنجی آمدند و به عنوان "رهبر" دمكراسی خواهی و غیره سعی كردند خودشان را به مردم قالب كنند(که البته نتوانستند)، طرف دیگرش همین صف بزرگ فعالین و رهبران جنبش و اعتراض دانشجویی بودند كه به همان اندازه خودشان را رهبر اعتراض مردم می دانند. این شامل حال تمام فعالین و رهبران در جنبش دانشجویی می شود. خودشان را بدوا رهبر اعتراض مردم می دانند. به همین اعتبار فعالین و رهبران اعتراضات دانشجویی ارتباطات بسیار وسیعی با فعالین جنبش های زنان و کارگری دارند، سراغ آنها می روند و سعی می كنند كه مردم را با خود هم نظر و قانع كنند و به همه جا سر می کشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تمركزشان بر مسایل سیاسی روز بسیار بیشتر از فعالین و رهبران جنبش های دیگر است، البته جنبش هایی که خود را جزیی از جنبش های سیاسی/اجتماعی می دانند و حساب بقیه هم که جداست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اعتقاد به لزوم كار تشكیلاتی دارند. این نسل از جنبش دانشجویی كارشان را با دوم خرداد شروع كردند. خودشان تشكیلاتی وسیع را برای دوم خرداد به وجود آوردند و دیدند كه به همت همین تشكیلات داشتن چه اعتراضاتی را می توانند سازمان بدهند. امروز هم كه از دوم خرداد "گذر" كرده اند، به ضرورت داشتن تشكیلات و كار متشكل واقف هستند. مزه اش را چشیده اند&amp;nbsp; و می دانند كه به تشكل محتاجند. حتی بخش هایی هم كه معتقدند فعلا باید كار تئوریك كرد هم متشكل كار تئوریك می كنند. اگر می خواهند كاری هم نكنند، می نشینند و جمعی كاری نمی كنند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دامنه عمل جنبش دانشجویی و اینكه این جنبش تا چه حد می تواند فضای سیاسی جامعه را مخاطب قرار دهد و می تواند كار جدی صورت دهد درست به اندازه قدرت رهبریِ رهبرانش است یعنی به هر درجه كه این رهبران نگرش و افقشان قد بدهد، به همان اندازه جنبش دانشجویی می تواند به پیش یا به پس برود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طیف وسیعی از فعالینی كه با دوم خرداد شروع كردند را امروز می شود به سه دسته&amp;nbsp; تقسیم&amp;nbsp; كرد که عبارتند از:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1) بخشی كه با دوم خرداد شروع كردند و الان هم دوم خردادی هستند. فقط در مقاطع معینی كه امكان پیدا بكنند (همچون نزدیکی انتخابات ها و 16 آذر ها و دیگر موقیت ها که حتی بدنه دانشجویی به خودی خود اکتیو می شود) جلو می افتند، در غیر این صورت به دلیل از رده خارج شدن دوم خرداد دیگر حرفشان خریداری در بدنه دانشجویی ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2) بخش دوم کسانی هستند که بعد ار دوم خرداد به رادیکالیسم چرخیده اند، اما فقط می توان از آنها به عنوان کسانی که در حوزه شعار سعی می کنند خود را رادیکال نشان دهند ولی در حوزه عمل به شدت پاسیف و غیر جنبشی عمل می کنند. از این قبیل می توان بسیاری از ngoها را مثال زد که با پروژه هایی از قبیل حمایت از حیوانات مرده، سر خود را گرم می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3) بخشی دیگر با شكست دوم خرداد، به رادیکالیسم چرخیدند و خود را رادیکال می دانند. فضای امروز را در دست دارند. اما تناقضات زیادی را با خود حمل می كنند. اینكه ما فعلا باید كار تئوریك بكنیم. رجوعشان به رادیکالیسم هم البته با استناد به ادبیات "قانون" است كه اجازه انتشار پیدا كرده اند. همانند کمپین یک میلیون امضا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4) بخش دیگر فعالینی هستند كه خود را با اهداف سیاسی معینی تداعی می كنند. این بخش از فعالین به نظر هنوز از آن موقعیتی برخوردار نیستند كه بتوانند جنبش دانشجویی را جهت بدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخرین نكته این است كه معضل جنبش دانشجویی یا اعتراض دانشجو در جامعه، همان معضل كل جنبش اعتراضی مردم است. بحران رهبری شاید بهترین بیان این معضل باشد. رهبری كه باید آن را شناخت.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/37252579-6674502924012922174?l=ashrafnezhad.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/feeds/6674502924012922174/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=37252579&amp;postID=6674502924012922174&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/6674502924012922174'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/37252579/posts/default/6674502924012922174'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ashrafnezhad.blogspot.com/2009/06/blog-post.html' title='جنبش دانشجويی'/><author><name>majid ashrafnezhad</name><uri>https://profiles.google.com/108097717348246902585</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh5.googleusercontent.com/-zm_uZjQwaPU/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAyA/5rg7_7WQhE0/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
